پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین، مقابله با تحریف تاریخ و پاسخ به ایرانستیزان
تازهترین مشاهده در روزهای اخیر مربوط به یک پرنده هما با سنوسال کمتر در ارتفاعات البرز است که میتواند نشانهای از موفقیت بیشتر این پرنده در تولید مثل باشد. هما در داستانها و اساطیر ایرانی به عنوان نماد نیکبختی و «همای سعادت» شناخته میشود.
با بررسی منابع باستانی در مییابیم که در اندیشه باستانی ایرانی فرمانروا باید منافع خود را پس از منافع مردم ببیند و مشروعیت او وابسته به انصاف، تدبیر و عدالت است. فرمانروا زمانی شایسته پادشاهی است که دادگر و خردمند بماند. با گرایش به ستم و نابخردی، فرّه ایزدی (سرچشمه مشروعیت) از او دور میشود. حتی در جایی آمده است: فرمانروا باید نخست خداوند، پس از او مردم و سپس خویشتن را در نظر گیرد.
شیر در کنار نقشهایی شبیه به خورشید در ایران باستان گاهی دیده شده است، اما نه به عنوان نمادی دارای هویت ثابت و ساختارمند. از روزگار صفویه به بعد است که شیر و خورشید در ایران معنایی منسجم و قابل تعریف مییابد: نمادی رسمی که به تدریج با اقتدار سیاسی، مشروعیت دینی و هویت دولتی گره میخورد و در پرچمها و سکهها جای میگیرد. در تمدنهای باستانی جهان، انسان بیش از هرچیز از طبیعت الهام میگرفت و نشانهای شیر و خورشید همواره مورد توجه بودند.
بونعید با نیایشها و خوابهای آسمانی، خود را برگزیده خدایان معرفی میکرد ولی پشت این ظاهر معنوی، کودککشی و بیگاری، فقر و ناامیدی مردم، توهم برتری، تحقیر خدایان دیگر و حتی بیاعتنایی به سنتهای بابل نهفته بود. شناخت این تضادها تنها بازخوانی تاریخ نیست بلکه یادآوری خطری است که از پیوند قدرت با توهم و ستمگری برمیخیزد.
در جامعهای که سالها جلوی اعتراضات گرفته میشود، صداهای هشداردهنده شنیده نمیشود؛ خطاها تکرار میشوند، فساد و ناکارآمدی گسترش مییابد و در نتیجه اوضاع اقتصادی رو به وخامت میگذارد. نهایتا خطرهایی که از دوران باستان گریبان گیر مردمان بودند یعنی دشمن، خشکسالی و دروغ روز به روز پیشرفت میکنند.
زبان پارسی نوین یا دری، زبان تمدن ایرانی است و این زبان محدود به یک قوم نبوده است. از شرق تا غرب جهان ایرانی در پیشرفت و گسترش آن نقش داشتهاند. بر اساس منابع، دری اشاره به دربار پادشاهان ساسانی داشته است و دستاوردهای پایتختها برآمده از تلاش سرتاسر یک تمدن است. از گزارش ابنمقفع و ابنندیم در مییابیم که از همان دوران باستان شهرهایی به زبان دری سخن میگفتند.
نواحی شرقی دارای زبانهای ویژه و محلی بودند (سُغدی، بلخی، خوارزمی و...) و اگر بنا بود زبانی صرفا از شرق فراگیر شود باید زبانهایی مانند سغدی و بلخی و… فراگیر میشدند. بر اساس منابع، دری اشاره به دربار پادشاهان ساسانی داشته است. البته بزرگان خراسان نقش پررنگ و شگفتآوری در پیشرفت زبان و شعر پارسی داشتند.
نامهٔ تنسر به گُشْنَسْب یکی از مهمترین متون ادبی-سیاسی دورهٔ ساسانیان است که در پاسخ به نگرانیها و پرسشهای گشنسب، شاه طبرستان، نگاشته شده است. هدف این نامه توضیح و تبیین فلسفهٔ حکومت و مشروعیت اردشیر بابکان (بنیانگذار سلسلهٔ ساسانی) از دیدگاه موبد موبدان زرتشتی است. متن نامه رویکرد ادبی، دینی و سیاسی در بازنمایی رابطهٔ بین دین و دولت را ارائه میدهد.
ازدواج با بستگان درجه یک در ایران باستان بسیار اغراق شده است. نوشتههای باستانی در تضاد با این کار وجود دارند و بیاعتنایی مردم و پادشاهان به چنین ازدواجهایی نشان میدهند اصلا هنجاری فراگیر نبوده است. البته پس از جنبش مزدک و پس از اسلام، برخی از موبدان برای حفظ جامعه زرتشتی، ازدواجهای درونخانوادگی را تشویق کردند (به دلایل حفظ تبار مذهبی و تنگناها). بنابراین در تاریخ ایران هم مانند دیگر ملل گاهی ازدواج با محارم ترویج میشده است.
در جوامع باستانی و کهن مانند مصر باستان، قبایل تُرکتبار کهن و حتی یهودیان ازدواجهایی که امروز ازدواج با محارم خوانده میشوند، وجود داشته است ولی هیچگاه آنقدر وسیع نبوده است که اکثریت مطلق جامعه را در بر بگیرد. برخی این پدیده را به اشتباه ویژه ایران باستان میدانند ولی در اقوام و ملل دیگر هم وجود داشته است.



















