پانتهآ شخصیتی مشهور در روایت گزنفون و یکی از نمونههای زن عاشق و وفادار در ادبیات یونان باستان است؛ او بیش از هر چیز، بهعنوان قهرمان یک داستان عاشقانه و تراژیک شناخته میشود. اما هیچ شاهد باستانی شناختهشدهای در دست نیست که او را فرمانده نظامی در سپاه کوروش بزرگ معرفی کند. شاید یکی از دلایل شکلگیری این اشتباه، آن باشد که پانتهآ همسر سالار شوش است و مرد او فرمانده نظامی بوده است.
تصویری خیالی از پانتهآ با پوششی بر اساس نقش برجستههای باستانی ایلامی
پیشگفتار
در سالهای اخیر، در برخی نوشتههای فارسی و انگلیسی، از زنی با نام «پانتهآ» بهعنوان یکی از فرماندهان نظامی دوره کوروش بزرگ یاد شده است! در این روایت، پانتهآ فرماندهای ایرانی در سپاه کوروش بزرگ معرفی میشود که در نبرد اوپیس نقش داشته است!
این موضوع حتی به ویکیپدیا نیز راه یافته و برای بسیاری از مخاطبان قابل اعتماد جلوه کرده است!
این در حالی است که در هیچیک از منابع باستانی، پانتهآ بهعنوان فرمانده نظامی معرفی نشده است. بر اساس کوروپدیای گزنفون (کوروشنامه)، همسر او، یعنی ابراداتاس است که به سپاه کوروش بزرگ میپیوندد و در نهایت در نبرد کشته میشود.
این داستان از مشهورترین روایتهای عاشقانه و تراژیک ادبیات یونانی درباره قلمروی ایرانیان به شمار میرود و پانتهآ در آن، بیش از هر چیز، بهعنوان قهرمان یک داستان عاشقانه و تراژیک شناخته میشود.
پانتهآ در کهنترین روایت موجود
منبع اصلی داستان پانتهآ، کوروپدیا (به انگلیسی: Cyropaedia) اثر گزنفون است. در نوشتههای گزنفون، پانتهآ همسر ابراداتاس، شاه یا سالار شوش است.
ابراداتاس در ابتدا از متحدان دشمنان کوروش بزرگ بود، اما پس از مشاهده جوانمردی کوروش، از آنان جدا شد و به کوروش پیوست.
هنگامی که کوروش بر اردوگاه دشمن چیره میشود، پانتهآ در اختیار نیروهای او قرار میگیرد.
کوروش بزرگ که از زیبایی او آگاه شده، حتی حاضر نمیشود او را ببیند؛ زیرا بیم دارد که دیدن او سبب شود تحت تأثیر قرار گیرد. کوروش، پانتهآ را به یکی از یارانش، آراسپ، میسپارد، اما آراسپ عاشق پانتهآ میشود و پانتهآ در برابر او مقاومت میکند و موضوع را به کوروش گزارش میدهد و کوروش هم آنطور که شایسته بود به موضوع رسیدگی میکند که مایه خوشحالی پانتهآ میشود.
پانتهآ سپس از کوروش درخواست میکند که اجازه دهد پیامی برای همسرش بفرستد. ابراداتاس، که در آن هنگام از شوش دور بوده، پس از آگاهی از رفتار محترمانه کوروش بزرگ با همسرش، به سپاه کوروش میپیوندد.
در اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد: ابراداتاس است که وارد سپاه کوروش بزرگ میشود، نه پانتهآ.
سپس یکی از مشهورترین صحنههای داستان رخ میدهد: پانتهآ برای همسرش زره، کلاهخود، بازوبند و… آماده میکند و شخصاً او را برای رفتن به میدان نبرد آماده میسازد. گزنفون در این صحنه بر عشق پرشور پانتهآ به همسرش تأکید میکند (ن.ک: کوروپدیا، دفتر ۶، بخش ۴).
ابراداتاس به میدان میرود و کشته میشود. مرگ ابراداتاس اندوه فراوانی را برای پانتهآ به همراه دارد و او که دلبستگی عمیقی به همسرش دارد، نمیتواند دوری او را تحمل کند و سرانجام جان خود را نیز میگیرد.
بنابراین تصویر بسیار روشن است: ابراداتاس شخصیت نظامی داستان است و پانتهآ شخصیت عاشقانه و تراژیک آن.
داستان پانتهآ تنها در کوروپدیا باقی نماند. چند قرن بعد، فیلواستراتوس، نویسنده یونانی دوره امپراتوری روم، در اثر خود Imagines بخشی را به پانتهآ اختصاص داد.
موضوع این بخش، تصویری از پانتهآ در کنار پیکر بیجان ابراداتاس است. فیلواستراتوس تصریح میکند که گزنفون پانتهآ را توصیف کرده بود و نقاش نیز بر اساس داستان گزنفون او را تصویر کرده است. او این صحنه را یک «تراژدی بزرگ» میداند و از حضور عشق و میل در نگاه پانتهآ سخن میگوید.
این نکته بسیار مهم است چراکه یکی از نخستین بازنماییهای هنری شناختهشده پانتهآ، نه تصویر یک فرمانده در میدان نبرد، بلکه تصویر زنی است که بر پیکر شوهر جانباختهاش سوگوار است.
پانتهآ در ادبیات اروپا
داستان پانتهآ در دورههای بعدی نیز الهامبخش نویسندگان اروپایی شد. در ادبیات فرانسه، چندین نمایشنامه با عنوان Panthée یا درباره داستان پانتهآ نوشته شد؛ از جمله آثاری از Madeleine Neveu در سال ۱۵۷۱، Thomas Hardy در ۱۶۰۴، Durval در ۱۶۳۴، Tristan L'Hermite در ۱۶۳۷ و Billard de Courgenay در ۱۶۷۸.
در سال ۱۷۱۰ نیز Maria de Wilde نمایشنامه تراژیک Abradates en Panthea را در هلند نوشت. این اثر مستقیماً بر اساس کتابهای پنجم تا هفتم کوروپدیای گزنفون ساخته شده بود.
جالبتر اینکه اشعاری که در ابتدای چاپ این نمایشنامه آمدهاند، خود گواه روشنی بر نوع نگاه ادبی به پانتهآ هستند.
برای نمونه، H. Vande Gaete در شعری که برای نمایشنامه سروده، داستان ابراداتاس و پانتهآ را نمونهای از عشقی معرفی میکند که تا مرگ استوار میماند و پانتهآ را زنی وفادار و پایدار تصویر میکند.
در شعر دیگری که برای همین نمایشنامه سروده شده، از «عشق، وفاداری و فضیلت تا مرگ» سخن گفته میشود و داستان ابراداتاس و پانتهآ نمونهای برای نشان دادن ارزش پیوند زناشویی معرفی میشود.
خود نمایشنامه نیز بارها بر زیبایی، پاکدامنی و وفاداری پانتهآ تأکید میکند. در یکی از صحنهها، پانتهآ خود را همسر ابراداتاس و ملکه شوش معرفی میکند و بر استواری و وفاداری خود تأکید دارد.
پس پانتهآ فرمانده نظامی از کجا آمده است؟
در برخی نوشتههای جدید، از پانتهآ بهعنوان فرمانده سپاه کوروش بزرگ و فرمانده نبرد اوپیس یاد شده است! این در حالی است که پیش از کشف رویدادنامه نبونئید، اطلاعاتی از جنگ اوپیس در دسترس نبود و منابع یونانی نیز از این نبرد یاد نکردهاند.
یکی از نمونههایی که در آن از پانتهآ بهعنوان فرمانده نظامی یاد شده، وبسایت World History Encyclopedia است. جاشوا مارک (Joshua J. Mark)، که این وبسایت را مدیریت میکند، در مقالهای با عنوان «دوازده زن برجسته ایران باستان» مینویسد که «سنت ایرانی» از زنی به نام ارتشبد پانتهآ (Pantea Arteshbod) یاد میکند که در زمان کوروش بهعنوان فرمانده نظامی خدمت کرده و در نبرد اوپیس نیز نقش مهمی داشته است.
با این حال، همین نوشته بلافاصله تصریح میکند که درباره او اطلاعات بسیار اندکی وجود دارد.
مشکل اصلی اینجاست که مشخص نیست منظور از «سنت ایرانی» دقیقا چیست؟! این بخش نوشته مبهم است و اساسا مشخص نیست بر اساس کدام منبع یا ماخذ این ادعا مطرح شده است؟!
بنابراین چنین ادعایی منبع مشخصی ندارد.
یک اشتباه مهم: جابهجا کردن نقش پانتهآ و ابراداتاس
شاید یکی از دلایل شکلگیری این ادعا، آن باشد که در داستان گزنفون، پانتهآ در ارتباط بسیار نزدیکی با امور نظامی قرار دارد. او همسر سالار شوش است، همسرش به سپاه کوروش میپیوندد، او زره جنگی شوهرش را آماده میکند و در نهایت مرگ او را به تراژدی اصلی داستان تبدیل میکند. اما این با «فرمانده بودن» تفاوت دارد.
در متن گزنفون، وقتی سخن از فرماندهی نظامی به میان میآید، نام ابراداتاس مطرح است. اوست که داوطلب میشود در برابر دشمن قرار گیرد، اوست که فرماندهی نیروهایش را بر عهده دارد و اوست که در نبرد کشته میشود.
پانتهآ در تمام این مراحل نقشی متفاوت دارد: پانتهآ همسر وفادار و شخصیت عاطفی داستان است.
بنابراین، احتمال میرود نویسندههایی که ادعای نظامی بودن پانتهآ را مطرح کردهاند، برداشتی نادقیق از کوروپدیا داشته باشند و شاید کل داستان را با دقت کافی مطالعه نکرده و صرفا با نگاهی اجمالی به آن، به چنین برداشتی رسیده باشند.
سخن پایانی
اگر بخواهیم درباره پانتهآ بر اساس منابع تاریخی سخن بگوییم، باید بگوییم پانتهآ شخصیتی مشهور در روایت گزنفون و یکی از نمونههای مهم زن عاشق و وفادار در ادبیات یونان باستان است؛ اما هیچ شاهد باستانی شناختهشدهای در دست نیست که او را سردار سپاه هخامنشی معرفی کند.
به بیان دیگر، آنچه منابع باستانی از پانتهآ برای ما به یادگار گذاشتهاند، بیشتر داستان یک عشق تراژیک است تا زندگی یک فرمانده نظامی.
شاید به همین دلیل باشد که پانتهآ برای بیش از دو هزار سال در حافظه ادبی جهان زنده بود؛ عشقی که در روایت گزنفون حتی مرگ نیز نتوانست آن را از میان ببرد و هنوز یادبود عشق پانتهآ و ابراداتاس زنده است.
کتابنامه:
- کوروپدیا، گزنفون (١٣٨٩). زندگی کوروش (تربیت کوروش) [مشهور به کوروش نامه]. ترجمه ابوالحسن تهامی. تهران: نگاه.