غیاثالدین کیخسرو یکی از فرمانروایان سلجوقیان روم قصد داشت چهره معشوقه زیبای گُرجی خود را بر روی سکهها قرار دهد ولی به پاس اسلام رای بدین کار نمیدادند. از این روی معشوقه را همچون خورشید بر فراز شیر قرار دادند تا مردم پندارند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است. این کار باعث شهرت جهانی شیر و خورشید در آن دوران شد.
سکه مربوط به غیاث الدین کیخسرو از سلاجقه روم که نمادی از چهره معشوق خود که به نظرش مانند خورشید بود را در پشت شیر افزود.
پیشگفتار
نشانهای «شیر» و «خورشید» در آثار بسیاری از تمدنهای باستانی دیده شده است (1) ولی شهرت جهانی این نشان در سدههای پس از اسلام بسیار قابل توجه است. به طوری که باعث شد رفته رفته نشانی منسجم شکل گیرد که در آن شیر و خورشید چهرهدار دیده میشد.
احتمالا به دلیل همین شهرت جهانی و رویکردهای طالع بینی بود که نقش شیر و خورشید با چهره انسانی در پرچم مغولان، تیموریان، گورکانیان هند و صفویان در ایران جای گرفت.
چهره انسانی برای خورشید در سکههای غیاثالدین کیخسرو (دوم)، از کهنترین نمونهها میباشد.
خورشید، نماد معشوق گُرجی شاه سلجوقی روم
سلجوقیان بر پهنای بزرگی فرمانروایی میکردند و شاخهای از آنها که بر مناطقی که در آن دوران به روم مشهور بود، فرمانروایی میکردند به سلجوقیان روم مشهور شدهاند.
سلجوقیان روم در بخشی از آسیای کوچک حاکم بودند که تقریبا در ترکیه امروزی جای میگیرد.
غیاثالدین کیخسرو یکی از فرمانروایان این خاندان قصد داشت چهره معشوقه زیبای گُرجی خود را بر روی سکهها قرار دهد ولی مجاز نبود و به پاس اسلام رای بدین کار نمیدادند. از این روی معشوقه را همچون خورشید بر فراز شیر قرار دادند تا مردم پندارند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است.
احمد کسروی درباره این نماد پژوهشهای قابل توجهی کرده است و از ابنعبری در کتاب مختصر تاریخالدول موضوع جالبی را در این باره میآورد:
ابن عبری میگوید کیخسرو شیدای رخسار دلارای شاهزاده خانم گرجی گردیده دل و دین و تاب و توان از دست داد و به فرمان عشق میخواست روی درهم و دینار را با نقش آن رخسار دلارا بیاراید.
نزدیکان کیخسرو به پاس اسلام رای بدین کار نمیدادند.
ولی چون او پافشاری داشت چنین تدبیر اندیشیدند که صورت شیری نگاشته، روی همچون خورشید آن شاهزاده گرجی را همچون خورشید بر فراز آن بنگارند
که هم دلخواه کیخسرو انجام گرفته هم مردم پی به حقیقت کار نبرده، چنین پندارند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است (کسروی، ۲۵۳۶: ص ۱۵).
قطعا این کار در آن دوران جالب و رمانتیک محسوب میشد. شواهد نشان میدهد در آن دوران تاثیرات قابل توجهی بر اقوام و ملل گوناگون گذاشت. به طوری که بعدها نقش شیر به همراه خورشید با چهره انسانی رایج شد.
یعنی شیر و خورشید در کنار یکدیگر قرار گرفتند که ناشی از عشق یک فرمانروا و تمایلات شخصی او بوده است.
سلجوقیان و هویتهای چندگانه
هویت در زمان قدرت گرفتن حکومتهای ترکتبار، چندگانه و حتی چندلایه شد. عناصر اسلامی، عربی، ترکی و ایرانی و حتی بازماندههایی از تمدن باستانی بیزانس و در نتیجه یونان باستان در سلجوقیان روم دیده میشود.
بنابراین نمیتوان سلجوقیان روم را زیر مجموعه خالص یکی از فرهنگها یا تمدنها دستهبندی کرد بلکه یک دوره تلفیقی مطرح است که اولویت سردمداران آن حکومت اسلام بوده است.
همین که شاه تُرکتبار مسلمان که بخشی از نامش «کیخسرو» بوده و به دنبال گذاشتن چهره معشوق گرجی خود بر روی سکهها بود، تلفیق فرهنگها را آشکار میسازد.
ولی درباره نقش شیر و خورشید بر روی سکههای غیاثالدین کیخسرو موضوع چندان مرتبط با نماد تمدنها و فرهنگها نیست بلکه یک تمایل شخصی در گذاشتن چهره معشوق گرجی بر روی سکه دیده میشود! یعنی در اینجا ایده و خلاقیت شخص شاه (یا اطرافیان او) مطرح است و نمادهای دینی، فرهنگی و ملی چندان مطرح نیست.
البته تاثیرپذیری هنری جای خودش را دارد به طوری که همه اقوام و ملل از نظر هنری تحت تاثیر اقوام و ملل پیشین قرار میگرفتند. نقشهای اجرام آسمانی مانند خورشید و ماه و ستاره از دوران باستان و همچنین نقش حیوانات مانند شیر در دوران باستان مورد توجه تمدنهای گوناگون بوده است که بخش های بعدی به این موضوع میپردازیم.
شیر و خورشید و طالع بینی
شیر و خورشید در طالعبینی بسیار مورد توجه بوده است حتی طلسمهای شیر و خورشید در دورههایی استفاده میشدند.
اینکه در دوران سلجوقیان روم برای آنکه مردم چنین پندارند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است، رویکرد طالع بینی را آشکار میسازد.
بنابراین شاید رویکرد طالع بینی به شیر و خورشید از آن دوران به بعد به وجود آمد یا پررنگتر شد. رویکردی که تاثیر زیادی در استفاده از این نشان داشت.
تاثیرگذاری بر روی دیگر اقوام
آثاری مانند تاریخ منظوم مغول (شهنامه چنگیزی) نشان میدهند که جایگیری شیر و خورشید بر روی پرچم، نخستین بار در پرچم سربازان مغول یا تیموریان بوده است. احتمالا مغولان یا تیموریان تحت تاثیر شهرت جهانی شیر و خورشید قرار داشتند و سپس اقوام زیادی از آنها تاثیر گرفتند چرا که آنها نخستین مردمی بودند که این نشان را بر روی پرچم سربازان آوردند.
دوران صفویان نقطه عطفی در تاریخ پرچم ایران بوده است. صفویان شیر و خورشید را در پرچم ایران جای دادند و در پرچمهای ایران تا دوران پهلوی پابرجا بود.
پرچم شیر و خورشید در دست سربازان مغول هنگام حمله به نیشابور در تاریخ منظوم مغول (منبع)سفیر صفوی همراه با درفش شیر و خورشید با چهره انسانی (ن.ک: پرچم های ایران از آغاز تا کنون).
شیر و ستاره (خورشید) در آثار مرتبط با هنر یونان باستان
در بسیاری از تمدنهای جهان باستان آثاری به دست آمده است که شیر و شئ نورانی در کنار یکدیگر قرار دارند. برای نمونه در مصر باستان دو شیر و خورشید نماد خدای آکر (Aker) بوده است.
جزئیاتی از یک نقاشی در آرامگاه اینِرهخا. دودمان نوزدهم، حدود ۱۲۹۵ تا ۱۱۸۶ پیش از میلاد. دیر المدینه، تبس غربی. (عکس از ورنر فورمن / یونیورسال ایمیجز گروپ / گِتی ایمیجز، برگرفته از: gettyimages)
انسانِ باستانی در رویارویی با طبیعت، عناصر نیرومند آن را به نماد تبدیل میکرد؛ بهویژه نمادهایی با بار مذهبی. طبیعی است که این دو عنصر، جداگانه یا گاه در کنار یکدیگر، در تمدنهای گوناگون دیده شوند و نمیتوان چنین نشانهایی را ویژه یک تمدن یا محدود به یک تمدن در جهان باستان دانست (1).
ولی درباره تاثیر هنر تمدنها نزدیکی جغرافیایی اهمیت دارد. در آثار باستانی مناطق نزدیک به سلجوقیان روم، سکههای شیر و ستاره در قبرس و کیلیکیه قابل توجه است.
در سکههای مربوط به سالامیس قبرس سکههای شیر و ستاره دیده میشود و احتمال میرود سکههای کیلیکیه (مربوط به مازه، حاکم محلی دوران هخامنشیان و الکساندر مقدونی) از نظر هنری تحت چنین سکههایی باشد.
در این سکهها ستاره ورجینا (خورشید ورجینا) به چشم میخورد. از سده ششم پیش از میلاد در آثار یونانی چنین ستارهای دیده میشود و با توجه به رواج گسترده ستاره ورجینا در جهان یونانی میتوان نتیجه گرفت که این سکهها بدون تردید تحت تاثیر هنر مقدونی-یونانی بوده اند.
سکه اواگوراس دوم در سالامیس قبرس. روی سکه: ستاره ورجینا به همراه شیری که پنجهاش را لیس میزند. پشت سکه: آفرودیته خدای یونانی (منبع)سکه مازه در کیلیکیه. در یک روی سکه شیر و ستاره ورجینا دیده میشود و در روی دیگر خدای یونانی (بعل/زئوس) (منبع)ستاره یا خورشید ورجینا (منبع) برخی آن را خورشید دانستهاند و برخی دیگر آن را ستاره میدانند. برخی هم آن را مرتبط با عناصر چهارگانه و خدایان یونانی دانستهاند.جعبه زرینِ منقش به ستاره ورجینا، شهر آیگای، مقدونیه باستان (موزه باستانشناسی تسالونیکی. منبع)
یک احتمال این است که به دلیل نزدیکی جغرافیایی، سکههای سلجوقیان روم هم تحت تاثیر این هنر باستانی باشند. ولی فاصله زمانی بسیار زیاد است و از طرفی داستانهایی درباره ایده و خلاقیت در دوران غیاثالدین کیخسرو وجود دارد. شیر هم در تمدنهای گوناگون با شاه و فرمانروا ارتباط داشته است و شاید «شیر و خورشید چهرهدار» کاملا مستقل از نمونههای باستانی در دوران سلجوقیان روم به وجود آمده باشند.
با آنکه نمیتوان تاثیرپذیری از سکههای قبرس و کیلیکیه را قاطعانه پذیرفت ولی آثار باستانی مرتبط با هنر یونان باستان قابل توجه هستند. ولی خورشید چهرهدار از ایدههای دوران سلجوقیان روم است.