ایزدبانوی ایستاده بر شیر در مُهر هخامنشی بیش از آنکه ترسیم خورشید باشد، ترسیم درخشش آناهیتا است تا شکوه او نمایان شود. این موضوع بیشتر با اساطیر ایرانی و هنر هخامنشی همخوانی دارد؛ آناهیتا با آب پیوند دارد، نه خورشید. برخی این نشان را کهنترین نمونه «شیر و خورشید» دانستهاند، اما نقشهای اینچنین پیش از هخامنشیان در میانرودان دیده شده است. در دوران هخامنشیان، در مقایسه با دیگر آثار، این نشان چندان فراگیر نبوده و جنبه میهنی نداشته است.
مُهری از دوران هخامنشیان به جای مانده که تحت تاثیر هنر تمدنهای میانرودان (بینالنهرین)، یونان باستان و... ایزبانوی ایرانی ایستاده بر شیر، در آن ترسیم شده است.
شواهد نشان میدهند این ایزدبانو، آناهیتا است و یکی از شاهنشاهان هخامنشی (اردشیر دوم) در حال ستایش اوست.
ایزد یا خدای ایستاده بر شیر از سالیان سال پیش از هخامنشیان در تمدنهای گوناگون دیده میشود که یکی از مشهور ترین آنها ایشتار ایستاد بر شیر در میانرودان است.
مُهر هخامنشی این روزها بسیار مشهور شده است و گاهی به عنوان کهنترین نشان «شیر و خورشید» ذکر میشود که با توجه به نمونههای پیشین در تمدنهای گوناگون این ادعا اشتباه است. در مصر باستان و میانرودان سالها پیش از هخامنشیان شیر و خورشید دیده شده است.
برخی این نشان را مرتبط با نشان شیر و خورشید در پرچم ایران میدانند، در صورتی که نشان شیر و خورشید در هیچ کدام از درفشهای ایران باستان جای نداشته است. آنچه امروز به عنوان «پرچم شیر و خورشید» شناخته میشود، محصول تحولات چند سده اخیر است؛ نه استمرار مستقیم یک سنت باستانیِ بدون انقطاع. از دوره صفویه به بعد، این نشان در ایران معنایی منسجم یافت.
برای ما در روزگار امروز مُهر هخامنشی تداعی کننده شیر و خورشید است و شباهت زیادی به شیر و خورشید پرچم ایران تا پیش از سال ۱۳۵۷ دارد ولی آیا پدیدآورندگان باستانی هم قصد داشتند شیر و خورشید را ترسیم کنند؟!
موضوعی که میخواهیم در ادامه بیشتر درباره آن گفتگو کنیم.
خورشید یا آناهیتای نورانی؟
یک فرضیه درباره این نشان این است که شیر و خورشید و آناهیتا ترسیم شدهاند. بر اساس این فرضیه آناهیتا در میان خورشید، ایستاده بر شیر است.
ولی با بررسیهای دقیقتر در مییابیم که در اسطورهها و متون آیینی ایرانی آناهیتا با خورشید مرتبط نبوده است بلکه با آب پیوند تنگاتنگی داشته است. پس چنانچه میخواستند از عناصر طبیعی برای این ایزدبانو استفاده کنند از آب بهره میبردند.
اینجاست که میتوان گفت به منظور نمایش شکوه و جلال این ایزدبانو قصد داشتند او را نورانی و درخشان ترسیم کنند. برای همین جلوه درخشندگی به پیکر ایزدبانو انتقال پیدا کرده است.
ایجاد جلوه درخشندگی در دیگر آثار هخامنشیان هم دیده شده است و به نظر میرسد یکی از شیوههای هنری آن دوران بوده است.
آناهیتای نورانی ایستاده بر شیر همخوانی بیشتر با اساطیر ایرانی درباره ایزدبانوی آناهیتا و همچنین هنر هخامنشی دارد.
مقایسه با نمونههای پیشین
نقشهای ایزد ایستاده بر شیر پیش از هخامنشیان در تمدنهای دیگر ترسیم شدهاند؛ برای نمونه در آثار هیتیها و اورارتوها دیده شده است.
خدایان ایستاده بر شیر در آثار هیتیها پیش از هخامنشیانخدای ایستاده بر شیر در آثار اورارتویی
ولی نمونه کهنتر مربوط به میان رودان (بین النهرین) است و به نظر می رسد همه این آثار تحت تاثیر هنر میان رودان هستند. اثری که در آن ایشتار ایستاده بر شیر است.
در بالای ایشتار نشانی دیده میشود که به نظر خورشید یا ستاره است. خورشید در این نشان میتواند به شمش، خدای خورشید اشاره داشته باشد که بر اساس اسطورهها برادر ایشتار است.
ستاره ایشتار معمولا در کنار یک قرص خورشید (نماد برادر ایشتار «شمش») و هلال ماه (نماد پدر ایشتار «سین») دیده میشود.
ایشتار ایستاده بر شیر. دوره بابلیِ کهن، قرن نوزدهم تا هفدهم پیش از میلاد (منبع: worldhistory.org).«ستاره ایشتار» در کنار «هلال ماه سین» و «قرص خورشید شمش»
ولی در مُهر هخامنشی، خورشید یا ستاره در بالا و کنار دیده نمیشود و به نظر خود ایزدبانو نورانی شده است.
هنر درخشش در این مُهر، یادآور هنر یونانی و شئ نورانی مشهور در هنر مقدونی-یونانی است.
شئ نورانی مشهوری در یونانی باستان وجود داشته که با نامهایی مانند «ستاره ورجینا Vergina Star» یا «ستاره مقدونیه» یا به صورت عمومی با نام «خورشید ورجینا» شناخته میشود.
در سکههای مازه یا مزدایه (مازایوس) هم این شئ نورانی دیده میشود. همچنین در سکههای اواگوراس دوم (Evagoras II) پادشاه دولتشهر باستانی سالامیس در قبرس هم این شئ نورانی دیده میشود.
برخی آن را خورشید دانستهاند و برخی دیگر آن را ستاره میدانند. برخی هم آن را بی ربط به ستاره و خورشید و مرتبط با عناصر چهارگانه و خدایان یونانی دانستهاند.
در آثار یونانی از هنر شبیه به این شئ نورانی برای جلوه درخشندگی خدایان استفاده کردند ولی عینا ستاره ورجینا استفاده نشده است چرا که ستاره ورجینا دارای ۱۶ پرتو است بلکه صرفا از هنری شبیه به آن بهره بردهاند تا ایجاد جلوه درخشندگی کنند. پس نمی توان ادعا کرد عینا مفاهیم یونانی به مهر هخامنشی انتقال پیدا کرده است بلکه صرفا هنر یونانی اثر گذاشته است.
یک نقشبرجسته که Helios را با هالهای شعاعدار نشان میدهد (معبد Athena، Ilion، اوایل سده چهارم پیش از میلاد. منبع).
هنر هخامنشی یک هنر تلفیقی است که از هنر اقوام گوناگون تاثیر پذیرفته است و در مهر هخامنشی هم تاثیر پذیری از هنر تمدن میانرودان و یونان باستان دیده میشود.
همه تمدنهای باستانی از هنر تمدنهای پیشین تاثیر گرفتند ولی به آثار خود تعابیر بومی میدادند ولی به نظر می رسد هخامنشیان با توجه به سیاست فرهنگی خود و احترام به هنر اقوام گوناگون بر تلفیق هنرها تاکید داشتند.
گاهی این تاثیرپذیری با نوآوری همراه بوده است و با توجه به همین نوآوریها، هویت خود را پیدا کرد. به نظر میرسد نورانی شدن ایزد در مُهر هخامنشی هم بیپیوند با نوآوریها نیست. نه مانند آثار میان رودان خورشید به صورت مستقل ترسیم شده است و نه مانند آثار یونانی سر خدا یا ایزد نورانی شده است بلکه پیکر ایزدبانو نورانی است.
جلوه درخشندگی در تمدنهای بسیار کهن مربوط به فلات ایران هم دیده میشود. در یکی از آثار گنور، جلوهای از درخشندگی دیده میشود که از نظر ساختار کاملاً با نمونههای جیرفت قابل مقایسه است و احتمالا در همان نواحی جیرفت یا اطراف آن ساخته شده است (1).
شاید بتوان گفت علاوه بر تاثیر پذیری از میان رودان و یونان باستان، هنر تمدن های بسیار کهن هم در مهر هخامنشی تاثیر گذار بوده است.
جلوه درخشندگی در اثری از گنور با سبک هنری شبیه به جیرفت (منبع)
مُهر هخامنشی یکی از کهنترین نمونههای نورانی بودن ایزد در ایران است؛ روشی که بعدها در سنت مسیحی و اسلام هم بارها دیده شده است، به طوری که فرشتگان و پیامبران به صورت نورانی ترسیم شدهاند.
بی ربطی مُهر هخامنشی به میترا
در اینجا درباره فرضیههای دیگر درباره هویت ایزد ترسیم شده در مهر هخامنشی می پردازیم.
برخی ایزد ترسیم شده در مُهر هخامنشی را میترا میدانند و از آنجایی که میترا با خورشید ارتباط تنگاتنگی دارد، این نشان را شیر و خورشید مینامند!
این در حالی است که این نشان نمیتواند ارتباطی با میترا داشته باشد چرا که در آثار ایران باستان، ایزد میترا به صورت مذکر ترسیم شده است.
ولی در مهر هخامنشی مورد بحث، ایزد به صورت مونث ترسیم شده است. موهای بلند و صورت بدون مو یادآور دیگر مُهرهای هخامنشی است که در آن بانوان ترسیم شدند.
در کتیبههای اردشیر دوم ستایش آناهیتا در کنار اهورامزدا دیده میشود و در این نشان هم یک ایزدبانو ترسیم شده است.
نقش یک بانو در دوران هخامنشیانمیترا در نقش برجسته تاق بستان که به صورت مذکر ترسیم شده است
فرضیه ترسیم شدن شیر و خورشید و آناهیتا در مهر هخامنشی قابل توجه است ولی آنچه بیشتر با اساطیری ایرانی درباره آناهیتا و هنر هخامنشی همخوانی دارد، نورانی بودن پیکر آناهیتا برای ایجاد جلوه درخشندگی و شکوه است.
نکتهای که باید به آن توجه کنیم این است که در دوران هخامنشیان، نشان آناهیتای نورانی ایستاده بر شیر چندان فراگیر نبوده است و بیشتر جنبه مذهبی در یک مهر شاهی داشته است.
هخامنشیان از نشانها و نمادهای دیگر به صورت فراگیر بهره میبردند. نمادهایی مانند فروهر (اهورامزدا) به صورت گسترده استفاده میشده است و به نظر جایگاه نشان شاهنشاهی را داشته است. در دوران کوروش بزرگ، درفش عقاب نشان مشهور بود و بررسی آثار باستانی نشان میدهد که احتمالا درفش مربع شکل هخامنشی شباهت به درفش کاویانی داشته است(2).
بنابراین میتوان گفت در همان دورههایی که گاهی نقشهای شیر و پیکرهای نورانی با جنبههای دینی و نجومی در ایران باستان دیده میشده، درفشهایی نیز وجود داشتند که کارکردی آشکارا میهنی داشتند.