شیر و خورشید در آثار تمدنهایی مانند مصر و میانرودان (بینالنهرین) دیده شده است و در سکهها و درفشهای اقوام ترک و مغول جای داشته است. انسان باستانی زیباییهای طبیعت را میدیده است و از آنها الهام میگرفته است بنابراین نمیتوان نشان شیر یا خورشید را ویژه تمدن ایران دانست چرا که نقش خورشید و شیر ریشه در طبیعت دارند و برای همین در تمدنهای گوناگون مورد توجه قرار گرفتند.
در تمدنهای باستانی نشانهای شیر و خورشید بسیار دیده شده است چراکه انسان باستانی زیباییهای طبیعت را میدیده است و از آنها الهام میگرفته است.
شیر یا خورشید گاهی نماد یک خدا یا ایزد باستانی بوده است، گاهی نماد نگهبانان کاخها و گاهی نماد قدرت پادشاهان بوده است.
درباره نقشهای خورشید و شیر در تمدن ایران به ویژه ایران پس از اسلام مانند درفش صفویان و آثار نجومی و طالع بینی بارها گفته شده است و همه ما درباره این نقشها آگاهی داریم (1).
ولی نمیتوان نشان شیر یا خورشید را در جهان باستان ویژه تمدن ایران باستان دانست چرا که ریشه در طبیعت دارند و برای همین در تمدنهای گوناگون مورد توجه قرار گرفتند. در ایران باستان نقشهای شیر و شی نورانی در کنار یکدیگر اندک بودهاند.
البته در دوران پس از اسلام به ویژه از دوره صوفیه به بعد کم کم نشان شیر و خورشید دارای ساختار و هویت ثابت در ایران شد و این نشان در ایران بیش از هر جای دنیا مورد توجه قرار گرفت (2).
نشانهایی که ریشه در طبیعت دارند گاهی بدون تاثیرپذیری از تمدنهای دیگر در یک تمدن شکل گرفتند. با این حال گاهی هنر تمدنها بر دیگری تاثیر گذاشته است. مانند نشانها بر روی سکهها یا درفشها تحت تاثیر دیگر اقوام بوده است ولی مردمانی که تاثیر پذیرفتند به آن تعابیر جدیدی دادند که متناسب با دین، فرهنگ و جغرافیای خودشان بود.
شیرها و قرص خورشید در تمدن مصر
جزئیاتی از یک نقاشی در آرامگاه اینِرهخا. دودمان نوزدهم، حدود ۱۲۹۵ تا ۱۱۸۶ پیش از میلاد. دیر المدینه، تبس غربی. (عکس از ورنر فورمن / یونیورسال ایمیجز گروپ / گِتی ایمیجز، برگرفته از: gettyimages)
پیوند خدای باستانی آکِر (Aker) با شیرها در تمدن مصر بسیار مشهور است.
از دوره پادشاهی میانه (پادشاهی میانه در سالهای ۲۰۵۵ تا ۱۶۵۰ پیش از میلاد) آکر به صورت یک جفت شیر دوقلو ظاهر شده است.
میان دو شیر نشانه هیروگلیفی «افق» (دو کوه بههمپیوسته) همراه با یک قرص خورشید قرار داده میشد و دو شیر پشت به پشت مینشستند.
این نشان یکی از کهن ترین نشانهاست که خورشید و شیر با یکدیگر مورد توجه قرار گرفتند. نکته مهم درباره این نشان آن است که این نشان دارای هویت ثابت و ساختارمند بوده است؛ موضوعی که به این شکل در تمدنهای باستانی کمتر پیدا میشود.
نقشهای شیر در میانرودان (بینالنهرین) بسیار مشهور هستند و هنر میانرودان تاثیر قابل توجهی بر روی هنر هخامنشی و در نتیجه هنر جهان گذاشت. با این حال هنر میانرودان هم از تمدنهای کهنتر فلات ایران تاثیر پذیرفته است.
جالب آنکه در آثاری از میانرودان، شیر و خورشید یا ستاره با هم دیده شدهاند. نقشی که در آن ایشتار ایستاده بر شیر ترسیم شده، قابل توجه است؛ اثری با این ساختار پیش از آن در تمدنهای فلات ایران دیده نشده است و بعدها بر روی هخامنشیان تاثیر گذاشته است.
در بالای ایشتار نشانی دیده میشود که به نظر خورشید یا ستاره است در آثار مرتبط با خدایانی که با خورشید پیوند داشتند میآمده است. قرص دایرهای در این نشان میتواند به شمش، خدای خورشید اشاره داشته باشد.
ستاره ایشتر معمولا در کنار یک قرص خورشید (نماد برادر ایشتار «شمش») و هلال ماه (نماد پدر ایشتار «سین») دیده میشود.
ایشتار ایستاده بر شیر. دوره بابلیِ کهن، قرن نوزدهم تا هفدهم پیش از میلاد (منبع: worldhistory.org).«ستاره ایشتار» در کنار «هلال ماه سین» و «قرص خورشید شمش»
به نظر میرسد این آثار میان رودان بر روی هیتیها و هخامنشیان هم تاثیر گذاشته است. در واقع مُهر آناهیتا ایستاده بر شیر هخامنشی، ریشه در همین آثار دارد.
ایزدان ایستاده بر شیر در آثار هیتیها پیش از هخامنشیانمهر هخامنشی: آناهیتای نورانی ایستاده بر شیر
مقایسه مهر هخامنشی با سنتهای پیشین نکته مهمی را روشن میکند. در مُهر هخامنشی، خورشید یا ستاره حذف شده و خودِ ایزد بهگونهای نورانی تصویر شده است؛ گویی «نور» به پیکره منتقل شده است. این نوآوری را میتوان بخشی از هنر تلفیقی هخامنشیان دانست که با الهام از سنتهای کهنتر، معناهای تازهای میآفرید.
سکه مربوط به غیاث الدین کیخسرو از سلاجقه روم که خورشید (نمادی از چهره معشوق) را در بالای شیر افزود
از کهنترین سکههایی که نشان شیر و خورشید با چهره انسانی در آن دیده میشود، سکههای سلجوقیان روم است.
خاندان ترک تبار سلجوقیان روم در نواحی آناتولی فرمانروایی میکردند و آن نواحی از دیرباز به روم مشهور بوده است.
سکه شیر و خورشید در زمان غیاثالدین کیخسرو دوم ضرب شد. خورشید روی این سکهها چهره انسانی دارد و گفته میشود غیاث الدین کیخسرو، شیفته شاهزادهای گرجی بوده و میخواسته تصویر او را روی سکه بزند. به پیشنهاد اطرافیان، برای رعایت ظاهر شرعی، چهره آن شاهزاده را به صورت خورشید و همراه تصویر شیر نقش کردند.
این طرح بعدها باعث شهرت نشان «شیر و خورشید» شد چرا که در پرچم مغولان، گورکانیان هند، صفویان و… شیر با چهره انسانی ترسیم شده است.
پرچم شیر و خورشید در دست سربازان مغول هنگام حمله به نیشابور در تاریخ منظوم مغول (منبع)
شواهد نشان میدهند نخستین قومی که نشان شیر و خورشید را در درفش سپاهیانش جای داد، مغولان بودند.
این جایگیری بر روی درفش نکته مهمی است و باعث تاثیرگذاری بر روی درفشها و پرچمهای دیگر از جمله پرچم صفویان میشده است و نکتهای قابل توجه و متفاوت از نشانها بر روی مُهرها، نقش برجستهها و سکهها است.
پرچم امپراتوری گورکانی که با مغولان پیوند داشتند هم شیر و خورشید بوده است.
بازسازی خیالی درفش امپراتوری گورکانیسفیر صفوی همراه با درفش شیر و خورشید با چهره انسانی (ن.ک: پرچم های ایران از آغاز تا کنون).
۱- شیر در کنار نقشهایی نورانی در ایران باستان گاهی دیده شده است، اما نه به عنوان نمادی دارای هویت ثابت و ساختارمند. نشان شیر و خورشید بر روی درفشهای میهنی ایران باستان جای نداشته است. از روزگار صفویه به بعد است که شیر و خورشید در ایران معنایی منسجم و قابل تعریف مییابد و وارد پرچم ایران میشود.