پس از هخامنشیان در سکه حاکمان محلی پارس (فرترکهها) درفشی دیده میشود که شباهت آشکاری به داستانهای شاهنامه درباره درفش کاویانی دارد. با توجه به آثاری مانند اختر کاویان و درفش مربعی شکل از دوران هخامنشیان، این احتمال وجود دارد که درفشی از دوران هخامنشیان به دست حاکمان محلی پارس رسیده بود و برای آنها افتخاری بزرگ بود که محافظ درفش باستانی هخامنشیان بودند.
تاریخنگاران درباره جایگاه قابل توجه درفش کاویانی در دوران اشکانیان و به ویژه ساسانیان نوشتهاند (1). ولی آثار باستانی نشان میدهند که ریشههای درفش کاویانی را باید پیش از اشکانیان و ساسانیان جستجو کرد.
پس از هخامنشیان در سکه حاکمان محلی پارس (فرترکهها) درفشی دیده میشود که شباهت آشکاری به داستانهای شاهنامه درباره درفش کاویانی دارد. درفشی مربعی شکل که ستارهای چهار پر در آن دیده میشود.
وقتی در آثار هخامنشیان جستجو کنیم، ردپای اختر کاویان و درفش مربعشکل را آشکارا مییابیم و به نظر میرسد فرترکهها مانند موارد دیگر آن درفش مربع شکل را هم از هخامنشیان گرفته بودند و برای آنها افتخاری بزرگ بود که محافظ درفش باستانی هخامنشیان بودند.
نشان ستاره، از شهر سوخته تا هخامنشیان
معمولا تاثیر پذیری هخامنشیان از تمدنهای بین النهرین مورد توجه پژوهشگران قرار میگیرد. اما تاثیر پذیری آنها از تمدنهای پیشین فلات ایران از جمله شهر سوخته و جیرفت بسیار قابل توجه است. البته شاید این تاثیر پذیری به واسطه تمدنهای ماد و ایلام بوده است که هخامنشیان ارتباط تنگاتنگی با آنها داشتند.
شاید کهن ترین اثر به دست آمده که در آن نشانهایی شبیه به ستاره درفش کاویانی دیده میشود، در شهر سوخته باشد.
اینکه هدف پدیدآورندگان این نشان چه بوده، بر ما پوشیده است ولی با توجه به آثار بعدی شاید بتوان گفت هدف آنها ترسیم یک ستاره بوده یا به عبارتی مهری مزین به ستاره را به وجود آوردند:
نشان به جا مانده از شهر سوخته (تصویر برگرفته از: گنجی و عبدی، ۱۳۹۶: ص ۵۹. منبع اصلی: Tosi, 1983. figs 73-76)
در شوش هم نشانهایی مانند آنچه در درفش کاویانی میبینیم، وجود دارد. برای نمونه در یک مهر استوانهای نشانی دیده میشود که بسیار شبیه به درفش کاویانی است:
نشانی شبیه به درفش کاویانی در مهر استوانهای، ۲۲۰۰ - ۲۴۰۰ قبل از میلاد، به دست آمده در شوش، مجموعه محسن فروغی (تصویر برگرفته از: مصباح، ۱۳۹۶: ص ۴۷. ماخذ: پرادا ۱۳۸۳، ص ۷۵)
نشانهایی شبیه به نشانهایی که اشاره شد، در آثار هنری هخامنشیان از جمله فرش پازیریک به دست آمده است. همچنین در نقش برجستههای سربازان هخامنشی هم نشانی مانند آنچه با عنوان اختر کاویان میشناسیم، دیده میشود.
نقشی که در فرش پازیریک ترسیم شده استنشانی شبیه به اختر کاویانی در لباس سرباز هخامنشی
درفش مربع شکل هخامنشیان
سنگ نگاره بارعام هخامنشیان در خزانه تخت جمشید دارای سنگ کندهای مربع شکلی است که مانند برخی دیگر نقوش تخت جمشید، رنگ و لعاب داشته ولی امروزه خالی از هر گونه طرح رنگی است و بالای سرنیزه یکی از سربازان قرار دارد که احتمال دارد درفش باشد (ن.ک: بختورتاش، 1387: صص 99-98) (2).
درفش مربعشکل در سنگنگارههای پارسه
حتی در آثار ملل دیگر هم درفش مربع شکل هخامنشیان آمده است.
در نگاره یکی از گلدانهای یونانی دوریس (460-500 پیش از میلاد، همزمان با دوره هخامنشی) در موزه لوور نیز ما سرباز ایرانی را میبینیم که با وجود بر زمین افتادن درفش خود را استوار نگاه داشته است.
صفحه بیرق به شکل مستطیلی است که به وسیله دو وتر که از دو زاویه مقابل ترسیم شده به چهار سه گوشه مساوی تقسیم شده است و با توجه به سیاه و سفید بودن طرح جام درفش دو مثلث سفید و دو مثلث سیاه دارد (همان: ص 82؛ کریستنسن، مان، 1387: صص 56 و 102-97) (2).
نگاره جام دوریس که درفشی مربعشکل در دست جنگجوی ایرانی است
در اثری مشهور به موزاییک نبرد ایسوس در شهر باستانی پمپئی که صحنه نبرد اسکندر با داریوش سوم را نشان میدهد. در پشت سر داریوش، درفشی است که شوربختانه نگاره آن آسیب دیده و تنها اثری از حاشیه سرخ رنگ و قسمتی از رنگ ارغوانی درون آن دیده میشود که دو زایده زرد رنگ یکی در گوشه و دیگری قسمتی از دایرهای در میان بالای آن مشهود است (Shahbazi, 1996: V. VII, pp. 312-314) (2).
پرسش آنجاست که آیا این درفش به داستان کاوه و فریدون ربط داشته است؟! پاسخ قطعی به این پرسش نمیتوان داد ولی شواهدی در این بار می توان ذکر کرد.
با آنکه در متون اوستایی از کاوه آهنگر یاد نشده است ولی از ثْرَئیتَونَه (فریدون) بارها یاد شده است. در شاهنامه فردوسی درفش کاویانی، بارها درفش فریدون هم خوانده شده است.
مطمئن هستیم که در دوران هخامنشیان نام جمشید شناخته شده بود و در گنجینه الواح ایلامی که در پارسه (تخت جمشید) به دست آمده شماری از نامهای اشخاص مانند یمه (ییمه، جم)، یکمه (Yamakka)، یمکشدا (Yamakshedda) به چشم میخورند (یارشاطر، ۱۳۶۸: ص ۴۹۹). پس آشنایی هخامنشیان با داستانهای فریدون هم دور از ذهن نیست.
از ابن بابت احتمال میرود داستانهایی درباره درفش ثْرَئیتَونَه (فریدون) وجود داشته است که در میانه آن ستاره یا اختر جای داشته است.
پس از هخامنشیان: تاثیر پذیری حاکمان محلی پارس از هخامنشیان
دودمان شاهزادگان پارسیِ فرَترَکَه که یک فرمانروایی محلی را از نیمه اول سده سوم پیش از میلاد در پارس داشتند، خود را از سلوکیان و سپس از پارتیان مستقل و گاهی نیمه مستقل کردند و به نام خود سکه نقره ضرب کردند. نامها و نگارههایی که بر این سکهها نقش شده، ارتباط نزدیک با هخامنشیان، بقا و تداوم فرهنگ و آیین باستانی را در میان آنان نشان میدهد (ویسهوفر، 1390، صص 145-146).
این فرمانروایان محلی پارس در دورهای علیه یونانیان قیام کردند و حتی سکهای از یکی از آنها باقی مانده که با لباسی پارسی هخامنشی مشغول تنبیه یک یونانی است که به نظر میرسد پس از پیروزی بر یونانیان ضرب شده است.
لباس هخامنشی مربوط به دوران پس از هخامنشیان در سکه فرترکهها
در نگارههای نخستین سکههای دودمان فرترکهما به نگاره درفشی در کنار یک بنای مذهبی بر میخوریم که شاه در حال نیایش است. درفشی دیده میشود که در میان آن ستارهای چهار پر قرار دارد و در میان هر چهار پره یک دایره کوچک نقش بسته است. درفش دارای شرابههایی است و در برخی موارد شاهینی بر روی درفش قرار دارد (کریستن سن، 1387، صص 58-57).
با توجه به نشانههایی که در متون درباره درفش کاویانی آمده - بهویژه اختر کاویان - این درفشِ دیدهشده بر روی این سکه، که به فرمانروایانی نسبت داده میشود و آخرین آنها نخستین شاهنشاه ساسانی است، میتواند همان درفش کاویانی باشد (مان، 1387: صص 102-97؛ بختورتاش، 1387: ص 122؛ Shahbazi, 1996: V. VII, pp. 312-314) (2).
درفشی که در یکی از سکه های فرترکهها ترسیم شده استتاثیر پذیری فرترکهها از هخامنشیان
همانطور که میبینیم آثاری مانند کعبه زرتشت، فروهر هخامنشی (اهورامزدا) و لباس هخامنشی هم در سکههای فرترکهها دیده میشود. با توجه به وجود درفش مربعشکل هخامنشیان، میتوان گفت این درفش همانند کعبه زرتشت و فروهر تحت تاثیر هخامنشیان بوده است.
حتی این احتمال وجود دارد که درفشی از دوران هخامنشیان به دست حاکمان محلی پارس رسیده بود و برای آنها افتخاری بزرگ بود که محافظ درفش باستانی هخامنشیان بودند. برای همین تاکید ویژهای به این درفش در سکههای خود داشتند.
سخن پایانی
شواهد باستانشناختی و هنری، از نشانهای ستارهگون شهر سوخته گرفته تا نقوش هخامنشی و سپس سکههای فرترکهها، از تداوم یک نشان کهن در فلات ایران و جهان ایرانی حکایت دارد.
تأکید حاکمان حملی پارس پس از هخامنشیان بر آثار هخامنشی مانند «کعبه زرتشت» و «نشان فروهر (اهورامزدا)» بازگوکننده تلاشی آگاهانه برای پیوند زدن مشروعیت با میراث هخامنشی و سنتهای دیرپای ایرانی بوده است. بنابراین «درفش مربع شکل» آنها (درفش کاویانی) هم میتواند بازماندهای از دوران هخامنشیان باشد.
از این منظر، درفش کاویانی بیش از آنکه نماد اسطورهای صرف باشد، حلقهای پیوسته میان اسطوره و تاریخ در ایران باستان است؛ نمادی که ریشههای هنری آن به اعماق تمدنهای پیشاهخامنشی و هخامنشی میرسد و در دورههای بعد، با بار معنایی مشخص، به یکی از برجستهترین نشانهای هویت ایرانی بدل میشود.
چنین نگاهی، جایگاه درفش کاویانی را بهعنوان نمادی زنده و پویا در سیر تمدن ایرانی روشنتر میسازد؛ نمادی که از دید اساطیری یادآور مبارزه و ایستادگی علیه ظلم و ستمگری، ستایش دادگری و مردمگرایی است.
۲- برگرفته از: صائبی، میثم (مهر و آبان ١۳۹۴). «درفش کاویانی، کهن ترین درفش ملی ایران». سرزمین آزادگان. ش ۶، صص ۷-١١.
کتابنامه:
- بختورتاش، نصرت الله (1387): تاریخ پرچم ایران از باستان تا امروز، تهران: بهجت.
- کریستن سن، آرتور (1387): کاوه آهنگر و درفش کاویانی، ترجمه منیژه احدزادگان آهنی، چاپ دوم، تهران: طهوری.
- گنجی، شادی؛ عبدی، کامیار (پاییز و زمستان ۱۳۹۶). «بررسی ساختار سیاسی - اجتماعی جامعه شهر سوخته در هزاره سوم پیش از میلاد». جامعه شناسی تاریخی، دوره ۹، شماره ۲. صص ۲۹ – ۶۴.
- مان، اسکار (1387): کاوه آهنگر و درفش کاویانی، ترجمه منیژه احدزادگان آهنی، چاپ دوم، تهران: طهوری.
- مصباح، بیتا (بهمن ۱۳۹۶). «بنمایههای کهن اسطوره ضحاک در ایران براساس نقوش روی مهر دوره عیلامی (هزاره سوم قبل از میلاد)». باغ نظر، ش ۵۶. صص ۴۳ – ۵۶.
- ویسهوفر، یوزف (1390): ایران باستان، ترجمه مرتضی ثاقب فر، چاپ یازدهم، تهران: ققنوس.
- یارشاطر، احسان (۱۳۶۸). «تاریخ ملی ایران». ترجمه حسن انوشه. در تاریخ ایران پژوهش دانشگاه کمبریج. ج ۳، ب ۱. تهران: امیرکبیر. صص ۴۷۱-۵۸۷.
- Shahbazi, Alireza Shapur (1996): DERAFŠ, Encyclopaedia Iranica (Edited by Ehsan Yarshater), 1st published, Costa Mesa: Mazda Publishers.