پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین، مقابله با تحریف تاریخ و پاسخ به ایرانستیزان
در اسناد امریکایی مربوط به کودتای ۲۸ مرداد آمده است که اگر شاه با کودتا علیه مصدق همراهی نکند «دوران سلطنت او به سرعت به پایان خواهد رسید» و کشور سقوط خواهد کرد! در ادامه آمده است: «بر خلاف تصور غلط شاه، امریکا و انگلیس تاکنون از او حمایت کرده و خواهند کرد. اما اگر شاه همکاری نکند این حمایت ادامه نخواهد یافت. نماینده ویژه امریکا عواقب این مسئله را برای او توضیح خواهد داد».
با بررسی قوانین آن دوران در مییابیم که حکم عزل مصدق که توسط شاه صادر شد قانونی نبوده است. شاه چه در هنگام وجود مجلس و چه در دوران فترت یعنی زمانی که مجلس وجود نداشت، حق عزل نخست وزیر را نداشته است. به جز این اصلا انحلال مجلس به صورت رسمی اعلان نشده بود که شاه بخواهد نخست وزیر را بر کنار کند.
در شاهنامه قدرت نه تنها در روایت مستقیم پادشاهان و پهلوانان، که در پس نمادهایی پنهان نیز جلوه میکند؛ نمادهایی که اگر رمزگشایی شوند، تصویری عمیق از جهانبینی ایرانیان باستان به دست میدهند. مارهای روی شانه ضحاک، درفش کاویانی که از پیشبند چرمی کاوه برخاست، و فرّه ایزدی که از جمشید جدا شد و به فریدون پیوست، هرکدام لایهای از معنا را با خود حمل میکنند. این نوشتار در پی آن است که نشان دهد چگونه «فریب»، «اتحاد» و «مشروعیت آسمانی» در قالب این سه نماد، داستان داد و ستم را روایت میکنند.
آنچه در بررسیهای تاریخی، مورد توجه قرار میگیرد، اتحاد سه کشور لودیه، بابل و مصر علیه ایرانیان است که قصد حمله داشتند و کوروش بزرگ به آنها واکنش نشان داد. کوروش بزرگ اگر صرفاً قصد جهانگیری و کشورگشایی داشت، میتوانست با توجه به قدرتی که به دست آورده بود، به راحتی هند، مصر و حتی تمام سرزمینهای یونانی نشین را از آن خود کند.
دکتر مصدق از طرف مادر به خاندان قاجار نسبت داشت، اما پدر او قاجاری نبود. مصدق در اندیشه و رفتار سیاسی خود نگاه قومی و قبیلهای نداشت و خود را در چارچوب منافع ملی ایران تعریف میکرد. او حتی درباره پادشاهان قاجار مواضعی انتقادی داشت میگفت: «نسبت به سلاطین قاجاریه من کاملاً مأیوسم؛ زیرا خدمتی به این مملکت نکردهاند».
از آموزههای زرتشت گرفته تا کتیبههای هخامنشی و اندرزهای دوره ساسانی، نشان میدهند که توجه به مردم، بهروزی و شادی آنان، آبادانی سرزمین و دادگری فرمانروا، جایگاهی پررنگ در اندیشه ایران باستان داشته است. گرچه نمیتوان از وجود نظامی مانند دموکراسی امروز در ایران باستان سخن گفت ولی نباید اندیشههای ایران باستان را در شکل گیری نظامهای نوین سیاسی نادیده گرفت.
با بررسی منابع باستانی در مییابیم که در اندیشه باستانی ایرانی فرمانروا باید منافع خود را پس از منافع مردم ببیند و مشروعیت او وابسته به انصاف، تدبیر و عدالت است. فرمانروا زمانی شایسته پادشاهی است که دادگر و خردمند بماند. با گرایش به ستم و نابخردی، فرّه ایزدی (سرچشمه مشروعیت) از او دور میشود. حتی در جایی آمده است: فرمانروا باید نخست خداوند، پس از او مردم و سپس خویشتن را در نظر گیرد.
ارمنستان، هَنگام شاهانشاهی-ی اَرْشَگانِ (اشکانی) ارمنستان، نَخست پاتْرَم-ای [ملت] بود که ۳۳۰ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، آیینیگیها [رسماً] به کیش ترسا [مسیحی] گْرَوید. آزناوَرانِ [اشراف] ارمنیگ، ۲۰۳ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، از «وَرَهْرانِ» ۵-اُمْ، پادخشاه ساسانیگ، زَسْتَنْدْ [تقاضا کردند] که «اَرْتَخْشْتَر» ۴-اُم، پادخشاه اَرْشَگانِ ارمنستان را هَیالانَدْ [عزل کند].
آنچه از بررسی منابع تاریخی و آثار باستانی میتوان دریافت، این است که مادها، همانند پارسیان، خود را آریایی یا ایرانی میدانستند و هویت ایرانی در میان آنان برجسته بوده است. کتیبههای باستانی ایرانی، گزارشهای یونانیان باستان، پژوهشهای تاریخی، پژوهشهای زبانشناختی و ... همه و همه مادها را ایرانی معرفی میکنند.
با بررسی کلی منابع هم عصر گزنفون باید گفت که گزنفون کارنامه بهتری نسبت به کتزیاس و هرودوت دارد و برخی از نوشتههای او سازگاری بیشتری با کتیبهها و اسناد باستانی دارد. البته این بدان معنا نیست که نوشتههای گزنفون بدون اشکال هستند. اما آنچه گزنفون را از دیگر نویسندهها متمایز میکند، ارزش ادبی و اخلاقی اثر اوست. در کوروپدیا درسها و آموزههای اخلاقی فراوانی وجود دارد و خود گزنفون اذعان کرده است که این مفاهیم را از ایرانیان آموخته است.
پیش نمایش برگه پسین:

بسته آموزشی جامع UI/UX
این بسته آموزشی یک مسیر کامل برای تبدیل شدن به یک طراح UI/UX است که تمام مهارتهای مورد نیاز این مسیر را در کنار هم پوشش میدهد.
























