نوشتارهای امین ایمانی
مطابق روایت صریح و شخصی محمدرضا شاه در خاطراتش، او مدعی بود که در دوران کودکی ابوالفضل العباس و امام دوازدهم شیعیان را دیده است. او معتقد بوده که ابوالفضل العباس او را از آسیبدیدن حفظ کرده است. این روایتها را میتوان به عنوان اسنادی درباره باورهای مذهبی که خود او از زندگیاش نقل کرده مطالعه کرد.
بیتردید والتر هینتس پژوهشگری پرمطالعه بود و در آثار خود بارها از تمدن و فرهنگ ایرانیان باستان با احترام یاد کرده است. تسلط او بر زبان ایلامی قابل توجه بوده و پژوهشهای ارزندهای در این حوزه به انجام رسانده است. نقد حاضر بیشتر به شیوه تاریخنگاری کتاب داریوش و ایرانیان میپردازد؛ شیوهای که با معیارهای یک اثر تاریخپژوهانه فاصله بسیاری دارد.
اسناد و شواهد گوناگون نشان میدهند ادعای اندک بودن دستمزد کارگر هخامنشی نادرست است. در دوران هخامنشیان، کارکنان عادی ممکن بود چند کار انجام دهند و به ازای هر کار جیره دریافت کنند. افزون بر این، از انواع مزایا مانند پاداشهای منظم، کمکهای شاهانه، پاداشهای مناسبتی، بذر و علوفه برای زمین و دام، خوراک روزانه، اضافهدستمزد و... برخوردار بودند. سطح این حقوق و مزایا در مقایسه با تمدنهای پیش از آن در میانرودان بیشتر بوده است.
هیچ منبع دقیقی برای ادعای یهودی بودن خاندان اگیبی در بابل وجود ندارد و حتی پژوهشهای آشورشناسی جدیدتر، چنین نظری را تأیید نمیکنند. بیشتر در نوشتههای قرن ۱۹ بود که خاندان اگیبی یهودی خوانده میشدند ولی پژوهشهای بعدی، دیدگاهی که این خاندان را یهودی میدانست، چندان مورد تایید نیست و منشأ آنان سومری–بابلی دانسته میشود، نه یهودی
در جهان باستان از جمله ایران باستان، شیر یا خورشید عناصری پرکاربرد و الهامگرفته از طبیعت بودند، اما هنوز به صورت گسترده یک نماد سیاسیِ میهنی منسجم با هویت مشخص ظهور نکرده بودند. در دوران پساباستان شیر و خورشید در جهان محبوبیت پیدا کرد و در پرچم مغولان و تیموریان جای گرفت. از دوره صفویه به بعد، این نشان در ایران معنایی منسجم یافت. تعبیر غالب در این دوره، تفسیری مذهبی و شیعی بود: نمادی از جلال دینی و امام اول شیعیان (اسدالله یا شیر خدا).
در این شعر، گوینده خود را «فرزند بزرگزادگان از نسل جم» معرفی میکند؛ تعابیری که آشکارا به سنت شاهنشاهی ایران باستان ارجاع میدهد. اشاره آشکار به «علم الکابیان» (درفش کاویانی) نشانهی قیام، مشروعیت و فرمانروایی ایرانیان است. المتوکلی، که از ندیمان دربار متوکل عباسی و از چهرههای شعوبی بهشمار میرفت، این شعر را با لحنی صریح و چالشبرانگیز آورده است.
با بررسی منابع باستانی در مییابیم که در اندیشه باستانی ایرانی فرمانروا باید منافع خود را پس از منافع مردم ببیند و مشروعیت او وابسته به انصاف، تدبیر و عدالت است. فرمانروا زمانی شایسته پادشاهی است که دادگر و خردمند بماند. با گرایش به ستم و نابخردی، فرّه ایزدی (سرچشمه مشروعیت) از او دور میشود. حتی در جایی آمده است: فرمانروا باید نخست خداوند، پس از او مردم و سپس خویشتن را در نظر گیرد.
شیر و خورشید در آثار تمدنهایی مانند مصر و میانرودان (بینالنهرین) دیده شده است و در سکهها و درفشهای اقوام ترک و مغول جای داشته است. انسان باستانی زیباییهای طبیعت را میدیده است و از آنها الهام میگرفته است بنابراین نمیتوان نشان شیر یا خورشید را ویژه تمدن ایران دانست چرا که نقش خورشید و شیر ریشه در طبیعت دارند و برای همین در تمدنهای گوناگون مورد توجه قرار گرفتند.
در جوامع باستانی و کهن مانند مصر باستان، قبایل تُرکتبار کهن و حتی یهودیان ازدواجهایی که امروز ازدواج با محارم خوانده میشوند، وجود داشته است ولی هیچگاه آنقدر وسیع نبوده است که اکثریت مطلق جامعه را در بر بگیرد. برخی این پدیده را به اشتباه ویژه ایران باستان میدانند ولی در اقوام و ملل دیگر هم وجود داشته است.
در شاهنامه داستان اسکندر آمده است که یادآور نسخه سریانی رمانس اسکندر میباشد. ولی با داستانهای ایرانی آمیخته شده است، به طوری که اسکندر پسر داراب پادشاه کیانی است!! میدانیم که مسیحیان در ایران دوران ساسانیان، جامعهای پویا بودند. بعید نیست که برخی از مسیحیان ایرانی به نسخه سریانی رمانس اسکندر هم توجه نشان داده باشند. به مرور این داستان در فضای مسیحی-ایرانی با تغییراتی همراه بوده است.





