نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

آیا شیر و خورشید در ایران باستان نشانی ثابت و ساختارمند بود؟

نگاهی کوتاه:

شیر در کنار نقش‌هایی شبیه به خورشید در ایران باستان گاهی دیده شده است، اما نه به عنوان نمادی دارای هویت ثابت و ساختارمند. از روزگار صفویه به بعد است که شیر و خورشید در ایران معنایی منسجم و قابل تعریف می‌یابد: نمادی رسمی که به تدریج با اقتدار سیاسی، مشروعیت دینی و هویت دولتی گره می‌خورد و در پرچم‌ها و سکه‌ها جای می‌گیرد. در تمدن‌های باستانی جهان، انسان بیش از هرچیز از طبیعت الهام می‌گرفت و نشان‌های شیر و خورشید همواره مورد توجه بودند.

شباهت پرچم شیر و خورشید دوران قاجار به پرچم شیر و خورشید سربازان مغول
(منبع ۱ و منبع ۲

پیش‌گفتار

پژوهش در آثار باستانی نشان می‌دهد شیر و خورشید در ایران باستان نشانِ ثابت، هویت‌دار و قابل‌تعریف مانند دوره‌های پس از اسلام نبوده است.

این نماد از دوران صفویه به بعد است که در ایران معنایی منسجم، سیاسی و رسمی می‌یابد؛ پیش از صفویه، نمونه‌هایی از پیوند شیر و خورشید میان دیگر اقوام مانند اقوام ترک‌تبار و مغول دیده شده است.

آنچه در ذهن ما به‌عنوان «نماد شیر و خورشیدِ ایرانی» جا افتاده، بیش از آنکه ریشه در یک سنت پیوسته باستانی داشته باشد، حاصل بازخوانی‌ها و معناگذاری‌های تاریخی دوره‌های بعد است.

در واقع از روزگار صفویه به بعد است که شیر و خورشید در ایران معنایی منسجم و قابل‌تعریف می‌یابد: نمادی رسمی که به تدریج با اقتدار سیاسی، مشروعیت دینی و هویت دولتی گره می‌خورد و در پرچم‌ها و سکه‌ها جای می‌گیرد (1).

«شیر» و «خورشید» در تمدن‌های جهان و نگاه به طبیعت

در تمدن‌های کهن، انسان بیش از هرچیز از طبیعت الهام می‌گرفت. از این‌رو، تصویر شیر (به‌عنوان حیوانی نیرومند) و قرص خورشید بارها در فرهنگ‌های مختلف تکرار شده است.

شیر یا خورشید گاهی نماد یک خدا یا ایزد باستانی بوده است، گاهی نماد نگهبانان کاخ‌ها و گاهی نماد قدرت پادشاهان بوده است.

در مصر باستان خدای آکِر به‌شکل دو شیرِ پشت‌به‌پشت همراه با قرص خورشید نمایش داده می‌شود؛ ترکیبی که بیش از هر چیز، معنای کیهانی و آیینی دارد.

جزئیاتی از یک نقاشی در آرامگاه اینِره‌خا
جزئیاتی از یک نقاشی در آرامگاه اینِره‌خا. دودمان نوزدهم، حدود ۱۲۹۵ تا ۱۱۸۶ پیش از میلاد. دیر المدینه، تبس غربی. (عکس از ورنر فورمن / یونیورسال ایمیجز گروپ / گِتی ایمیجز، برگرفته از: gettyimages)

در میان‌رودان (بین‌النهرین) نقش‌های شیر، ستاره و خورشید بسیارند. جالب آنکه در آثاری از میان‌رودان، شیر و خورشید یا ستاره با هم دیده شده‌اند. نقشی که در آن ایشتار ایستاده بر شیر ترسیم شده، قابل توجه است.

 ایشتار ایستاده بر شیر. دوره بابلیِ کهن، قرن نوزدهم تا هفدهم پیش از میلاد (منبع: worldhistory.org).

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

شیر و خورشید در آثار تمدن‌های باستانی و اقوام کهن

 

بنابراین نمی‌توان نشان شیر یا خورشید را ویژه تمدن ایران باستان دانست چرا که ریشه در طبیعت دارند و برای همین در تمدن‌های گوناگون مورد توجه قرار گرفتند. شیر و خورشید در کنار هم در تمدن‌ها و اقوام گوناگون دیده شده است.

درفش کاویانی، نمونه‌ای از یک نماد دارای هویت روشن

برای درک بهتر اینکه «نماد ثابت و ساختارمند» چه ویژگی‌هایی دارد، کافی است به درفش کاویانی بنگریم؛ نمادی که در سنت ایرانی، بر خلاف نقش‌های متغیر شیر، هویت مشخص و کارکرد سیاسی پایدار یافت.

روایت‌های اسطوره‌ای می‌گویند این درفش نخست پارچه چرمیِ پیش‌بندِ کاوه آهنگر بود که در اعتراض به ستمِ ضحاک برافراشته شد؛ سپس در گذر زمان به نشانی از دادخواهی، مشروعیت و وحدت بدل شد. این درفش در حافظه تاریخی باقی ماند و در دوره‌های مختلف با همان هویت شناخته شد.

به همین دلیل، درفش کاویانی را می‌توان نمونه‌ای روشن از نمادی دانست که به‌راستی ساختار، معنا و ثبات تاریخی در ایران باستان دارد. در حالی‌که شیر (و حتی ترکیب‌های گوناگون شیر و خورشید در روزگار باستان) چنین پیوستگی و یگانگی‌ای در ایران باستان نداشتند.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

پیشینه درفش کاویانی، درفش باستانی و میهنی ایران

عدم ثبات خورشید یا شیر در نشان‌ها

در بشقاب‌های هخامنشی نقش‌هایی با خطوط شعاع‌گونه دیده می‌شود. اما مقایسه دقیق این آثار با سنت‌های هنری پیشین نشان می‌دهد این شعاع‌ها بیشتر جنبه‌ی تزئینی داشته و برای القای درخشندگیِ به کار رفته‌اند، نه نمایش خورشید.

ریشه این روش هنری را می‌توان در هنر تمدن‌های کهن‌تر فلات ایران نیز یافت. برای نمونه، در آثار جیرفت نقوشی مشابه دیده می‌شود که کاربردی تزئینی دارند.

مواردی مانند الهام گیری از آتش، گل و گیاهان هم می‌تواند در این آثار مورد توجه قرار گیرد.

نکته‌ی کلیدی این است که حیوانِ مرکزی ثابت نیست: گاهی شیر نقش می‌شود، گاهی بز، گاهی هم نقش‌های دیگر. اگر قرار بود با «نمادی مقدس یا ملی» روبه‌رو باشیم، حضور آن باید پیوسته و ساختارمند می‌بود. این تغییرپذیری، نگاه نمادین ثابت را رد می‌کند.

بشقاب هخامنشی. شیر در میانه می‌درخشد و ماهی‌ها در اطراف آن هستند.
بشقاب هخامنشی. شیر در میانه می‌درخشد و ماهی‌ها در اطراف آن هستند. 
بشقاب هخامنشی دو بز
بشقاب هخامنشی. دو بز در میانه می‌درخشند.
نشان به دست آمده از جیرفت
حاشیه تزئینی درخشان در نشان به دست آمده از جیرفت.

دانش بیشتر:

بشقاب‌های هخامنشی؛ «شیر و خورشید» یا «تزئینات درخشان»؟

 

در سکه‌های فرمانروایان محلی (مانند سکه‌های مازه)، ستاره یا خورشید به‌صراحت و جداگانه ترسیم می‌شود. البته نحوه ترسیم بیشتر شبیه به ستاره است. اما حتی همان‌جا هم عنصر ستاره ثابت نیست و گاه جای خود را به نشانه‌های دیگر می‌دهد. این انعطاف باز هم از نبودِ «هویت نمادین یگانه» خبر می‌دهد.

سکه های مازه خائن
در سکه مازه خائن گاهی ستاره بالای شیر قرار می‌گرفته است و گاهی موارد دیگر. با توجه به تصویر روی سکه که نام «بعل» و «زئوس» آمده به نظر می‌رسد این نشان با دین و مذهب ارتباط داشته است.

نگاه کنید به:

شیر همراه با ستاره، زنبور، حروف یونانی و... در سکه‌های مازه

«شیر و خورشید» یا «آناهیتا ایستاده بر شیر»؟

در سال‌های اخیر مُهری از دوران هخامنشیان بسیار مشهور شده است که ایزدی نورانی را ایستاده بر پشتِ شیر نشان می‌دهد. برخی کوشیده‌اند این تصویر را به‌عنوان نمونه‌ای بسیار کهن از «نشان شیر و خورشید» معرفی کنند؛ اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد چنین نام‌گذاری‌ای دقیق نیست.

نخست باید دانست این نقش در روزگار هخامنشیان نشان فراگیر و میهنی نبوده است؛ بر خلاف نمادهایی همچون فروهر (اهورامزدا) که حضور گسترده و نظام‌مند دارند.

شواهد نشان می‌دهند که این ایزدبانو، آناهیتا است؛ ایزدبانویی که در کتیبه‌های اردشیر دوم، در کنار اهورامزدا ستایش می‌شود. در مقابل، فرضیه ارتباط این تصویر با میترا درست نیست: در هنر ایران باستان، میترا به‌صورت مذکر ترسیم می‌شود (همانند نقش‌های تاق‌بستان)، در حالی که در این مُهر، چهره و موها به‌روشنی ویژگی‌های زنانه دارند.

مقایسه‌ی این نقش با سنت‌های پیشین نیز نکته‌ی مهمی را روشن می‌کند. در میان‌رودان، ایشتار ایستاده بر شیر ترسیم می‌شود و در بالای او نشانه‌هایی چون ستاره و قرص خورشید دیده می‌شود که به خدای خورشید (شمش) اشاره دارد. اما در مُهر هخامنشی، خورشید یا ستاره حذف شده است و خودِ ایزد به‌گونه‌ای نورانی تصویر شده؛ گویی «نور» به پیکره منتقل شده است. این نوآوری را می‌توان بخشی از هنر تلفیقی هخامنشیان دانست که با الهام از سنت‌های کهن‌تر، معناهای تازه‌ای می‌آفرید.

بنابراین، آنچه می‌بینیم «یک نماد ملیِ پایدار» نیست؛ بلکه تفسیری خاص از آناهیتای نورانی است که به‌طور موقت و محدود، در پیوند با نقشِ شیر به‌کار رفته است؛ بی‌آنکه به هویتی یگانه و مداوم تبدیل شود.

به بیان دقیق‌تر، این مُهر را باید «نقشِ آناهیتای نورانی بر شیر» دانست، نه شاهدی کهن برای وجودِ یک «نشانِ تثبیت‌شده شیر و خورشید» در ایران باستان.

تصویر ۱: نشان به جا مانده از دوران هخامنشیان. نام بردن از این نشان با عنوان شیر و خورشید دقیق نیست چرا که در واقع یک ایزد نورانی ایستاده بر شیر است.
نشان آناهیتا ایستاده بر شیر. نام بردن از این نشان با عنوان شیر و خورشید دقیق نیست چرا که در واقع یک ایزد نورانی ایستاده بر شیر است. آشکار است که این نشان جنبه مذهبی داشته است.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

«شیر و خورشید» یا «آناهیتا ایستاده بر شیر»؟

رویکردهای متنوع به «شیر» در ایران باستان

در هنر ایران باستان، شیر یک معنای  ثابت ندارد. گاه نجومی است (یادآور صورت فلکی شیر) گاه نماد قدرت یا پیروزی شاه و گاهی حتی موجودی اهریمنی با سرِ شیر که شاه آن را شکست می‌دهد.

پس نمی‌توان از «هویتی یگانه و ثابت» و حتی نشانی ساختارمند مانند دوران صفوی، قاجار و پهلوی برای شیر در ایران باستان سخن گفت. برخلاف نشان فروهر (اهورامزدا) در دوران هخامنشیان که ساختار و معنای پایدارتری دارد. به هیچ وجه چنین نیست که شاه در حال نبر با نشانی شبیه به فروهر (اهورامزدا) باشد!

پس حتی این فرضیه که همه جا در ایران باستان شیر نماد یک ایزد باشد با تردید جدی روبرو است.

نقش پیروزی شیر بر گاو در پارسه
نقش پیروزی شیر بر گاو که یادآور رویکرد نجومی به شیر است. صورت فلکی شیر به عنوان طالع و غلبه کننده بر صورت فلکی گاو می‌تواند گویای آمدن بهار باشد (ن.ک: پیروزی شیر بر گاو، نماد آغاز بهار)
نقش برجسته نبرد شاه با موجود اهریمنی در پارسه (تخت جمشید)
نبرد شاهنشاه هخامنشی با موجود اهریمنی با سر شیر در پارسه (تخت جمشید)
نبرد شاهنشاه هخامنشی با شیر
نبرد شاهنشاه هخامنشی با شیر
نقش شکار شیر توسط شاه ساسانی
اثری از دوران ساسانیان که شکار شیر توسط شاه را ترسیم کرده است (منبع).

سخن پایانی

بررسی منابع تاریخی و آثار باستانی نشان می‌دهد آنچه امروز از «شیر و خورشید» در ذهن ما نشانی دیرینه و پیوسته می‌نماید، در حقیقت برخاسته از لایه‌های گوناگونِ بازتفسیر و معناگذاری در دوره‌های متأخر است.

در روزگار باستان، هرچند تصویر شیر یا خورشید (و گاه ترکیب شیر با چیزی شبیه به خورشید) در هنر و آیین‌ها حضور داشت، اما این تصاویر هویت یک «نماد ملیِ رسمی و پایدار» را نداشتند و بیشتر بر زمینه‌های آیینی، نجومی یا تزئینی استوار بودند.

از دوره صفویه به بعد است که این نشان شاید با رویکرد مذهبی یا طالع‌بینی در چارچوبی سیاسی و دولتی سامان می‌یابد و با مفاهیمی چون اقتدار، مشروعیت و هویت حکومتی پیوند می‌خورد.

بنابراین،  وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، باید میان «حضور پراکنده تصویر شیر و خورشید» و «پیدایش یک نماد رسمی و پایدار» تفاوت بگذاریم. بازشناسی این تمایز، نه تنها ما را از افسانه‌پردازی‌های تاریخی دور می‌کند، بلکه امکان می‌دهد جایگاه واقعی این نشان را  فرهنگ و سیاست ایرانی با دقت بیشتر درک کنیم.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
آیا شیر و خورشید در ایران باستان نشانی ثابت و ساختارمند بود؟
خِرَدگان