دسته نوشتارهای پایگاه خِرَدگان درباره «کیانیان و هخامنشیان».
کیانیان و هخامنشیان
داستان لشکرکشی کاووس در شاهنامه شباهتهایی به روایت هرودوت درباره لشکرکشی کمبوجیه دارد. آغاز هر دو لشکرکشی با بیتدبیری همراه است و با دشواری و حتی فاجعه ادامه مییابد. ولی نهایتا سرزمین جدید فتح میشود و ایرانیان پیروز میشوند. این شباهتها را میتوان در راستای آمیختگی روایات هخامنشیان و کیانیان تحلیل کرد. البته باید توجه داشت که این شباهتها دلیلی برای پذیرش تاریخی روایت افسانهای هرودوت درباره کمبوجیه نیستند.
شباهت نامها و داستانهای کیانیان در شاهنامه با هخامنشیان قابل توجه است. کیانیان در شاهنامه بر قلمرویی گسترده فرمان میرانند، نشستگاه آنان در پارس قرار دارد و رفتار و تشکیلات فرمانرواییشان نیز شباهتهایی با هخامنشیان دارد. حتی نام برخی از پادشاهانی که کیانی خوانده شدهاند، در اوستا نیامده است؛ از جمله داراب، بهمناردشیر و دارا. این موضوع از آمیختگی روایت کیانیان با تاریخ هخامنشیان حکایت دارد.
میتوان گفت کیخسرو در شاهنامه، بیش از هر شخصیت تاریخی دیگر با کوروش بزرگ آمیختگی دارد. بخشهای قابلتوجهی از روایتهای شاهنامه حاصل در هم آمیختگی تاریخ و اسطوره است و در میان داستانهای آن، بهویژه در روایتهای مربوط به کیانیان، نمونههای متعددی از شباهت با تاریخ هخامنشیان دیده میشود. تعجبآور است که برخی پژوهشگران اسکندر، پسر داراب، را همان الکساندر مقدونی میدانند، اما در همان حال، از آمیختگی کیخسرو با کوروش بزرگ چشم میپوشند!

