پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ جهان ایرانی
تغییر نام پارسیان در هزارههای پیش از میلاد و احتمال ارتباط نام پیشین آنان با اَرَته و سپس پَرَهشوم قابل بررسی است. میتوان این موضوع را بر پایه سه سنت یونانی، سومری و هندی بررسی کرد. اگر ریشه پارسیان را با تمدن ارته مرتبط بدانیم، که در این باره منابع و شواهدی نیز وجود دارد، فرضیه مهاجرت آریاییها با یک چالش مهم روبهرو میشود.
نام ایران در زمان اردشیر پاپکان، بنیانگذار سلسله ساسانی به صورت آشکار دیده میشود. اما اینکه نام ایران نخستین بار در زمان اردشیر پاپکان نام رسمی کشور ایران شده باشد بعید است، بلکه محتمل است که ساسانیان نام ایران و انیران را از اشکانیان گرفته بودند. صورت ایران در سنگنوشتهها در پارسیگ Eran و در پهلویگ Aryan است و میتوان نتیجه گرفت که اشکانیان قلمرو خود را آریان میگفتند که ریشه در اصطلاحات دوران هخامنشی و اوستا داشته است.
مهرگان، جشن ویژه ایزد مهر است که در نوشتههای باستانی با نامهای «میتره» و «میثره» از آن یاد شده است. در کنار دلایل آیینی، دلایل اساطیری نیز برای برگزاری جشن مهرگان بیان شدهاند که مشهورترین آنها قیام کاوه آهنگر، پیروزی بر ضحاک و بر تخت نشستن فریدون است. جالب آنکه برخی رویدادهای مهم تاریخی نیز در ماه مهر رخ دادهاند؛ از جمله فتح بابل به دست سپاهیان کوروش بزرگ و پیروزی داریوش بر گئومات.
جشن مهرگان یکی از یادگارهای ارزشمند دوران باستان است و تا حد نوروز در میان ایرانیان ارزش داشته است. اعتدال هوا در بهار و پاییز باعث میشده است این دو جشن بزرگ در میان ایرانیان جایگاه ارزندهای داشته باشند. آن چیزی که درباره این جشن میتوان گفت، پیوند آن با مهرورزی و عهد و پیمان است.
مهر ماه یادآور شکوه تاریخی ایرانیان است. از بزرگداشت عارفان بزرگی چون شمس تبریزی، جلالالدین بلخی (مولانا) و حافظ شیرازی گرفته تا سالروز پیروزی ایرانیان در جنگ باستانی و فتح بدون جنگ شهر بابل که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد رخ داد. جشن مهرگان یکی از بزرگترین جشنهای ایران باستان بوده است که در مهرماه جای دارد و شاید بتوان گفت مهمترین رویداد این ماه جشن مهرگان است.
برخی وجود اقوامی مانند لولوبیها را دلیلی برای فرضیه مهاجرت آریاییها در هزارههای دوم و یکم پیش از میلاد در نظر میگیرند. این در حالی است که ما اطلاعات کافی درباره زبان اولیه لولوبیها، تبار و ژنتیک آنان و همچنین فرهنگ بومی آنها، پیش از تاثیرپذیری احتمالی از میانرودان، در دست نداریم. از این بابت، وجود قومی با نام لولوبی نمیتواند چیزی درباره مهاجر بودن آریاییها را ثابت کند.
بر اساس شاهنامه، نشستگاه فریدون و منوچهر در محدوده مازندران کنونی قرار داشته است. با روی کار آمدن کیانیان، پارس و استخر اهمیت مییابند و در دوران گشتاسپ، نشستگاه شاه به بلخ منتقل میشود؛ البته در اواخر دوره کیانیان، بار دیگر پارس و استخر جایگاه مهمی پیدا میکنند. در دوره ساسانیان تیسفون جایگاه شاهان ایران است. در این میان، نشستگاه ضحاک در شاهنامه بیتالمقدس معرفی شده است.
افغانستان امروزی بخشی مهم از تمدن ایرانی بوده است، اما این به معنای همسانی «ایران» در شاهنامه با افغانستان امروزی نیست. هویت تاریخی و فرهنگی ایران را نمیتوان به مرزهای سیاسی دولتهای امروزی محدود کرد. در شاهنامه، شهرها و مناطق گوناگون از شرق تا غرب، بخشی از ایران هستند. پایتخت ایران در شاهنامه چندین بار تغییر میکند و در بیشتر موارد، در مناطق غربیتر قرار دارد.
واژه «آریایی» ویژگیهایی دارد که باعث میشود واژه «هویت» برای توصیف آن مناسب باشد. اینکه آریایی را یک قوم مهاجر به فلات ایران بدانیم چندان با پژوهشهای ژنتیکی و منابع تاریخی سازگار نیست بلکه میتوان گفت واژه «آریا» بهتدریج نام هویت باستانی در جهان ایرانی شد. از متون باستانی ایرانی بومی بودن آریاییها برداشت میشود. هرچند احتمال دارد جمعیتهای فراوانی در هزارههای پیش از میلاد جابهجا شده باشند.
استرابو در بحث جغرافیای آریانا، مطالبی را از جغرافیدان دیگری به نام اراتوستن نقل میکند و در ادامه متن صراحتا آمده که آریانا تا پارس و ماد نیز گسترش داشته است. استرابو بهصراحت میگوید که ضلع غربی آریانا را نمیتوان با نقاط ریاضی دقیق مشخص کرد. بنابراین، نوشتههای اراتوستن و استرابو به هیچ وجه دلیلی برای محدود کردن آریاییها به شرق جهان ایرانی نیست و ربطی به فرضیه مهاجرت آریاییها ندارد.
پیش نمایش برگه پسین:

بسته آموزشی جامع UI/UX
این بسته آموزشی یک مسیر کامل برای تبدیل شدن به یک طراح UI/UX است که تمام مهارتهای مورد نیاز این مسیر را در کنار هم پوشش میدهد.


























