دسته نوشتارهای پایگاه خِرَدگان درباره «تاریخ ایران در دوره میانه». «کریمخان زند؛ منش فردی، قلمرو حکومت، شیوه کشورداری و مناسبات با بیگانگان»، «پرچم های ایران از آغاز تا کنون»، «شیر و خورشید، نشانی ملی یا مذهبی؟!»، «چگونگی فراموش شدن زبان باستانی آذربایجان» و ...
تاریخ ایران در دوره میانه
تکرار تصویر کریمخان بهعنوان فرمانروایی کمتجمل و نسبتاً منصف، خود بخشی مهم از تاریخ سیاسی و حافظه اجتماعی ایران است. حکومت کریمخان ترکیبی از اقتدار نظامی، عملگرایی سیاسی و تلاش برای کاهش آشوبهای داخلی بود. او میدانست که دوام حکومت تنها با پیروزی در میدان جنگ تأمین نمیشود و بازسازی اقتصاد، امنیت راهها و رونق مراکز شهری نیز برای تثبیت قدرت ضروری است.
از آنجایی که ایران کشوری تاریخی با پیشینه قابل توجه است، درفشها و پرچمهای گوناگونی را در طول تاریخ داشته است. با این حال درفش کاویانی مشهور ترین درفش ایران در طول تاریخ بوده و همواره در فرهنگ ایرانی جایگاه والایی داشته است. در این جستار تلاش کردهایم نگارههایی از درفشهای ایران در دورههای گوناگون آماده کنیم.
مورخان و جغرافیدانان فراوانی درباره رواج زبان آذری کهن در آذربایجان پیش از فراگیری زبان ترکی سخن گفتهاند. همچنین منابع از رواج گسترده زبان پهلوی در آذربایجان سخن گفتهاند. در رسالهای از روحی انارجانی آشکارا اصطلاحات زبان آذری کهن آمده است و همام تبریزی، پیش از فراگیری زبان ترکی، اشعاری به زبان کهن ایرانی سروده است.
با وجود آثار آشکار از دوران قاجار که پیوند شیر و خورشید با امام اول شیعیان را نشان میدهند، برخی برای رد این ارتباط چند استدلال نامعتبر مطرح کردهاند. این استدلالها بر پایه یک پیشفرض نادرست شکل گرفتهاند؛ یعنی تصور میکنند اگر شیر یا خورشید زمانی غیرشیعی بوده یا حتی پیش از اسلام مورد استفاده بوده، دیگر نمیتواند در دورههای بعدی معنای شیعی پیدا کند!
در دوران قاجار آشکارا رویکرد شیعی به نشان شیر و خورشید وجود داشته است و شمشیر به دست شیر افزوده شد. در نشریهها، سکهها و… همراه با شیر و خورشید نوشته «اسد الله الغالب» (لقب امام اول شیعیان) و «یا علی» دیده میشود. نشان شیر و شمشیر و خورشید محصول دوران قاجار است و البته تعابیر شیعی ریشه در دوران صفوی داشته است.
در هیچ کدام از درفشهای میهنی ایران باستان نشان شیر و خورشید با یکدیگر وجود نداشته است و درفشها و پرچمهایی با نشان شیر و خورشید ریشه در تاریخ پس از اسلام دارد. شیر و خورشید بدون شمشیر در دوران صفویه در پرچم ایران جای داشت؛ دورهای که رویکرد شیعی بسیار پررنگ بود. گرچه نشانهایی از ایران باستان به دست آمدهاند که شبیه به شیر و خورشید هستند، ولی هیچ کدام از آنها بر روی درفش میهنی جای نداشتند.
در جهان باستان از جمله ایران باستان، شیر یا خورشید عناصری پرکاربرد و الهامگرفته از طبیعت بودند، اما هنوز به صورت گسترده یک نماد سیاسیِ میهنی منسجم با هویت مشخص ظهور نکرده بودند. در دوران پساباستان شیر و خورشید در جهان محبوبیت پیدا کرد و در پرچم مغولان و تیموریان جای گرفت. از دوره صفویه به بعد، این نشان در ایران معنایی منسجم یافت. تعبیر غالب در این دوره، تفسیری مذهبی و شیعی بود: نمادی از جلال دینی و امام اول شیعیان (اسدالله یا شیر خدا).
نشان شیر و خورشید در تاریخ ایران بیشتر جنبههای مذهبی، نجومی و طالعبینی داشته است. نمونههایی از شیر و شئ نورانی از ایران باستان به دست آمده است، اما چندان جنبه ملی نداشتند. شیر و خورشید بدون شمشیر در دوره صفویه در پرچم ایران جای داشت و تا دوران قاجار با تعابیر شیعی (امام علی) در آثار دیده میشود. رفته رفته شمشیر را در دست شیر اضافه کردند و پرچم سه رنگ با نشان شیر و خورشید پرچم رسمی و ملی ایران شد.
زبان آذری، زبان رسمی مردم شمال غرب ایران پیش از ورود زبان ترکی بود. قدیمی ترین اشارهها به زبان آذری توسط ابن مقفع نوشته شده است. دیگر نوشتهها در این باره، در مفاتیح العلوم خوارزمی و معجم البلدان آمده است. ضعف تدریجی زبان آذری با مهاجرت گسترده اقوام ترک زبان به آذربایجان آغاز شد که در چند مرحله انجام گرفت. از زمان تسلط سلجوقیان بود که قبایل ترک با کثرت بیشتری به آذربایجان روی آوردند و در روز گار صفویان نیز زمینه برای چیرگی بیشتر زبان ترکی بر آذری فراهم آمد.







