نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

پایتخت‌های ایران در شاهنامه

بارگذاری نخستین: ۵ مهر ۱۴۰۵

نگاهی کوتاه:

بر اساس شاهنامه، نشستگاه فریدون و منوچهر در محدوده مازندران کنونی قرار داشته است. با روی کار آمدن کیانیان، پارس و استخر اهمیت می‌یابند و در دوران گشتاسپ، نشستگاه شاه به بلخ منتقل می‌شود؛ البته در اواخر دوره کیانیان، بار دیگر پارس و استخر جایگاه مهمی پیدا می‌کنند. در دوره ساسانیان تیسفون جایگاه شاهان ایران است. در این میان، نشستگاه ضحاک در شاهنامه بیت‌المقدس معرفی شده است.

پایتخت‌های ایران در شاهنامه: بیشه تمیشه، استخر پارس، بلخ و تیسفون

پیش‌گفتار

در داستان‌های شاهنامه، پایتخت یا نشستگاه شاهان ایران در دوره‌های مختلف چند بار تغییر می‌کند که می‌توان به بیشه تمیشه، استخر پارس، بلخ و تیسفون اشاره کرد.

در این میان، نشستگاه ضحاک نیز در شاهنامه بیت‌المقدس معرفی شده است.

در ادامه، با آوردن ابیات شاهنامه، تلاش کرده‌ایم جایگاه تقریبی این نشستگاه‌ها را در نقشه نیز مشخص کنیم.

بیشه تمیشه

بیشه تمیشه، نشستگاه فریدون و منوچهر، در محدوده مازندران کنونی

بر اساس شاهنامه، نشستگاه فریدون و منوچهر در محدوده مازندران کنونی قرار داشته است. همچنین به نظر می‌رسد «بیشه تمیشه» و «بیشه نارون» به یک محدوده جغرافیایی اشاره داشته باشند.

درباره نشستگاه فریدون در شاهنامه چنین آمده است:

ز آمل گذر سوی تمیشه کرد

نشست اندر آن نامور بیشه کرد

در بخش‌های دیگر:

سراپرده شاه بیرون زدند

ز تمیشه لشگر به هامون شدند

…

منوچهر با قارن رزم زن

برون آمد از بیشه نارون

...

چُن آمد بنزدیک تمیشه باز

نیا را به دیدار او بُد نیاز

…

ز دریای گیلان چُن ابر سیاه

دُمادُم به ساری رسید آن سپاه

پارس، استخر (1)

استخر پارس پایتخت بسیاری از پادشاهان کیانی

با روی کار آمدن کیانیان، نشستگاه شاهان ایران در پارس معرفی می‌شود و استخر نیز جایگاه مهمی پیدا می‌کند.

در شاهنامه، درباره دوران کی‌قباد، نخستین شاه کیانی، چنین آمده است:

وزانجا سوی پارس اندر کشید

که در پارس بد گنج‌ها را کلید

 

نشستنگه آنگه به اسطخر بود

کیان را بدان جایگه فخر بود

بلخ

بلخ پایتخت ایران در دوران گشتاسپ

در دوران گشتاسپ، پادشاه کیانی، نشستگاه شاه به بلخ منتقل می‌شود و این شهر به یکی از مراکز مهم سیاسی و دینی جهان ایرانی تبدیل می‌شود:

چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت

فرود آمد از تخت و بربست رخت

 

به بلخ گزین شد بران نوبهار

که یزدان پرستان بدان روزگار 

پارس، استخر (2)

در اواخر دوره کیانیان، که در روایت شاهنامه آمیختگی بیشتری با دوره تاریخی هخامنشیان پیدا می‌کند (1)، بار دیگر پارس و استخر اهمیت ویژه‌ای می‌یابند.

در دوران دارا چنین آمده است:

جهاندار دارا به جهرم رسید

که آنجا بدی گنج‌ها را کلید

...

ز جهرم بیامد به شهر صطخر

که آزادگان را بران بود فخر

...

سپاه انجمن شد به ایوان شاه

نهادند زرین یکی زیرگاه

 

چو دارا بران کرسی زر نشست

برفتند گردان خسروپرست

پیش از آن و از دوران بهمن اردشیر نیز تحولاتی در روایت شاهنامه رخ می‌دهد و می‌توان احتمال داد که تغییراتی در نشستگاه شاهان نیز در همین دوره روی داده باشد؛ با این حال، شاهنامه به‌طور مستقیم به پایتخت بهمن‌اردشیر اشاره نمی‌کند.

تیسفون

تیسفون پایتخت بخشی از دوره اشکانیان و و پایتخت ساسانیان

گفتار شاهنامه درباره اشکانیان اندک است، اما از نظر تاریخی، تیسفون به‌تدریج به مرکز سیاسی اصلی اشکانیان تبدیل شد و در دوران ساسانیان نیز همچنان از مراکز اصلی سیاسی ایران بود.

در بخش مربوط به پادشاهی ساسانیان، چندین بار از تیسفون و مدائن یاد می‌شود.

در پادشاهی شاپور آمده است:

نشسته شبی شاه در طیسفون

خردمند موبد به پیش اندرون

و در پادشاهی خسرو پرویز هم چنین آمده است:

کنون از مداین سخن نو کنم

صفت‌های ایوان خسرو کنم

پایتخت ضحاک

بیت‌المقدس یا کَنگ دژهوخت، پایتخت ضحاک

در شاهنامه محل فرمانروایی ضحاک به‌صراحت «بیت‌المقدس» معرفی شده است؛ البته شاهنامه آن را با نام «کَنگ دژهوخت» هم توضیح می‌دهد. در بخش نبرد فریدون و ضحاک آمده است:

به خشکی رسیدند سر کینه جوی

به بیت‌المقدس نهادند روی

 

که بر پهلوانی زبان راندند

هَمی کنگ دژهوختَش خواندند

 

به تازی کنون خانه پاک دان

برآورده ایوان ضحاک دان

نمایی از اسطوره‌ها در جهان ایرانی

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
پایتخت‌های ایران در شاهنامه
خِرَدگان