دکتر مصدق طرح منع واگذاری امتیاز نفت را به مجلس تسلیم کرد و آن را فیالمجلس از تصویب گذراند. مصدق استخراج معادن نفت ایران، به خصوص نفت شمال را راسا به وسیله دولت و فروش آن را طبق قراردادی با نرخ بینالمللی توصیه کرد. مصدق به مخالفانش میگفت: «یعنی چه آقا! پس شمال حریم امنیت روسهاست و جنوب هم حریم امنیت انگلیسها، غربش هم نمیدانم مال کجا، پس ما چه کارهایم؟»
با به پایان رسیدن دوره دو ساله مجلس سیزدهم، حزب توده توانست هشت نماینده از شهرهای شمالی که در اشغال ارتش سرخ بود و یک نماینده از شهر کارگری اصفهان به مجلس بفرستد. برخی از دیگر نمایندگان از ملاکان بزرگ و سیاستمداران محافظه کار طرفدار سیاست انگلستان بودند و تعداد معدودی عناصر روشنفکر و ملیگرا هم به مجلس راه یافتند.
پس از این زورآزمایی، نمایندگان اکثریت مجلس به رهبری سید ضیاءالدین طباطبایی نخست وزیر زمان کودتا که پس از سالها تبعید به ایران مراجعت و حزب راستگرای اراده ملی را تأسیس کرده بود، در مقابل نمایندگان حزب توده و ملیگرایان صف آرایی نمودند، مجلس مبدل به صحنه زورآزمایی و حتی زد و خورد بین اکثریت و اقلیت گردید.
سهیلی در نخستین روزهای مجلس چهاردهم از نخست وزیری استعفا داد و نمایندگان اکثریت، ساعد مراغهای وزیر امور خارجه را در ۸ فروردین ۱۳۲۳ به نخست وزیری برگزیدند. هر چند ساعد یک دیپلومات محافظه کار بشمار میرفت ولی شورویها به علت اینکه وی سالیان متمادی در شوروی مأموریت داشته و با زمامداران آن کشور دوستی و آشنایی داشت، در ابتدا نسبت به او نظر موافق داشتند تا اینکه مسئله امتیاز نفت شمال به میان آمد.
حزب توده در ابتدا خود را مخالف تسلیم امتیاز نفت ایران به دول خارجی نشان داد ولی پس از درخواست شوروی از تسلیم امتیاز نفت شمال به شوروی حمایت فزاینده کرد. موضوع تسلیم امتیاز نفت شمال به شوروی باعث واکنش دکتر مصدق شد و مخالفت آشکار خود را اعلام کرد و طرحی برای عدم تسلیم امتیاز نفت را در مجلس به تصویب رساند.
تقاضای امتیاز نفت توسط کشورهای گوناگون
ماجرا بدین سان آغاز شد که در اسفند ماه ۱۳۲۲ در هیئت انگلیسی و آمریکایی از جانب شرکتهای نفت سوکوئی – واکیوم و سینکلر امریکایی و شرکت رویال داچ شل انگلیسی – هلندی به تهران آمدند و هر دو تقاضای امتیاز نفت در نواحی جنوب شرقی ایران را نمودند. مذاکرات و حتی حضور نمایندگان مزبور در تهران محرمانه نگاه داشته شده بود و جز چند تن از مقامات بلندپایه دولت کسی از مذاکرات ساعد با آنان اطلاعی نداشت (مهدوی، ۱۳۹۴: صص ۹۱-۹۲).
به محض اینکه شورویها به وسیله عوامل خود از مذاکرات نفت آگاه شدند، آنها نیز دست به کار شدند و در شهریور ۱۳۲۳ هیئتی را به ریاست سرگئی کافتارادزه معاون وزارت خارجه شوروی به تهران فرستادند تا امتیاز نفت شمال را درخواست کند (همان: ص ۹۲).
در ۲۶ شهریور ۱۳۲۳ سرگئی کافتارادزه معاون کمیساریای ملی امور خارجه اتحاد شوروی در راس هیئتی از کارشناسان نفتی آن کشور وارد تهران شد و روز بعد یعنی در ۲۰ شهریور با ساعد نخست وزیر ملاقات نموده و به او اطلاع داد که مؤسسات نفتی اتحاد شوروی علاقمند به تحصیل امتیاز نفت کویر خوریان می باشند.
محمد ساعد مراغه ای نخست وزیر ایران
کافتارادزه وهیئت کارشناسان شوروی سپس برای مطالعه و بررسی مسافرتی به مناطق شمالی نموده و پس از باز گشت به تهران درخواست امتیاز نفت استانهای شمالی کشور را تسلیم دولت کردند (ذوقی، ۱۳۶۸: ص۲۱۳).
شورویها استدلال میکردند که آنها هیچ سهمی در نفت خاورمیانه ندارند و کلیه منابع نفتی منطقه در اختیار انگلیسیها و آمریکاییهاست و اکنون نیز نفت بلوچستان را خواستار شده اند. بنابراین آنها نیز حق دارند در شمال ایران که در جوار مرزهای آنان است امتیاز نفت را مطالبه کنند (مهدوی، ۱۳۹۴: ص۹۲).
انور خامهای که عضو گروه ۵۳ نفره حزب تودهی ایران بود در مورد ماجرای اکتشافات شوروی در شمال ایران و نفت دزدی مخفیانه آنها در خاطراتش چنین مینویسد:
همین که تقاضای امتیاز کمپانیهای انگلیسی و آمریکایی آفتابی میشود دولت شوروی در صدد واکنش برمیآید. خوب حالا که ایران دارد به آمریکاییها و انگلیسها امتیاز میدهد چرا آنها از اصل دول کاملهالوداد استفاده نکنند و تقاضای امتیاز نفت شمال را ننمایند؟!
در واقع شوروی از یکی دو سال پیش از آن شروع به عملیات نفت در منطقه اشغالی خود کرده بود و میگفتند که انگلیسها و آمریکاییها نیز در کرمان و بلوچستان همین کار را کردهاند. آنچه مسلم است خود من در سفرهایی که در هنگام اشغال شوروی به مازندران کردم دکلهای نفت را در آنجا به چشم خود دیدم. شورویها دست کم عملیات اکتشافی در آنجا انجام میدادند و شاید مقدار کمی استخراج نیز کرده باشند، البته بدون هیچ قرارداد رسمی. خوب حالا فرصتی پیش آمده بود و میخواستند به این کار جنبه رسمی بدهند. به هر حال کافتارادزه به ایران آمد و تقاضای امتیاز تسلیم دولت کرد(خامهای، ۱۳۷۲: ص۳۴۵).
کنارهگیری شاه از مسئله نفت شمال با وجود تقاضای شوروی
کافتارازه در تاریخ ۹ مهر ماه ۱۳۲۳ در دیداری که با شاه به عمل آورد ضمن گله و شکایت از ساعد و کابینه او که نسبت به درخواست دولت شوروی برای تحصیل امتیاز نفت استانهای شمالی ایران توجه لازم را مبذول نداشته است، نارضایتی دولت متبوع خود را از روابط ایران و شوروی به شاه خاطرنشان کرد.
وی از شاه خواست تا از نفوذ خود استفاده کرده و به دولت دستور دهد تا در امر شروع مذاکرات برای اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی تسریع بخرج دهد. کافتارادزه ضمنا به شاه هشدار داد که روابط اقتصادی دو کشور در آینده نیز بستگی به پاسخ دولت ایران به درخواست امتیاز نفت شوروی دارد. شاه درخواست کافتارادزه را رد کرد و بوی یادآور شد که تصمیم در این مسئله به عهده دولت است و علاوه بر آن پس از اینکه دولت با نمایندگان شوروی به توافق رسید، مجلس شورای ملی نیز باید موافقتنامه را مورد تصویب قرار دهد.
در سیزدهم مهر ماه مسعودی مدیر روزنامه اطلاعات مصاحبه ای با کافتارازه به عمل آورد و کافتارادزه در این مصاحبه گفت:
من در راس یک هیئت دولتی به منظور مطالعه وضع شرکت نفت کویر خوریان و تحصیل اطلاعات در مورد منابع طبیعی نفت شمال وارد ایران شدهام. ما به بازدید تمام نقاطی که مورد نظر ما بود موفق شدهایم و زمینشناسان و کارشناسان شوروی اطلاعات لازم را بدست آوردند.
من نتایج عملیات خود را به اطلاع دولت متبوع خویش رسانیدهام و اینک به هیئتی که من در رأس آن قرار دارم اجازه داده شده است که پیشنهادی به دولت ایران تقدیم داریم که کشف و استخراج نفت در مناطق شمالی ایران به دولت شوروی واگذار شود. و دولت شوروی برای این مسئله اهمیت شایانی از نظر تحکیم روابط و مراودات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو کشور دوست و همجوار قائل است (ذوقی، ۱۳۶۸: ص۲۱۳-۲۱۴).
جراید و روزنامهها به نفع شوروی
ساعد (نخست وزیر) در جلسه مجلس شورای ملی مذاکرات محرمانه با شرکتهای خارجی را فاش ساخت و افزود که دولت او تصمیم دارد قبل از روشن شدن اوضاع اقتصادی و مالی دنیا و استقرار صلح عمومی از هرگونه اقدام درباره دادن امتیاز به خارجیان خودداری کند (مهدوی، ۱۳۹۴: ص۹۲).
رفتار دولت ساعد با نمایندگان دولت شوروی از طرف کلیه جراید به جز روزنامههای وابسته به سید ضیاء مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت. از آن جمله روزنامه داد نوشت:
اگر دولت ساعد نمی خواست در خصوص امتیاز نفت وارد مذاکره و مطالعه گردد چه شده است که نسبت به پیشنهاد کمپانیهای آمریکایی در خصوص نفت مدتی وارد مذاکره گردید، نظریات متخصصین را مورد بررسی قرار داد و این صحبت را میخواست به مرحله عمل بکشاند ولی چون در این ضمن خود را مواجه با میسیون شوروی و ملاقات معاون کمیساریای امور خارجه دولت شوروی دید یک مرتبه عقب نشست.
این مانور سیاسی دولت را، منورین ایران نه از آن جهت می دانند که دولت می خواهد در حال آرامش و بدون اشغال متفقین در خاک ایران و در محیطی که مجلس آن به صورت فعلی تشکیل نشده باشد موضوع نفت مورد رسیدگی قرار گیرد زیرا اگر صرفا این حسن نیت در بین بود از همان روز اول نه متخصص برای مطالعه کار نفت استخدام مینمود و نه نسبت به پیشنهاد کمپانیهای آمریکایی به مذاکره می پرداخت. بلکه افکار عمومی این طور قضاوت مینماید که چون همسایه شمالی ما برای اخذ امتیاز نفت دست خود را به سوی دولت دراز کرد این صحبت پیش آمد (جامی، ۱۳۸۵: ص۱۹۹).
«روزنامه آژیر»به مدیریت جعفر پیشه وری، تبلیغات وسیعی را درباره فواید امتیاز شوروی و حمله به دولت ساعد آغاز کردند.
روزنامه آژیر (به قلم پیشه وری) نوشت:
عمل واقع شده این است که کابینه ساعد با شرکت متولیان مجلس داشتند روی منابع نفت ایران بند و بستهای تاریک و مظنون می کردند. ورود آقای کافتارادزه پرده از روی کار برداشت. آقایان در مقابل امر واقع شده قرار گرفته فهمیدند که کار به این سهولت تمام نمیشود. این دلالی به سادگی سر نخواهد گرفت بنابراین لحن خود را عوض کرده گفتند اصلا دولت ایران میل ندارد هنگام جنگ به موضوع نفت دست بزند.. (همان: ص ۲۰۰).
و روزنامه ایران ما چنین اظهارنظر کرد:
ساعد که در اول ورود قائم مقام کمیساریای خارجی شوروی بدون توجه به اهمیت پیشنهاد شوروی اظهار کمال موافقت و همراهی را با منظور کافتارادزه کرده بود بعد از مشورت با کابینه سازان خود ناگهان رویه خشن و دور از عقل و نزاکت سیاسی پیش گرفت. کسی که چندین ماه با نمایندگان کمپانیهای آمریکایی مذاکره می کرد حتی برای مذاکره با کمپانیهای آمریکایی متخصص آمریکایی به خرج دولت ایران استخدام نمود و با دلالهای دغلى مثل فردلیپ ماهها مذاکره و دمسازی راجع به واگذاری اختیار تمام منابع زیر زمینی ایران میکرد از قبول و حتی مطالعه پیشنهاد کافتارادزه خودداری کرد (همان).
این مواضع نشان میدهند که جراید و روزنامهها اکثرا به نفع شوروی موضوع گیری کردند و بیشتر از آنکه به حق ملی ایران پافشاری کنند بر مخالفت با آمریکا و انگلیس پافشاری میکردند.
حمایت حزب توده از تسلیم امتیاز نفت شمال به شوروی
موضع حزب توده ایران قبل از درخواست امتیاز از جانب شوروی در تقابل کامل با موضع گیریهای بعدی این حزب قرار داشتند و مخالف دادن امتیاز به دول خارجی بودند:
١. حزب توده ایران با دادن امتیازات به دولتهای خارجی به طور کلی مخالف است.
۲. حزب توده ایران یقین دارد که استخراج منابع ثروت کشور با کمک مردم و سرمایه داخلی کاملا مقدور میباشد.
٣. حزب توده ایران بر فرض استثنایی بودن این مورد عجله و تسریع در دادن امتیاز را در چنین شرایطی که تمام دنیا در آتش می سوزد صلاح نمیداند.
۴. حزب توده ایران معتقد است که دولت میبایست قبل از شروع به مذاکرات از مجلس شورای ملی نظر خواهی میکرد که مجلس شورا موافق با دادن امتیازات به دولتهای خارجی هست یا نه؟ و پس از جلب نظر مجلس وارد مذاکره میشد.
۵. نظر حزب توده ایران از عدم اعطای امتیاز به دولتهای خارجی اعم بوده و برای هیچ دولت خارجی از آن جمله دولت شوروی استثنایی قائل نیست. مخصوصا با توجه به اینکه تا آن تاریخ هیچ گونه پیشنهادی راجع به امتیاز نفت شمال از طرف دولت شوروی به دولت ایران ارائه نگردیده بود (جامی، ۱۳۸۵: صص ۱۹۷-۱۹۸).
ولی به محض اینکه درخواست شوروی تسلیم دولت ایران گردید حزب توده ایران مخالفت خود را با اصل اعطای امتیازات پس گرفت!!! حزب توده ادعا کرد که با اصل اعطای امتیازات نمیتوان مخالفت کرد بلکه صحبت در چگونگی و شرایط اعطای آن است (جامی، ۱۳۸۵: ص۲۰۲).
نمایندگان شرکتهای انگلیسی و آمریکایی پس از اطلاع از تصمیم شورویها در تقاضای امتیاز نفت از ایران و شنیدن نطق نخست وزیر، مذاکرات خود را قطع کردند زیرا در صورت گرفتن امتیاز از ایران، شورویها نیز خواستار امتیاز میشدند و این امر باعث نفوذ بیشتر کمونیستها در ایران میشد که قویا دولتهای غربی از آن واهمه داشتند.
روز ۵ آبان ۱۳۲۳ حزب توده با همکاری شورای متحده مرکزی کارگران و در پناه علنی سربازان شوروی راه پیمایی عظیمی در تهران ترتیب داد و تظاهراتی علیه ساعد به راه انداخت که در آن کارگران و کشاورزان فریاد «مرده باد ساعد» میکشیدند (مهدوی، ۱۳۹۴: ص۹۳).
انور خامه ای در خاطراتش راجع این واقع چنین مینویسد:
روز ۵ آبان ۱۳۲۳ یعنی سه روز پس از مصاحبه کافتارادزه راهپیمایی کذایی حزب توده و شورای متحده از جلو باشگاه آن تا برابر مجلس انجام گرفت. شعار راهپیمایان دو چیز بود:
«ساعد باید ساقط شود» و «امتیاز نفت به دولت شوروی داده شود.» بیشتر راهپیمایان از شورای متحده و کارگران کارخانهها، راه آهن و رفتگران و غیره بودند. روشنفکران و حتی کادرهای حزبی در صفوف آن کم دیده میشدند. خود من از رفتن به کلوپ حزب خودداری کرده به ساختمان سابق روزنامه مردم که گویا دفتر تشکیلات زنان شده بود آمده بودم و از بالکن آن راهپیمایان را هنگامی که جلوی مجلس رسیدند تماشا میکردم. از رهبران حزب توده کمتر کسی در صفوف آن دیده میشد (خامه ای، ۱۳۷۹: ص۳۴۶).
میتینگ مزبور نه فقط از طرف مخالفین بلکه از جانب کسانی که موافق اعطای امتیاز نبوده و تا آن تاریخ با حزب توده نیز مخالفتی نداشتند، مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت، حزب موضوع را بدین صورت توجیه نمود: «پیدا شدن چند سرباز سرخ و چند سرباز هندی و آمریکایی را در روز جمعه که بر علیه ابتهاج و ساعد اعتراض عمومی به عمل می آمد، دشمنان کارگر پیراهن عثمان قرار داده اند. آنهایی که در سایه سرنیزه ارتش سرخ آزادی پیدا نموده و از آزادی سوء استفاده میکنند از پیدا شدن چند به سرباز سرخ خیلی به ظاهر رمیده اند…» ولی حقیقت واقع این است که سربازان شوروی با اطلاع و قرار قبلی حاضر شده بودند و رابط حزب توده ایران با مأمورین سیاسی شوروی در این جریان یکی از هموطنان ارمنی عضو هیئت عامله شورای متحده مرکزی بود (جامی، ۱۳۸۵: ص۲۰۳).
در نتیجه این فشارها ساعد در ۱۹ آبان از نخست وزیری استعفا داد (مهدوی، ۱۳۹۴: ص۹۳).
ایران «حریم امنیت» شوروی، از نگاه احسان طبری
احسان طبری
احسان طبری از معروفترین چهرههای حزب توده ایران بود که مواضع عجیبی درباره امتیاز نفت داشت. به عقیده طبری باید امتیاز نفت را هم به شوری هم به انگلیس و هم به آمریکا داد!
اما در مورد این زمینه طبری گوی سبقت را از تمام نویسندگان دیگر حزب توده ربود. طبری در مقاله مفصلی در «مردم برای روشنفکران» مواضعی را که در قبال مسأله نفت و تقاضای امتیاز شرکتهای انگلیسی و آمریکایی از یک سو و شوروی از سوی دیگر وجود دارد مورد بررسی قرار داد و آنها را به چند دسته تقسیم کرد. یک دسته میگویند «به هیچ کدام امتیاز داده نشود»، دسته دیگر معتقدند «فقط به یک طرف باید داد»، دسته سوم طرفدار «بین المللی کردن استخراج نفت» است.
طبری پس از اینکه با دلایل خاص خود این مواضع را رد میکند به این نتیجه میرسد که:
برای اولین و آخرین بار باید به این حقیقت پی برد که نواحی شمالی ایران در حکم حریم امنیت شوروی است و این دولت هرگز حاضر نخواهد شد در آنجا به نام نفت دستگاه خصمانه مفصلی برعلیه او چیده شود … باید معترف باشیم که دولت شوروی هم از لحاظ امنیت خود در ایران منافع جدی دارد… دولت شوروی نمیتواند یک کشور استعماری باشد و به همین جهت است که شوروی دارای وزن و اهمیت کنونی است.
درست از همین مختصات شوروی است که ما به عنوان همسایه باید از آن حد اعلای استفاده را ببریم. درست از همین لحاظ است که ما به وجود عامل سیاست شوروی در ایران در مقابل عوامل دیگر معتقدیم… باید در ایران دولت به تمام معنی دموکراتی به وجود بیاید که با دول بزرگ جهانی یعنی انگلستان، امریکا و شوروی روابط واقعه صمیمانه خود را حفظ کند و مهمتر و بالاتر از همه اینکه این دولت عامل ادامه ائتلاف این سه قدرت بزرگ در محیط ایران باشد. هیچ دیوانه گولی معتقد نیست که باید در ایران فقط به دنبال سیاست شوروی رفت ولی با نهایت غرور معتقدیم که دوستی ما با شوروی یکی از مبانی متین دموکراسی و استقلال ما خواهد بود. (خامهای، ۱۳۷۹: ص۳۴۸-۳۴۹)
مخالفتهای دکتر مصدق
بحث «حریم امنیت» در آن دوران با انتقادات زیادی مواجه شد. ایرج اسکندری در یک خاطره از خشمگین شدن دکتر مصدق پس از شنیدن چنین چیزی گفته است:
روزی برای صحبت به منزل دکتر مصدق رفته بودیم. دکتر یزدی هم بود. بحث می کردیم.
در آنجا ضمن صحبت گفتم: آخر، این مسئله بالاخره جزء حریم امنیت شوروی است. دکتر مصدق گفت: چه گفتی؟ حریم امنیت؟
دست کرد در جیبش بک قلمتراش در آورد بیرون. تیغه آن را باز کرد و به من گفت: تو جای پسر من هستی اگر یک دفعه دیگر این کلمه حریم امنیت از دهنت بیرون بیاید این زبانت را میبرم.
گفتم: چطور؟
گفت: یعنی چه آقا! پس شمال حریم امنیت روسهاست و جنوب هم حریم امنیت انگلیسها، غربش هم نمیدانم مال کجا، پس ما چه کارهایم؟ بله! حریم امنیت ایران کجاست؟ مال ما کجاست آخر؟ (اسکندری، ۱۳۷۲: ص۱۹۱).
دکتر محمد مصدق در هفتم آبان ماه ۱۳۲۳ نطق مفصل و معروف خود مبنی بر عدم واگذاری امتیاز به بیگانه را ایراد کرد و با تشویق و کف زدنهای پر شور نمایندگان مجلس مواجه شد.
مصدق پس از ذکر تاریخچه امتیاز نفت جنوب و تشریح مستدل خیانتی که با لغو امتیاز نامه دارسی و جایگزین ساختن آن با امتیازنامه جدید در دوره پهلوی در حق ملت ایران انجام یافته فصولی از عهدنامه ایران و اتحاد جماهیر شوروی را نیز که در سال ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ شمسی) منعقد گردیده و برابر آن دولت شوروی از کلیه امتیازات و مطالبات خود صرف نظر نموده و تمامی دارایی منقول و غیر منقول مؤسسات انتفاعی روسیه را به دولت ایران واگذار کرده است یادآور شد . آن وقت پیشنهاد کرد که:
… دولت اتحاد جماهیر شوروی به نفت احتیاج دارد و دولت ایران هم در عالم مجاورت نباید نفت خود را با دیگران معامله کند. من تصور میکنم که در این مجلس چنین پیشنهادی بگذرد، یعنی دولت ایران متعهد شود که در مدت معلوم در قرارداد مازاد نفت معادن شمال را به نرخ متوسط بین المللی که در هر سال معین میشود به دولت شوروی بفروشد.
برای استخراج معادن نفت شمال هم با شرکت سهامی بین المللی که برای اتباع ایران و سایر دول سهمی در آن معلوم کنند و یا شرکت سهامی مختلط ایرانی که سهام آن را دولت و ملت ایران قبول کنند تشکیل شود.
بدیهی است هر شرکتی بیش از سود سرمایه چیزی نمیبرد. بنابراین دولت شوروی که سرمایه نیاورده و زحمتی تحمل ننموده تا مدت قرارداد از نفت ایران استفاده و رفع احتیاج می کند. من عرض نمیکنم راهی که به نظر من رسیده یگانه راه و غیر از آن طور دیگر نمیشود کرد. غرض این است پیشنهادی که دولت شوروی می کند در مصالح مملکت باشد و از مجلس بگذرد. (جامی،۱۳۸۵: صص۲۰۳-۲۰۴)
این اظهارات مصدق باعث نارضایتی شدید حزب توده شد و از نوشته های آنها میتوان فهمید که با آنها فشار آمد. روزنامه آژیر وابسته به حزب توده در مقالهای با امضای مستعار «رشتی» چنین نوشت:
پریروز در مجلس صحنه تئاتر شده بود نمایندگان کف میزدند بعد از نطق آقای دکتر مصدق آقایان گله داری و دکتر طاهری و سیدکاظم یزدی وکاظمی و امامی وغیره دستها را رنج داده و به شدت کف میزدند، در همان حین حکایتی به خاطرم آمد.
بیل که یکی از زعمای سوسیالیزم آلمان بود همیشه به دوستان خود می گفت مرتجعین در رایشتاک گفتههای مرا بر سبیل اتفاق تصدیق میکنند من از خود میپرسم ای پیره بیل باز چه گلی به آب دادی که مورد تحسین این آدمخوارها قرار گرفتی … ما درباره نطق آقای دکتر مصدق عرض دیگر نداریم و این را هم که گفتیم بر سبیل مزاح بود … (مرادی مراغهای، ۱۳۸۱: ص۲۹۷)
تصویب لایحه عدم تسلیم امتیاز نفت در مجلس
دکتر مصدق در جلسه ۱۱ آذر ۱۳۲۳ هنگام شور در برنامه دولت مرتضی قلی بیات (سهام السلطان) نطقی ایراد کرد و ضمن مخالفت با دادن امتیاز به علت اینکه امتیاز دهنده قادر نیست در آخر مدت، صاحب امتیاز را از مؤسسات خارج کند و بر طبق امتیازی که داده مؤسسات نفتی خود را تصرف نماید، استخراج معادن نفت ایران، بخصوص نفت شمال را راسا به وسیله دولت و فروش آن را طبق قراردادی با نرخ بین المللی توصیه کرد و گفت:
راه استخراج نفت منحصر به دادن امتیاز نیست و به طریق دیگر هم خود دولت میتواند معادن نفت را استخراج کند.
ما هر قدر در استخراج آن تأخیر کنیم، به دول قوی مجال میدهیم که از خود رفع محفلور کنند و از ما امتیاز بخواهند. آنهایی که میگویند مذاکرات نفت به بعد از جنگ موکول شود یا از درک حقایق عاجزند و یا اینکه عقیدهای از خود ندارند، ولی آنهایی که اهل تشخیصاند و نماینده این ملتند، میدانند که تأخیر موجب زیان است.
اگر متفقین در تسخیر معادن ایران با هم اتفاق کنند و هر کدام برای خود از این نمد کلاهی بخواهند، ما باید آن را به وسعت کله هر یک تقسیم کنیم و هر قسمت را در طبق اخلاص بگذاریم و با کمال خضوع و خشوع تقدیم نماییم و خود را مرهون نوع پرستی و بشردوستی آنها بدانیم. پس تا چنین روزی ترسیده است باید هر چه زودتر تصمیمی را که حافظ منافع ماست اتخاذ کنیم و مجال ندهیم که از این نمد ما، برای خود کلامی بسازند (مهدوی، ۱۳۹۴: ص۹۴).
در پایان نطق، طرحی با دو فوریت تقدیم مجلس کرد. دکتر مصدق برای استخراج نفت پیشنهاد نمود که دولت ایران با دولت شوروی وارد مذاکره شده و نفت خود را سلف فروشی نماییم و با سرمایهای که آن دولت در اختیار ما میگذارد نفت را استخراج نموده و برای مدتی که در قرارداد ذکر خواهد شد نفت را به دولت شوروی بفروشیم و برای اداره تأسیسات نفتی متخصصین اداری را از هموطنان خود و متخصصین فنی را از کارشناسان بین المللی استخدام کنیم.
بدین ترتیب هم اقتصاد کشور رونق خواهد یافت و هم برای کارگران کار پیدا خواهد شد. در مورد «موازنه سیاسی» گفت این موازنه باید موازنه منفی، باشد و نه موازنه مثبت. منظور از موازنه منفی این است که به هیچ یک از خواستاران امتیازات نه همسایه شمالی و نه همسایه جنوبی و نه دولت آمریکا امتیاز جدیدی داده نشود و مقصد از موازنه مثبت این است که اگر در جنوب دولت انگلیس امتیازی از ما گرفته، به دولت شوروی نیز نظیر همان امتیاز را اعطا کنیم و به قول وی «مقطوع الیدی برای حفظ موازنه راضی شود که دست دیگر او را هم قطع کنند.» سپس طرح ذیل را به قید دو فوریت تقدیم مجلس داشته و تصویب آن را خواستار شد:
ماده اول – هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و با معاونت میکنند نمیتوانند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیررسمی دول مجاور و با نمایندگان شرکتهای نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا اینکه قراردادی امضاء نماید.
ماده دوم – نخست وزیر و وزیران میتوانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره میکند مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند.
ماده سوم ۔ متخلفین از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفس ال، دائمی از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.
ماده چهارم – تعقیب متخلفین از طرف دادستان دیوان کشور محتاج به این نیست که مجلس شورای ملی آنها را تعقیب نموده باشد و اجازه دهد. دادستان مزبور وظیفه دار است که متخلفین از این قانون را بر طبق قانون محاکمه وزراء مصوب ۱۶ و ۲۰ تیرماه ۱۳۰۷ تعقیب نماید. و از دولت خواست که وزارت خاصی برای استخراج نفت به دست خود تشکیل دهد.(جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۱۲)
شور درباره طرح مزبور و فوریتهای آن به سرعت انجام گرفت. فراکسیون توده سردرگم بود و تلاش میکرد که تصویب لایحه به تأخیر افتد تا امکان مشاوره و اتخاذ تصمیم ممکن گردد، ولی این فرصت به فراکسیون مزبور داده نشد و حتی با درخواست دکتر کشاورز مبنی بر اینکه «پنج دقیقه اجازه بدهید، بدون خارج شدن از مجلس فراکسیونها در مجلس تشکیل شود تا بتوانیم تصمیمی بگیریم و نیز موافقت به عمل نیامد.
لایحه با اکثریت تصویب شد. ولی فراکسیون توده در اتخاذ تصمیم مردد بود و بالاخره به لایحه دکتر مصدق رأی موافق نداد (جامی،۱۳۸۵؛صص۲۱۲-۲۱۳).
تلاش برخی نمایندگان برای امتیازنامه دارسی
روز دوازدهم آذرماه ۱۳۲۳ آقای رحیمیان نماینده قوچان طرحی به شرح ذیل به مجلس پیشنهاد نموده گفت:
نظر به اینکه حفظ منافع عالیه و حقوق ملت ایران از فرایض و تکالیف اولیه نمایندگان محترم است و حفظ منافع ملت و کشور در این است که کلیه روابط اقتصادی و مناسبات ایران با همسایگانش بر پایه آزادی و استقلال فکر جامعه باشد و نظر به اینکه مجلس شورای ملی بر روی همین اصل دیروز – لایحه جناب آقای دکتر مصدق را در باب امتیاز نفت و ممنوع شدن دولتهای ما در اخذ تصمیم نسبت به آن با قید دو فوریت تصویب نموده و با تصویب مواد سه گانه آن ثابت نموده است که مجلس ایران معتقد است هرگونه امتیازی که در کشور ایران در اوضاع و احوال غیرعادی گرفته شود بی اعتبار است و چون خاطر نمایندگان و عموم افراد ایرانی آگاه است که واگذاری امتیاز نفت جنوب به شرکت دارسی نیز در دوره استبداد و بر خلاف مصلحت و رضایت ملت ایران صورت گرفته و کلیه شرایط آن به زبان کشور بوده و متأسفانه تمدید و تجدید امتیاز مزبور نیز در زمان دیکتاتوری در موقعی به ملت ایران تحمیل شده است که برای مجلس و ملت ایران هیچ گونه آزادی فکر و زبان و قلم حاصل نبوده بالنتیجه تجدید و تمدید آن نیز به طور یقین نامشروع و به ضرر ایران صورت گرفته و در این معامله اجباری و غیرقانونی ملت ایران به شرحی که جناب آقای دکتر مصدق در نطقهای خودشان در مجلس تصریح نمودهاند میلیاردها متضرر گردیده است. نظر به عملیات معروضه و نظر به اهمیت موضوع و لزوم حفظ منافع ملی ماده واحده زیر را به قید دو فوریت پیشنهاد میکنم:
ماده واحده به مجلس شورای ملی ایران امتیاز نفت جنوب را که در دوره استبداد به شرکت دارسی واگذار شده و در موقع دیکتاتوری آن را نیز تمدید و تجدید نموده اند به موجب این قانون الغاء می نماید.
غلامحسین رحیمیان
آقای رحیمیان پس از قرائت این لایحه خطاب به آقای دکتر مصدق گفت:
من خواهش میکنم که شما آقای دکتر مصدق که به وطن پرستی و ایران دوستی معروف هستید و خودتان نیز تمام گفتههای مرا تصدق دارید اولین کسی باشید که این طرح را امضاء بفرمایید (جامی، ۱۳۸۵: ص۲۱۳)
دکتر مصدق به این علت که مجلس چهاردهم هنوز آمادگی طرح این مسائل را ندارد از امضای طرح رحیمیان خودداری کرد و خصوصی به او گفت:
شما یک فداکاری بزرگی کرده اید که این طرح را به خاطر ملت ایران تهیه کرده اید، اما یک فداکاری بزرگتر شما این خواهد بود که این طرح را رسما در این مجلس مطرح نکنید، زیرا هنوز زمینه حاضر نیست، به اضافه، به نمایندگانی که در این مجلس فعلی اکثریت دارند نمی شود اطمینان کرد. بنابراین ممکن است این طرح رد بشود. آن وقت گزک به دست انگلیسها میافتند و خواهند گفت اگر ادعا دارید این امتیاز در دوران رضاشاه تمدید شده و قانونی نیست، حالا که مجلس آزاد دارید، این مجلس لغو شدن آن را رد کرده است. به این جهت در آینده دچار مشکلات زیاد خواهیم بود. (اسلامیه، ۱۳۹۴: ص۱۵۴).
من(رحیمیان) فکر کردم فرمایشات ایشان(مصدق) بسیار بجا و صحیح است و از این رو، با اینکه چند نفر از امضاکنندگان اصرار داشتند این طرح در مجلس مطرح شود، از این اقدام صرفنظر کردم. قرار ما با دکتر مصدق این بود که مذاکره ما در منزل ایشان محرمانه بماند. اما امروز لازم میدانم این راز را فاش سازم و این مطلب را به همه هموطنانم بگویم، تا مخصوصا کسانی که در آن موقع به مخالفت با دکتر مصدق اقدام میکردند، اگر هنوز زنده هستند، از این حقیقت تاریخی با خبر شوند و به کوته بینی خویش پی ببرند. (مجله امید ایران، ۱۳۵۸: شماره ۱۱)
اما تصویب قانون پیشنهادی دکتر مصدق که راه دادن امتیاز به شوروی یا هر دولت دیگر را به کلی می بست و خودداری او از امضای طرح پیشنهادی رحیمیان، خشم حزب توده را برانگیخت. پیشه وری در روزنامه آژیر ۱۴ آذر ۱۳۲۳، با اشاره به این دو موضوع، خطاب به دکتر مصدق نوشت:
شما به املاک و دارایی خود بیشتر از منافع ملت علاقه دارید. شما از بزرگترین ملاکین این کشور می باشید. اغلب لوایح تقدیمی شما روی حفظ منافع طبقة ملاکین بوده است. شما از آزادی ملت میترسید. شما از دوستی دولت اتحاد جماهیر شوروی بیمناک میباشید. شما اگر واقعا ملت پرست هستید و واقعا میخواهید فداکاری کنید، بفرمایید، این گوی و این میدان، نبرد را از اینجا آغاز بکنید. امتیاز مضر دارسی را لغو نمایید.. (اسلامیه،مصطفی،۱۳۹۴؛صص۱۵۴-۱۵۵)
مصدق ضمن پاسخ به منتقدان خود در جلسه ۲۸ آذر ۱۳۲۳ شورای ملی گفت:
یک وقت روزنامه های دست راست به من دشنام میدادند و روزنامههای دست چپ به شهادت اوراق خود مرا تحسین مینمودند، امروز برای پیشنهادی که من به مجلس نمودهام اولیها ساکتاند و دومیها انتقاد می نمایند.
من متأسفم که بعد از سقوط دیکتاتوری به جای این که سیاسیون این مملکت از تجارب گذشته عبرت بگیرند و به آزادی خواهان صدر مشروطیت تأسی کنند و از یک سیاست به تمام معنا ایرانی پیروی نمایند و به جای این که نطق و قلم، یعنی دو نعمتی را که در سایه مشروطیت تحصیل شده، در راه دفاع از مصالح ایران به کار برند و رشد ملی ما را به جهانیان ثابت نمایند، به جهاتی که از بیان آن شرم دارم، عدهای شمال و عدهای جنوب ما را تهدید می نمایند. من می ترسم که عاقبت، شکاف بزرگی بین ایران و همسایگانش ایجاد کنند و به علاوه مردم صلح جوی این کشور را به برادرکشی وادار نمایند.
آنهایی که مرا به عنوان ملاکی مخالف دولت شوروی قلمداد می کنند، خوب است به حساب املاکی که چهل سال است دست من و مال خانواده من است رسیدگی کنند و بدانند که من برای جلب نفع آن جا زارع نبوده ام، من برای فرار از دیکتاتور آن جا ساکن شده ام…
زندگی من از خانهای که به روابط فرهنگی شوروی اجاره داده ام و چند مستغل دیگر اداره می شود. من آن چه تصور مینمودم که از زندگی متوسط اضافه دارم، سالهاست وقف بیمارستان نمودهام و آنجا را مجانا و بلاعوض اداره می کنم. من از زندگی متوسط تجاوز ننموده و از تجمل بیزارم و به چیزهایی که زائد از مایحتاج زندگی است عادت ندارم.
آقای پیشه وری، پیشنهاد من به مجلس از نظر مخالفت با رژیم نبود و از نظر وطن پرستی است. اگر دنیا وطن همگی است، پس این جنگها و آدمکشها برای وی است؟ و اگر هر ملتی برای خود وطنی دارد، پس چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. (اسلامیه، ۱۳۹۴: صص۱۵۵-۱۵۶)
سخن پایانی
بعد از رد پیشنهاد شوروی راجع امتیاز نفت شمال ایران در بحران بزرگی فرو رفت از جمله این بحران ها تشکیل دولتهای خودمختار کردستان و آذربایجان تحتالحمایت شوروی بود که هدف شوروی از تشکیل این دولت آن بود که دولت مرکزی و مجلس تحت تاثیر فشار سیاسی زیر بار قرار داد شمال برود که با روی کار آمدن قوام السلطنه حوادث مختلفی رخ داد که در آخر به نفع ایران تمام شد و تلاش شوروی برای دستیابی به نفت شمال ناکام ماند.
بعدها در دوران نخستوزیری دکتر محمد مصدق، ملی شدن صنعت نفت هم به سرانجام رسید و دست همه دولتهای خارجی از نفت ایران کوتاه شد. یعنی تلاش های افرادی مانند غلامحسین رحیمیان هم به نتیجه رسید.
پانویس:
- اسلامیه، مصطفی (۱۳۹۴). زندگی نامه دکتر مصدق (فولاد قلب). انتشارات نیلوفر.
- جامی، محمود (۱۳۸۵). گذشته چراغ آینده، تاریخ ایران در فاصله دو کودتا. انتشارات ققنوس.
- خامهای، انور (۱۳۷۲). خاطرات سیاسی دکتر انور خامهای. انتشارات گفتار-علمی.
- ذوقی، ایرج (۱۳۶۸). ایران و قدرت های بزرگ در جنگ جهانی دوم. انتشارات پاژنگ.