نوشتارهای دیگر نویسندگان
طرحهایی از آثار به جا مانده از کاخهای پارسه دیده میشود و در میانه طرح اختر کاویان به چشم میخورد. به اختر کاویان که نماد باستانی و میهنی ایران است سنگ میزنند تا ویران شود! سالهاست جریان ایرانستیز نفوذ گستردهای در نهادهای رسمی دارد و حالا گویا به دنبال نفوذ در شبکه خانگی هم هستند.
۹ آذر (آذر روز از آذر ماه) برابر با جشن باستانی آذرگان است. ایرانیان باستان دیدگاه نیکی به آتش داشتند و همواره این پدیده شگفت انگیز هستی را ستایش میکردند. آتش نماد آیین زرتشتی است، با این حال اسطورههای ایرانی از گرامیداشت آتش پیش از زرتشت گفتهاند. به طوری که هوشنگ نخستین کسی بوده که سالها پیش از زرتشت، آتش را یافته بود. جشنهایی مانند آذرگان، شهریورگان و سده پیوند آشکاری با آتش دارند.
شیر و خورشید در آثار تمدنهایی مانند مصر و میانرودان (بینالنهرین) دیده شده است و در سکهها و درفشهای اقوام ترک و مغول جای داشته است. انسان باستانی زیباییهای طبیعت را میدیده است و از آنها الهام میگرفته است بنابراین نمیتوان نشان شیر یا خورشید را ویژه تمدن ایران دانست چرا که نقش خورشید و شیر ریشه در طبیعت دارند و برای همین در تمدنهای گوناگون مورد توجه قرار گرفتند.
در شاهنامه داستان اسکندر آمده است که یادآور نسخه سریانی رمانس اسکندر میباشد. ولی با داستانهای ایرانی آمیخته شده است، به طوری که اسکندر پسر داراب پادشاه کیانی است!! میدانیم که مسیحیان در ایران دوران ساسانیان، جامعهای پویا بودند. بعید نیست که برخی از مسیحیان ایرانی به نسخه سریانی رمانس اسکندر هم توجه نشان داده باشند. به مرور این داستان در فضای مسیحی-ایرانی با تغییراتی همراه بوده است.
شایعات بی اساس علیه مجید خالقیان رواج پیدا کرده است. افرادی با تناقضات فراوان به دنبال بدنام کردن مجید خالقیان و پایگاه خِرَدگان هستند. مشخص است که پاسخ دادن به ایرانستیزان، مخالفت با افراطیهای به ظاهر مذهبی، واکنش به اغراقها با اهداف سیاسی، واکنش به نهادهای خاص و اشخاصی که دارای موسساتی هستند و به تخریب تاریخ و هویت ایرانی می پردازند، برای ما هزینههایی دارد.
جشن تیرگان پیوندی ژرف با داستان باستانی آرش کمانگیر دارد که نمایانگر فرهنگ فداکاری در راه میهن از هزاران سال پیش در ایرانزمین است. بر پایه داستانها، آرش کمانگیر با آنکه میدانست پس از انداختن تیر، جان میدهد، ولی برای مردم چنان کرد و همه جان خود را در تیر گذاشت. داستان آرش را باید نماد میهن پرستی و مردم دوستی دانست. همزمان با تیرگان یادی کنیم از شور و شادی ایرانیان در این جشن ایرانی… شور و شادی که همه آیینهایش تیرگانی است… از جنس باران است… از جنس فداکاری آرش است…
شهر بابل هیچگاه آنطور که در پیشگوییهای اشعیا و ارمیا آمده، در نتیجه یورشی از شمال به کلی ویران و خالی از سکنه نشد؛ نه در دروان مادها و هخامنشیان و نه پس از یورش الکساندر مقدونی! هیچ نشانی از این نیست که منظور از بندهای مورد اشاره به شخص و زمان کوروش بزرگ باشد و با تحریف کوروشستیزان مواجه هستیم. اشعیا و ارمیا هر دو احتمالا در روزگاران مادها میزیستند. به نظر میرسد این پیشگوییهاییها تحت تاثیر ویران شدن معابدی در حران توسط مادها بوده است. ولی هیچگاه درباره شهر بابل تحقق نیافت.
مطلبی کاملا دروغین با عنوان «قسمتی کوچک از جنایات کوروش هخامنشی» در فضای مجازی گسترش پیدا کرده است و حتی سایت مشرق نیوز (نزدیک به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران) این مطلب را بازنشر کرده است. کوروش بزرگ نه تنها خانهای را مصادره نکرد بلکه رفتار خوبی با مردم شهر داشت. تمدن ماد به هیچ وجه نابود نشد و اتحاد مادها و پارسها همواره باقیماند. کوروش اصلا نینوا را فتح نکرد چه برسد که کسی را کشته باشد. تمدن لیدی سر جای خود باقی ماند. در هیچ منبعی از ازدواج کوروش با خالهاش سخنی نیامده است.
یهودیان در سایه روح تسامح و توجه شاهان هخامنشی توانستند به حیات خود در مناطق گوناگون شاهنشاهی بزرگ ایرانیان از جمله در اورشلیم ادامه دهند و به راحتی در کنار سایر مردم به کار و تجارت بپردازند. یهودیان در منابع خود از هخامنشیان فراوان یاد کرده اند اما جالب آنکه در آثار به جا مانده از هخامنشان، یهودیان بسیار کم رنگ هستند. تحلیل کسانی که جایگاه والایی برای یهودیان در زمان خشایارشا قائل میشوند، بر پایه نوشتههای کتاب استر است که این داستان هم از نظر تاریخی قابل اثبات نیست.
در آن مداحی، بسیاری از مفاخر شعر و ادب پارسی (فردوسی، حافظ، مولوی، نظامی و…)، به فدای شاعر «بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا» خوانده شدند!! سوال آنجاست که آیا مداح مورد بحث (یا شاعر) درباره شاعر «بر مشامم میرسد» پژوهشی کرده است؟! بر اساس گفته دکتر حشمتالله پاکطینت، شاعر شعر «بر مشامم میرسد» ناصرالدین شاه قاجار است... چه اشعار شاعران فدای ناصرالدین شاه شده باشند و چه خود شاعران، چیزی تغییر نمیکند. یک شعر اشتباه گفته شده که گویا دلیل اصلی آن ناتوانی شاعر در انتقال مفاهیم بوده است.
همه ساله بخت تو پیروز باد . همه روزگار تو نوروز باد… چه جشن با شکوهی است این جشن بهار که پس از گذشت هزاران سال همچنان با شکوهی درخور در میان مردمان جا دارد. یکی از کهنترین جشنهای ایرانی و شاید کهنترین جشن این سرزمین که ریشه در زیست بوم ما دارد و در هر دورهای هماهنگ با اندیشهها و آیینهای همان دوره در میان مردم جای داشته است. در این هزاران سال، سختیهای فراوانی بر ایرانیان سربار شدهاند. از یورش بیگانگان و فرمانروایی ستمگران گرفته تا بیماری های فراگیر و… . در این هزاران سال همواره واپسگرایان و بیگانهپرستان، بیمهریهایی به این آیین نیک ایرانی کردهاند تا انجا که برخی به دنبال نابودی این جشن بودند، ولی هیچگاه این جشن از میان نرفت چراکه سرشت زیبا دوست آدمی نمیخواسته آن را فراموش کند و همچنان با شکوهی جاودان در میان مردمان سرزمینهای فراوان برگزار میشود. نوروز نمادی از پیروزی آدمی بر دشواریها و اهریمنیهاست.
مدتی بود که ایمیلها و پیامهایی از اکانتهای ناشناس دریافت میکردیم که ما را به وطن فروشی و جاسوسی متهم میکردند!! حرفهایی که در قالب پستهای اینستاگرامی با هشتگهای خِرَدگان یا مجید خالقیان هم منتشر شدند!! در این میان اکانت یک شخص مشهور، با نام و عکس خودش چنین پیامی با همان لحن و ادبیات و واژهها ارسال کرد که میشد حدس زد تمام این پیامها را یک نفر نوشته است! یعنی به نظر میرسید ایشان با بی دقتی پیامهایی که با اکانتهای جعلی دیگر ارسال میکردند اینبار یا اکانت اصلی ارسال کردند!
ما در پایگاه خِرَدگان تلاش میکنیم کاربران گرامی را با پارسی گویی آشنا نماییم. از شناساندن سامانههایی که در راستای پارسی گویی و پارسی نویسی آماده شدند تا پیشنهاد واژههای پارسی سره. هرچند در هنر و زبان گفتاری مردم و نوشتههای همگانی دگرگونی زبان کار سادهای نیست، ولی با یک برنامهریزی خوب، میتوان نوشتههای ستادی (اداری) و دانشگاهی را به سوی پارسیگویی بُرد تا نوشتهها روشن و بدون گنگی باشند. شوربختانه تلاش درخوری از سوی سرپرستان فرهنگی بزرگترین کشور پارسی زبان برای بهبود و کمک به زبان پارسی به چشم نمیخورد.
حدود ۱۰ سال پیش یکی از مهمترین یافتههای باستانشناسی قرن در بریتانیا رخ داد و آن هم کشف بیش از ۵ کیلوگرم نقره، طلا و اشیای تاریخی بود. اخیرا در موزه ملی اسکاتلند یکی از ظروف آن گنجینه با لیزر تمیز شده است تا خوردگی سبز رنگ روی آن پاک شود. پس از این پاکسازی نقوش آن مشخص شد و شگفت آنکه نقشهای ایرانی و زرتشتی در آن آشکار شد... نماد مرکزی جام یک آتشدان است یعنی همان نقشی که در سکههای شاهنشاهی ساسانی استفاده میشد. همچنین مشخص شد این ظرف منقش به تاجی است که شعلههای آتش از آن بیرون میآید…
از آنجایی که شاید نوشتن به میخی پارسی باستان نیاز به توضیحات داشته باشد و از سوی دیگر سامانه بومیش دارای ابزارهای ویژهای مانند تبدیل از حروف انگلیسی به میخی پارسی باستان دارد، بر آن شدیم تا راهنمایی برای بخش میخی پارسی باستان آماده کنیم. در این بخش به برخی از قواعد خط میخی پارسی باستان و همچنین ویژگیهای سامانه بومیش اشاره میکنیم.
من ایرانی ام پس چهارشنبه سوری را ایرانی برگزار می کنم. در شاهنامه فردوسی پس از داستان گذر سیاوش از آتش آمده است: «سه روز اندر آن سور می در کشید». پریدن از آتش هم یادآور همان گذر سیاوش از آتش میباشد و شاید آمدن واژه «سور» در این ابیات و همچنین پریدن از روی آتش بی ارتباط با چهارشنبه سوری نباشد. لازم به ذکر است که آشنایی ایرانی فرهنگان با روزهای هفته مربوط به دوران پس از اسلام نیست بلکه پیش از اسلام هم ایرانیان آشنایی داشتند...
در جشن سپندارمذگان بانوان گرامی داشته میشدند و مردان برای بزرگداشت مقام والای زنان به آنها هدیه میدادند. ولی این جشن برای بانوان هم نکات ویژهای دارد و به بانوان، همسردوستی و پارسایی را یادآوری میکند. بنابراین ما در جشن سپندامذگان شاهد یک درک متقابل هستیم؛ یعنی هم مردان باید زنان را درک کنند و هم زنان باید مردان را درک کنند که بسیار ارزنده و شایسته است.
ترانهای به زبان پارسی در یک فیلم هندی پخش شده که گویا با استقبال مخاطبان هندی همراه بوده است. متاسفانه متن ترانهای که در فیلم هندی خوانده میشود در پایگاههای پارسی و پایگاههای انگلیسی با اشتباهات زیادی انتشار یافته است. از این روی بر آن شدیم که متن ترانه به همراه ذکر معنای برخی از واژهها و اصطلاحات را در این نوشتار آماده کنیم.
کانون ایران شناسی با این نشان و لوگو ریشه در دهه ۹۰ دارد و آغاز فعالیتهای کانون ایرانشناسی در سال ۱۳۹۳ باعث تداوم فعالیت این کانون در سالیان بعد شد. کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران در طول این سالها با محدودیتهای فراوانی مواجه بود و حتی بدخواهان و ایرانستیزان علیه این کانون فعالیتهایی کردهاند و شایعاتی به وجود آوردند. با این حال کانون ایران شناسی دانشگاه تهران به فعالیتهای خود ادامه داده است.
همواره در جشنهای ایرانی، امید به رهایی از تاریکی و سرما پررنگ بوده است ولی در جشنهای بهمن ماه این موضوع پررنگتر است و به انسان باستانی نوید آمدن روزهای سبز و پر نور را میداده است. در این نوشتار به صورت خلاصه جشنها و روزهای ارزشمند بهمن ماه را معرفی میکنیم.


















