پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین، مقابله با تحریف تاریخ و پاسخ به ایرانستیزان
در نگاه نخست، شاید ادعاهای صادق خلخالی سطحی و کممایه به نظر برسد. ولی هنگامی که به شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران توجه کنیم، درمییابیم که طرح چنین ادعاهایی حاصل تبلیغات چندینساله و گسترده گروههای همسو با شوروی بود؛ تا جایی که بر یک آخوند پرنفوذ در نظام انقلابی نیز تأثیر گذاشته بود. اگر بخواهیم ادعاهای خلخالی را به صورت فهرستوار نقل کنیم حدود ۱۸ ادعای برجسته درباره کوروش بزرگ به چشم میآید.
داستان پانتهآ در کوروپدیای گزنفون نمونهای از جوانمردی کوروش و وفاداری پانتهآ است، اما غیاثآبادی با نقل گزینشی بخشهایی از روایت، تصویری وارونه ارائه میدهد؛ بخشهایی مانند آنجا که پانتهآ از رفتار انسانی کوروش سپاسگزاری میکند نادیده گرفته شده است! چنین نوشتههایی، مصداق همان «بازگویی بخشهای دلپسند» است که خود غیاثآبادی به دیگران نسبت میدهد.
بیتردید والتر هینتس پژوهشگری پرمطالعه بود و در آثار خود بارها از تمدن و فرهنگ ایرانیان باستان با احترام یاد کرده است. تسلط او بر زبان ایلامی قابل توجه بوده و پژوهشهای ارزندهای در این حوزه به انجام رسانده است. نقد حاضر بیشتر به شیوه تاریخنگاری کتاب داریوش و ایرانیان میپردازد؛ شیوهای که با معیارهای یک اثر تاریخپژوهانه فاصله بسیاری دارد.
نامهای کوروش، داریوش، اردشیر، آتوسا و... از شناختهشدهترین نامهای هخامنشی هستند. افزون بر این، نامهای اساطیری مانند یمه (جم) و چندین نام دیگر نیز در الواح تخت جمشید ثبت شدهاند که نشاندهنده تنوع و دیرینگی سنت نامگذاری ایرانی در این دوره است. الواح هخامنشی نامهای کمتر شناختهشدهای را نیز حفظ کردهاند.
شواهد تاریخی نشان میدهد بردهداری در شاهنشاهی هخامنشی نسبت به بسیاری از تمدنهای همعصر بسیار کمرنگتر بود. پرداخت دستمزد و مزایا به کارگران، کاهش صرفه اقتصادی بردهداری و اصلاح برخی سنتهای کهن در سرزمینهای تابع، از نشانههای تلاش هخامنشیان برای محدود کردن و مقابله با این روش است؛ واقعیتی که در روایتهای ایرانستیزانه نادیده گرفته یا تحریف شده است.
چندی پیش مهرداد ملکزاده در یک نشست خانه اندیشمندان، درباره کوروش بزرگ با ادبیات نامناسب سخن گفت! سخنان مهرداد ملکزاده که از نظر تاریخ پژوهی اشکالاتی داشت، با استقبال ایرانستیزان مواجه شد. کانالها و رسانههای جریان ایرانستیز گفتههای او را بازنشر کردند.
پیوند شیر با میترا در هیچ منبع باستانی نیامده است و فرضیهها بیشتر بر اساس تحلیل آثار باستانی، نقش برجستهها و موارد دیگر مطرح شده است. از آنجایی که میترا مذکر و آناهیتا مونث است و در مُهر هخامنشی یک ایزدبانو ترسیم شده، میتوان گفت آناهیتا در آن مُهر ترسیم شده است. نشانها، تندیسها و نقش برجستههای شیر در ایران باستان کم نیستند ولی دارای جنبههای گوناگون بودند، به طوری که جنبههای نجومی، نیرومندی شیر و… مورد توجه بوده است.
این نوشته به «ایرانیگ سَرَه» آماده شده است (ن.ک: ایرانیگِ سَرَه). خْوَدایْ-شْناسی-یِ [الهیات] آیینِ «میتْرَه»، آن چنان که باید، نِویسیهِسْتَه [مکتوب] نیست، اود نِتَوانیم اَزْدان-ای [اطلاعات] فراوان، از سَنگنِوِشتَگان، یا نِوِشتَگانِ یونانیگ اود لاتین، اندربارَه-ی آن یافتَن. زَنْدْ کردنِ گُواهان [تفسیر شواهد]، اندربارَه-ی آیین «میتْرَه»، همچنان سْرَنْگِشْناگْ [مورد بحث] است.
جاودانگی در سخنگان (ادبیات) پارسی فراتر از ماندن تن است؛ جاودانگیِ جان، جاودانگیِ نام و جاودانگیِ حقیقت است. رسیدن به مرتبهای است که انسان در حقیقت، عشق و نیکی ماندگار میشود. این همان جاودانگی معنوی است که با مفهوم امرداد همسویی دارد؛ جاودانگیای که از راه پالایش درون و کمال روان حاصل میشود، نه از راه گریز از مرگ طبیعی.
با این همه تحقیق که در احوال حافظ کرده اند، با این همه تفسیر که بر اشعارش نوشته اند، هنوز که میداند وقتی وی از عشق و شراب صحبت میکند مقصودش شوق و مستی اهل راز است یا شراب و شاهد شیراز؟ در شعر او همه چیز رنگ ابهام دارد و رنگ اسرار. اما تا وقتی که او را جز در این غزلها نمیتوان جست، در شناخت او این نقطه استفهام باقی خواهد بود.

بسته آموزشی جامع UI/UX
این بسته آموزشی یک مسیر کامل برای تبدیل شدن به یک طراح UI/UX است که تمام مهارتهای مورد نیاز این مسیر را در کنار هم پوشش میدهد.











