سامان بختیار
پژوهشگر تاریخ، بیشتر پژوهشها درباره تاریخ معاصر ایران
اطلاعات تماس:
دکتر مصدق از معترضین اصلی عدم خروج قوای ارتش سرخ شوروی از ایران و همچنین از مخالفین سر سخت طرحهای تجزیهطلبانه مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی بود. مصدق میگفت بیگانگان نغمههایی برای ما ساز کردهاند که موجودیت و تمامیت و همچین آیندهی ما را تهدید میکند و ما را به طرف تجزیه و جنگهای داخلی و برادر کشی سوق میدهند.
دکتر محمد مصدق در مجلس طوفانی چهاردهم سخنگوی اصلی حدود ۳۰ نماینده مستقل بود. او تأکید کرد که قانون اساسی به وضوح نقش پادشاه را صرفا تشریفاتی دانسته است. مصدق که همواره معتقد بود «پادشاه باید سلطنت کند نه حکومت»، در مجلس چهاردهم از علاقه خود به پادشاه جوان گفت.
یکی از سویههای ارزشمند سپندارمذگان، نگاه ویژه به مهرورزی زن و شوهر و بهبود پیوند آنها پس از پیمان زناشویی است. زن و شوهر میتوانند این جشن را جشن ویژه خود بدانند. به راستی «روز دلدادگان ایرانی» یکی از برداشتهای شایسته از جشن سپندارمذگان است. برداشتهای دیگری مانند روز زن در ایران باستان و… هم از این جشن باستانی میشود.
برخلاف آن چیزی که مخالفان هخامنشیان تبلیغ میکنند و میگویند که همه هنر و معماری هخامنشیان از بیگانگان گرفته شده، ولی واقعیت خلاف آن است. تردیدی نیست که اقوام ایرانی بیشترین نقش را در ساختن پارسه (تخت جمشید) داشتند هرچند از توانمندی اقوام غیر ایرانی ساکن در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی هم بهره بردهاند. ایرانیان با الهام گیری از معماریهای مختلف، معماری ویژهای را پدید آوردند که البته نمایانگر احترام به هنر اقوام گوناگون است. صنعتگران غیر ایرانی مانند همکاران آریایی خود حقوق و مزایا دریافت میکردند، بنابراین پارسه به هیچ وجه توسط بردهها ساخته نشده است. هنر ایرانی هخامنشیان در سطح جهانی تاثیرات قابل توجهی گذاشت به طوری که پردیسهای هخامنشیان و کوروش بزرگ بر دیدگاه بشر به بهشت تاثیر شگرفی داشت تا جایی که بهشت در اساطیر اقوام گوناگون مانند پردیسهای ایرانی ترسیم شده است.
پردیسها و چهارباغها از بزرگترین ابداعات ایرانیان است که ریشه در دوران هخامنشیان دارد و تاثیرات شگرفی در باغسازیهای شرق و غرب دنیا گذاشته است. چنین مینماید پردیسهای هخامنشیان و کوروش بزرگ بر دیدگاه بشر به بهشت تاثیر گذاشت تا جایی که بهشت در اساطیر اقوام گوناگون مانند پردیسهای ایرانی ترسیم شده است. حتی با وجود حملات سهمگین سپاهیان خلفا و سپاهیان چنگیز خان مغول به ایران، نه تنها پردیسهای ایرانی از بین نرفتند بلکه حتی در دورههای تیموری و صفوی بار دیگر به شکوفایی رسیدند…
محمد مصدق هیچ نقشی در سرکوب قیام مردم تنگستان نداشت. قیامهای مردمی و خیانت والی فارسی مربوط به سال ۱۲۹۳ بوده و دکتر مصدق در ۱۲۹۹ استاندار فارس شد! بنابراین دوران مسئولیت دکتر مصدق از دوران سرکوبها فاصله داشته است. البته مصدق در هنگام نفوذ خود برخی از راهزنان که میتوانستند از هر قومی باشند را سرکوب کرده و تنگستان را امن کرد.
ایل سنجابی از ایلات کرد غرب ایران هستند که در جریان جنگ جهانی اول، به حمایت از دولت موقت نظامالسلطنه برخاستند و ضمن اعلامِ مخالفت با حضور و فعالیت سپاهیان دولتهای انگلیس و روس، با نیروهای آلمانی و عثمانی همراه شدند. بعد از غلبه سپاهیان روس و انگلیس بر منطقة غرب، این ایل پناهگاه عناصر ملی دولت موقت شدند و به مخالفت با حضور و برنامه های نیروهای بریتانیا در غرب ایران ادامه دادند.
دکتر مصدق طرح منع واگذاری امتیاز نفت را به مجلس تسلیم کرد و آن را فیالمجلس از تصویب گذراند. مصدق استخراج معادن نفت ایران، به خصوص نفت شمال را راسا به وسیله دولت و فروش آن را طبق قراردادی با نرخ بینالمللی توصیه کرد. مصدق به مخالفانش میگفت: «یعنی چه آقا! پس شمال حریم امنیت روسهاست و جنوب هم حریم امنیت انگلیسها، غربش هم نمیدانم مال کجا، پس ما چه کارهایم؟»
یکی از اشتباهات تاریخی که توسط نویسندگان جهت دار دائما نوشته میشود این است که دکتر مصدق به رد اعتبارنامه پیشه وری خائن اعتراض کرده و از وی حمایت کرده است. در صورتی که با نگاه دقیق تر به آن موضوع متوجه میشویم که دکتر مصدق به رد اعتبارنامه رحیم خوئی معترض شده و ربطی به پیشهوری نداشته است.
نام «آذربایجان» نخست از سوی گروهی با گرایش پانتُرکی-اسلامی (مساواتیان) بر بخشی از قفقاز گذارده شد و سپس از جانب اتحاد شوروی تأیید و تثبیت گردید. بارتولد سیاستمدار روس که بخشی از از عمرش را در وزارت امور خارجه روسیه گذارند میگوید: «نام آذربایجان برای جمهوری آذربایجان از آن جهت انتخاب شد که گمان میرفت با برقراری جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند».
توجه به تشکیل ارتش متحدالشکل ایران به نوعی با قدرتگیری رضا خان (رضا شاه بعدی) همراه است، بسیاری از مردم عادی در پایان عصر قاجار آرزومند برقراری امنیت در کشور بودند و از سوی دیگر مشروطخواهان روشنفکر نیز در کنار اعتقاد به دموکراسی به دنبال نیرویی مقتدر بودند تا مملکت را از این هرج و مرج رها سازد.
پس از پایان یافتن مسئله کردهای آرارات، ترکیه حاضر به تخلیه نقطه مذکور نشد! با وجود دوراندیشیها، توصیهها و هشدارهای برخی از دلسوزان در قضیه معاوضه دامنه شرقی کوه آرارات کوچک به مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی ایران، سرانجام بنا به نظر رضاشاه آرارات کوچک به دولت ترکیه واگذار شد در مقابل دولت ترکیه از ادعای خویش بر ناحیه قطور که اصولا براساس پروتکل ۱۹۱۳ به ایران واگذار شده بود، منصرف گردید.
یکی از پر ابهامترین رویدادهای تاریخ معاصر ترور رزمآرا است. روایتهای مختلفی در این باره وجود دارد و ظاهر ماجرا این است که رزمآرا در ١۶ اسفند در مسجد شاه توسط فدائیان اسلام و خلیل طهماسبی کشته شد. اسناد و شواهدی وجود دارند که سید ابوالقاسم کاشانی و محمدرضا شاه پهلوی در این کار نقش داشتهاند.
آشکار است که دکتر مصدق به هیچ وجه در ترور رزم آرا نقشی نداشته و این فقط یک شایعه میباشد که فداییان اسلام در رواج آن نقش داشتند. فداییان اسلام از ابتدا دولت مصدق را با فشارها و مسایل زیادی مواجه کردند و حتی یکی از اعضای آنها قصد ترور حسین فاطمی مدیر روزنامه «باختر امروز» و از نزدیکان مصدق داشت که ناموفق بود.
فدائیان اسلام مدتها با ملیگرایان اختلاف شدید داشتند و سخنان تهدید آمیز میگفتند. ضاربی که قصد ترور دکتر فاطمی را داشت، عضو فدائیان اسلام بود و در بازجوییهای بعدی گفته بود که مأمور ترور دکتر مصدق و دیگر سران جبهه ملی نیز بوده است.
پس از تلاشهایی که از دوران امیرکبیر شروع شده بود نهایتا به دستور دولت دکتر مصدق شرکت شیلات، ملی اعلام گردید و روز ۱۲ بهمن مأمورانی برای اداره امور شرکت شیلات گمارده شدند. این اقدام با مخالفت شدید حزب توده همراه بود و این حزب به دفاع از دولت شوروی پرداخت. آنها در روزنامههای خود نوشتند: «دفاع از اتحاد شوروی، دفاع از صلح، آزادی و استقلال ملی»!!
از اقدامات مهم مصدق میتوان به این موارد اشاره کرد: عدم به رسمیت شناختن قوای انگلیسیها در جنوب، اصلاحات ولایتی، برقراری نظم و امنیت، پایان دادن به پارهای از اختلافات محلی که ریشه در یک قرن منازعات طایفهای داشت و نیز ایجاد تسهیلات در امر حمل و نقل کالاهای دولتی و بازرگانی در سراسر استان بدون دستبرد سارقان که آرامش کامل را به استان فارس بازگرداند.
یرواند آبراهامیان از پژوهشگران شناختهشده در حوزه تاریخ معاصر ایران است. او سالها در دانشگاههای معتبر به تدریس و تحقیق پرداخته و آثار متعددی درباره تحولات سیاسی و اجتماعی ایران منتشر کرده است. طبیعی است که درباره برخی دیدگاهها و تحلیلهای او، در میان پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ ایران، موافقتها و مخالفتهایی وجود داشته باشد. برخی رویکرد او را دقیق و مستند میدانند و برخی دیگر معتقدند چارچوب تحلیلی او ممکن است تحت تاثیر گرایشهای سیاسی باشد. با این حال، صرفنظر از موافقت یا نقد نسبت به مواضع فکریاش، نمیتوان انکار کرد که آثار او در شکلدهی به بحثهای آکادمیک درباره تاریخ معاصر ایران تأثیرگذار بوده است. در ادامه یکی از مصاحبههای او درباره اسناد تازه منتشر شده درباره کودتای ۲۸ مرداد را میآوریم.
مصدق استدلال میکرد که پادشاه، طبق قوانین مشروطه تنها مقامی نمادین است و نباید در امور دخالت چندانی داشته باشد و قانون شکنی به دیکتاتوری میانجامد. او خواستار آن بود که «شاه سلطنت کند نه حکومت». همواره تاکید مصدق بر قانون اساسی مشروطه بود. هم مخالف تغییر حکومت مشروطه بود و هم مخالف دخالت شاه در اداره امور کشور برخلاف قانون اساسی.
تحریفگران معمولا به نوشتههای روانشاد ملک الشعرای بهار استناد میکنند و میگویند به دلیل درخواست مصدق از انگلیس بود که انگلیسیها توانستند حضور نظامی خود را تحکیم بخشند!! این درحالی است که در تاریخی که ملک الشعرای بهار برای این نامه ذکر میکند (1900 میلادی)، مصدق بسیار بسیار جوان بوده است (نزدیک به 18-19 سال بیشتر سن نداشته است) و اصلا وزیر امور خارجه ایران نبوده است.



















