پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین، مقابله با تحریف تاریخ و پاسخ به ایرانستیزان
منیژه گنجوی (مهستی گنجوی) نخستین بانوی رباعیسُرای شناخته شده ایران زمین است. او تنها یک شاعرِ دلبرانه نبود، ونکه آوای بانویی آگاه و پیشرو در روزگار خویش به شمار میرفت. مهستی را پایهگذار اَندیشگاه شهرِ آشوب در پیکرِ رباعی میدانند؛ چرا که با ویژهگویی پیشهها و پیشهوران گوناگون، نگارهای زنده از جامعهی روزگار خویش نگاشته است.
افسرالملوک عاملی، مثنوی بلندی با نام کورشنامه را به سبک شاهنامه آغاز کرد که آنچه به دست ما رسیده است از آغاز فرمانروایی دیائوکو (دیوکس) پادشاه ماد تا وصیت داریوش بزرگ به فرزند خود و بر تخت نشستن خشایارشا است. توانایی بانو افسرالملوک در حماسهسرایی و آگاهی او از تاریخ ایران باستان در آن زمان قابل تحسین است.
ایران در شاهنامه گاهی به معنای «جهان ایران» و قلمرو فرمانروایی جمشید و فریدون آمده است. پس از تقسیمبندی فریدون، «ایران» در برابر «توران» و ... قرار گرفت. طبیعی است که بعدها، در داستانهای مربوط به اشکانیان و ساسانیان در شاهنامه، «ایران» به معنای قلمرو فرمانروایی آنان به کار رفته باشد. گاهی نیز «ایران» در معنایی محدودتر به کار رفته و میتواند به مرکز فرمانروایی، درگاه شاهی یا قلمروی تحت فرمان مستقیم شاه اشاره داشته باشد.
در شاهنامه واژه ایران علاوه بر اشاره به جهان ایرانی و کشور ایران، گاهی برای اشاره به پایتخت کشور و جایگاه شاهی استفاده میشده است. یعنی ایرانیان برای اشاره به سپاهیان یا پهلوانانی که به فرمان شاه از درگاه شاهنشاهی آمدهاند، به کار میرفته است. آشکار است که سیستان در شاهنامه بخش مهمی از ایران بزرگ بوده است و پهلوانان سیستان جانفشانیهای فراوان برای ایران کردند.
شکی نیست که توران بخشی از جهان ایرانی بوده است اما موضوع اساسی آن است که همه سرزمینهای ایرانی در ابتدا در اختیار پادشاهان ایران همانند جمشید و فریدون قرار داشته است. نام ایران مدتها قبل از آنکه اصلا توران از نظر سیاسی بوجود بیاید در شاهنامه ذکر میشود. توران یک کشور مقطعی بوده است که در تقسیمبندیهای فریدون بوجود آمد که بعدها فریدون هم از این تقسیم بندی صرف نظر کرد.
افغانستان امروزی بخشی مهم از تمدن ایرانی بوده است؛ اما به هیچ وجه به معنای آن نیست که «ایران» در شاهنامه معادل افغانستان امروزی بوده است! هویت تاریخی و فرهنگی ایران را نمیتوان به مرزهای سیاسی دولتهای امروزی محدود کرد. در شاهنامه از بخشهای گوناگونی چون سیستان، خراسان و شهرهای فراوان آن مانند بلخ، آمل، تمیشه، گیلان، ری، قم، پارس و شهرهای فراوان آن مانند استخر، کرمان، آذرآبادگان (آذربایجان) و شهرهای فراوان آن مانند اردبیل، اصفهان، اهواز و ... به عنوان بخشهایی از ایران یاد شده است.
در ایران باستان دروغگویی یکی از بزرگترین رذائل اخلاقی بود و ما نباید دروغ را بپذیریم چه به نفعمان باشد و چه به ضررمان. اینکه نخستین بار مطالب نادرست و به ظاهر در طرفداری از ایران باستان را چه کسانی تولید کردند جای بررسی دارد. بسیاری از برگهها و کانالها صرفا بازنشر میکنند و قطعا تولید کننده اصلی نیستند. پس از مدتی شاهد جوسازی ایرانستیزان علیه فرهنگ ایران به بهانه این مطالب هستیم.
جدا از جایگاه والای شاهنامه فردوسی در فرهنگ ایرانی، نباید کارایی شاهنامه فردوسی در پاسداری از ارزشهای نیکو در گستره جهانی را فراموش کرد. چنانچه فردوسی با آن روش باستانی داستانهای خردمندانه را نمیسرود، چه بسی زبان پارسی دستخوش فراموشی میشد و فراموشی زبان پارسی میتوانست بسیاری از دستاوردهای فرهنگی و شهر آیینی را نابود کند و مردمان را منش زندگی نیکو دور کند!
داستانهای اسطورهای باعث تداوم و ماندگاری هویت ایرانی شدند. فرایند تمایزات و تشابهات در داستانهای اسطورهای ایرانی به چشم میخورد که نشان دهنده نقش اسطورهها در هویت ایرانی است. اگر نگوییم داستانهای اسطورهای مهم ترین نقش را در پایداری هویت ایرانی ایفا کردند، باید بگوییم یکی از موارد مهم همین داستانها بودند.
چهارم شهریور، در گاهشمار کهن ایرانی روزی برای جشن شهریورگان، که به شهریور امشاسپند (ایزد پادشاهی آرمانی) تعلق دارد. این روز بهعنوان زادروز کوروش بزرگ پشتوانهی تاریخی ندارد. این نوشتار در پی آن است که گاهشمار باستانی را بهدرستی معرفی کند، و نشان دهد که بزرگداشت کوروش بزرگ، نیازمند آگاهی و دقت تاریخی است، نه نسبتدادن زادروزی ساختگی به او.
پیش نمایش برگه پسین:

بسته آموزشی جامع UI/UX
این بسته آموزشی یک مسیر کامل برای تبدیل شدن به یک طراح UI/UX است که تمام مهارتهای مورد نیاز این مسیر را در کنار هم پوشش میدهد.























