نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

باورهای مذهبی محمدرضا شاه پهلوی

این نوشتار، از نوشتارهای ارسالی کاربران است

نوشتارهای ارسالی کاربران بر اساس پیمان‌نامه کاربری منتشر می‌شوند. نگاه کنید به:

پیمان‌نامه کاربری


نگاهی کوتاه:

مطابق روایت صریح و شخصی محمدرضا شاه در خاطراتش، او مدعی بود که در دوران کودکی ابوالفضل العباس و امام دوازدهم شیعیان را دیده است. او معتقد بوده که ابوالفضل العباس او را از آسیب‌دیدن حفظ کرده است. این روایت‌ها را می‌توان به عنوان اسنادی درباره باورهای مذهبی که خود او از زندگی‌اش نقل کرده مطالعه کرد.

پیش‌گفتار

محمدرضا شاه پهلوی در مقاطع مختلف زندگی خود، در گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایش بر داشتن باورهای عمیق مذهبی و شیعی تأکید می‌کرد؛ تأکیدی که حتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز در برخی اظهارات و مصاحبه‌های او دیده می‌شود.

محمدرضا شاه همچنین در خاطرات خود از تجربه‌هایی شخصی در دوران کودکی سخن گفته است. او مدعی بود که در کودکی تجربه دیدار با برخی شخصیت‌های برجسته و مقدس در باور شیعه، از جمله ابوالفضل العباس و امام دوازدهم شیعیان را داشته است. این روایت‌ها را با جزئیات در خاطراتش نقل کرده و حتی تأکید کرده است که نسبت به واقعیت آنچه دیده، تردیدی نداشته است.

ادعای دیدار با ابوالفضل العباس

مطابق روایت صریح و شخصی محمدرضا شاه در خاطراتش، او مدعی بود که در دوران کودکی هنگام سقوط از اسب، ابوالفضل العباس را دیده و معتقد بوده که ابوالفضل العباس او را از آسیب‌دیدن حفظ کرده است.

او در خاطرات خود، از حادثه‌ای در دوران کودکی‌اش در جریان سفر به امامزاده داوود یاد می‌کند:

«در یکی از این سفرها که من جلوزین اسب یکی از خویشاوندان خود که سمت افسری داشت نشسته بودم ناگهان پای اسب لغزيد و هر دو از اسب به زیر افتادیم. من که سبک‌تر بودم با سر به شدت روی سنگ سخت و ناهمواری پرت شدم و از حال رفتم هنگامی که به خود آمدم همراهان من از اینکه هیچگونه صدمه‌ای ندیده بودم فوق‌العاده تعجب می‌کردند. ناچار برای آنها فاش کردم که در حین فروافتادن از اسب حضرت ابوالفضل علیه السلام فرزند برومند علی علیه السلام ظاهر شده و مرا در هنگام سقوط گرفت و از مصدوم شدن مصون داشت» (1).

او سپس درباره واکنش پدرش، رضاشاه، می‌نویسد:

«وقتیکه این حادثه روی داد پدرم حضور نداشت ولی هنگامی که ماجرا را برای او نقل کردم حکایت مرا جدی تلقی نکرد و من نیز با توجه به روحیه وی نخواستم با او به جدل برخیزم ولی خود هرگز کوچکترین تردیدی در واقعیت امر و رؤیت حضرت عباس بن علی (ع) نداشتم» (1).

ادعای دیدار با امام زمان

محمدرضا شاه در ادامه همان بخش از خاطراتش، از تجربه دیگری سخن می‌گوید که به اعتقاد خودش مربوط به دیدار با امام دوازدهم شیعیان بوده است. او درباره این واقعه چنین نوشته است:

«سومین واقعه‌ای که توجه مرا به عالم معنی بیش از پیش جلب نمود روزی روی داد که با مربی خود در حوالی کاخ سلطنتی سعد آباد در کوچه‌ای که با سنگ مفروش بود قدم می‌زدم. در آن هنگام ناگهان مردی را با چهره ملکوتی دیدم که برگرد عارضش هاله‌ای از نور مانند صورتی که نقاشان غرب از عیسی بن مریم می‌سازند نمایان بود. در آن حین به من الهام شد كه با خاتم ائمه اطهار حضرت امام قائم روبرو هستم. مواجهه من با امام آخر زمان چند لحظه بیشتر بطول نیانجامید که از نظر ناپدید شد. و مرا در بهت و حیرت گذاشت.»

او سپس درباره واکنش مربی خود می‌نویسد:

«در آنموقع مشتاقانه از مربی خود سئوال کردم او را دیدی ؟ مربی من متحیرانه جواب داد چه کسی را دیدم ؟ اینجا که کسی نیست ! اما من اینقدر بحقیقت و اصالت آنچه که دیده بودم...»

بنابراین، در این مورد نیز متن خاطرات نشان می‌دهد که محمدرضا شاه خود این تجربه را مشاهده «امام قائم و امام آخرالزمان» دانسته است. 

نام فرزندان

یکی دیگر از مواردی که در بررسی جنبه‌های مذهبی زندگی محمدرضا شاه مورد توجه قرار گرفته، انتخاب نام فرزندان اوست. نام های شیعی در خانواده پهلوی از نام های محبوب و رایج بودند که با توجه به این اعتقادات محمد رضا شاه پهلوی قابل درک است.

سخن پایانی

روایت‌های محمدرضا شاه درباره دیدار با ابوالفضل العباس و امام زمان، همراه با خاطرات او از زیارت امامزاده داوود و دیگر عناصر مذهبی زندگی‌اش، بخشی از خاطرات شخصی او را تشکیل می‌دهند. این روایت‌ها را می‌توان به عنوان اسنادی درباره باورهای مذهبی که خود او از زندگی‌اش نقل کرده مطالعه کرد.

همچنین توجه به نام‌های شیعی در خانواده او و حفظ و گسترش نمادهایی با تعابیر شیعی (2)، نشان می‌دهد که بررسی رابطه محمدرضا شاه با سنت‌های مذهبی و شیعی پررنگ بوده است. البته برای شناخت این موضوع، باید میان باور شخصی، سنت خانوادگی، فرهنگ عمومی جامعه ایران و سیاست رسمی حکومت پهلوی تمایز قائل شد.

پانویس:

۱- ماموریت برای وطنم. نوشته محمدرضا شاه پهلوی. چاپخانه ارتش. ص ۶۷.

۲- با توجه به تأکید محمدرضا شاه بر باورهای عمیق مذهبی و تعلق او به تشیع، نمی‌توان پیوندهای مذهبی‌ای را که در دوره‌های پیشین برای نماد شیر و خورشید شکل گرفته بود، در بررسی جایگاه این نماد در دوران او نادیده گرفت. از دوره صفوی، تفسیر شیعی از این نشان برجسته‌تر شد و در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت. در دوره قاجار، نمونه‌های متعددی از به‌کارگیری عبارات و شعارهای شیعی در کنار شیر و خورشید دیده می‌شود؛ از جمله عبارت‌هایی مانند «اسدالله الغالب» (اسدالله به معنی شیر خدا و لقب امام اول شیعیان) و «یا علی» که در برخی سکه‌ها، پرچم‌ها و آثار آن دوران به کار رفته‌اند. برای دانش بیشتر ن.ک: شیر و شمشیر و خورشید نماد «اسد الله الغالب» و امام علی

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
باورهای مذهبی محمدرضا شاه پهلوی
خِرَدگان