نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

آیا پارسوا و... می‌تواند بازتاب پراکندگی بازماندگان پَرَهشوم باشند؟

نگاهی کوتاه:

شواهد میان‌رودانی، یونانی و هندی و شباهت نام‌های جغرافیایی، فرضیه پیوند پَرَهشوم، پارسوا و پارس و پراکندگی جمعیت پرهشوم را مطرح می‌کند. گستردگی و تکرار نام‌های مشابه پارسوا، یادآور پراکندگی بازماندگان یک جمعیت گسترده و حضور آنان در مناطق مختلف است. شاید به دلایلی مانند خشکسالی، جمعیت‌هایی از پَرَهشوم پراکنده شده و به مناطق دیگری رفته باشند و بر روی نام‌های جغرافیایی تاثیر گذاشته باشند.

مناطق تقریبی پرهشوم، پارسوا، پارس و پارت

پیش‌گفتار

در منابع میان‌رودانی، از هزاره سوم پیش از میلاد، نام «پَرَهشوم» دیده می‌شود و در دوره‌های بعد نیز تداوم می‌یابد. از سده نهم پیش از میلاد تا دوران شاهنشاهی هخامنشی، نیز با نام‌هایی مانند پارسوا (پَرسوا)، پارسواش، پارسوامش و... روبه‌رو می‌شویم.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که نام‌های مشابه در دوره‌های مختلف در منابع ذکر شده‌اند، اما در زمینه‌های جغرافیایی متفاوتی قرار داشته‌اند. مناطق مختلفی، از جمله جنوب دریاچه ارومیه، زاگرس مرکزی و سرانجام پارس در جنوب‌غربی ایران، برای برخی از این نام‌ها پیشنهاد شده‌اند (1).

این پراکندگی جغرافیایی می‌تواند این پرسش را مطرح کند که آیا این نام‌ها تنها نام‌هایی مشابه برای سرزمین‌های مستقل بوده‌اند، یا اینکه ممکن است بازتاب پراکنده‌شدن جمعیت‌هایی با پیشینه مشترک باشند؟

به نظر می‌رسد این شباهت‌ها تصادفی نباشند و با توجه به پیشینه نام پَرَهشوم در منابع میان‌رودانی و پیوند آن با فلات ایران، شاید به دلایلی مانند خشکسالی، جمعیت‌هایی از آن منطقه باستانی پراکنده شده و به مناطق دیگری رفته باشند.

درباره پَرَهشوم

از هزاره سوم پیش از میلاد، نام پَرَهشوم (Paraḫšum) در منابع میان‌رودان دیده می‌شود. این سرزمین را معادل مرهشی (Marḫaši) می‌دانند (2). صورت‌های دیگر مانند Baraḫšum، Waraḫše، Parašû هم برای آن آمده است.

پَرَهشوم از قدرت‌های مهم بخشی از فلات ایران بود که در کتیبه‌ای از سارگن اکدی (خط ۷) به صورت pa₂-ra-ah-sumᵏⁱ آمده است (3).

احتمالاً پَرَهشوم در جنوب‌شرق ایران کنونی قرار داشته است. نکته قابل توجه آنکه پَرَهشوم از نظر جغرافیایی با جغرافیای پیشنهادی اَرَتّه در جنوب‌شرق ایران نیز پیوندهایی دارد (4).

پَرَهشوم یادآور پرشو (Parśu/Paraśu) در منابع هندی، مانند «بَودهائیَنَه شراوتَه‌سوترا»، است. از آنجایی که نام ارته/اَرَتَّه (Aratta/Araṭṭa) نیز در این متن آمده و با پرشو پیوند دارد، به نظر می‌رسد این سنت ریشه در دوران بسیار کهن داشته باشد.

اگر چنین پیوندی را در کنار شواهد مربوط به اَرَتّه قرار دهیم، شباهتی جالب با گزارش هرودوت درباره «آرتائی» (ارته) به عنوان نام پیشین پارسیان (پَرَهشوم) پدیدار می‌شود (هرودوت، کتاب ۷، بند ۶۱).

بنابراین، بررسی اشتراکات و پیوندهای موجود در سنت‌های میان‌رودانی، یونانی و هندی درباره این موضوع قابل توجه است و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

برای دانش بیشتر و مشاهده منابع، ن.ک:

بررسی پیوند اَرَتّه و پَرَهشوم با پارسیان

 

درباره فرهنگ و زبان پَرَهشوم اطلاعات کاملی در دست نیست. نام‌هایی مربوط به فرمانروایان و سفیران آن در منابع غیر بومی ثبت شده‌اند و برای برخی از این نام‌ها، ریشه‌های زبانی گوناگونی، از جمله هوری، پیشنهاد شده است. در میان این موارد، دست‌کم درباره نام لیبان-اَشگوبی (Liban-ašgubi)، پیوند با زبان‌های هندوایرانی قابل توجه است (5).

با این حال، به هیچ وجه نمی‌توان تنها بر اساس نام‌ها، آن هم در منابع غیر بومی، خانواده زبانی مردمان پَرَهشوم را مشخص کرد. طبیعتاً برای بررسی این موضوع، به پژوهش‌های مفصل‌تر و داده‌های بیشتری نیاز است.

یک احتمال این است که مردمان پَرَهشوم به زبانی غیرهندواروپایی، مانند ایلامی یا هوری، یا به زبانی مستقل سخن می‌گفتند.

با این حال، احتمالات دیگری را نیز می‌توان مطرح کرد که زبان آنها با خانواده زبانی هندواروپایی پیوند داشته است. با توجه به وجود شواهدی از زبان‌های خانواده بزرگ هندواروپایی در فلات ایران از هزاره سوم پیش از میلاد، این موضوع شایسته توجه است. از جمله این شواهد می‌توان به پیوند احتمالی نام سرزمین اَرَتّه (Aratta) با اَرِتَه اوستایی (arəta-)، نام سرزمین کَشِن (Kaššen) که احتمالا پیوند با نام کاسیان دارد و نیز ریشه هندواروپایی یا هندوایرانی برخی نام‌های گوتیان اشاره کرد (6).

از این روی، نمی‌توان پیوند زبان پَرَهشوم با زبان‌های نزدیک به هندواروپایی یا حتی هندوایرانی را به کلی نادیده گرفت.

فرضیه‌ها درباره پیوند پَرَهشوم و پارسیان

جهانشاه درخشانی، پَرَهشوم (پَرَشی) را مرتبط با پارس‌ها دانسته است (7). او در ادامه به پیوند اَرَتّه با پارس‌ها نیز اشاره کرده است. این تطبیق درخشانی بسیار قابل تأمل است. در کنار این فرضیه، بررسی سه سنت میان‌رودانی، هندی و یونانی نیز می‌تواند یادآور پیوند احتمالی پارسیان با اَرَتّه و سپس پَرَهشوم باشد.

البته نقدی که می‌توان به دیدگاه جهانشاه درخشانی وارد کرد، این است که او کهن‌ترین اشاره به پَرَهشوم را در کتیبه لوگال‌آنّه‌موندو دانسته و خوانش آن را به صورت «پَرَشی» آورده است.

ولی نسخه‌ای که امروزه از متن منسوب به لوگال‌آنّه‌موندو در اختیار داریم، بسیار متأخر است. این متن یک اثر ادبی بابلی کهن است که احتمالاً به سده ۱۷ پ.م. مربوط می‌شود و رویدادهای آن به گذشته، یعنی دوره لوگال‌آنّه‌موندو، نسبت داده شده است. بنابراین نمی‌توان ادعا کرد که این متن واقعاً مربوط به تاریخ تقریبی دوره لوگال‌آنّه‌موندو، یعنی سده ۲۶ تا ۲۴ پ.م. باشد. همچنین باید توجه داشت که نام این سرزمین در متن منسوب به لوگال‌آنّه‌موندو، به صورت سومری Marḫaši آمده است.

در مقابل، در کتیبه‌های سارگون اکدی و ریموش از سده‌های ۲۴ و ۲۳ پ.م. نام این سرزمین به صورت اکدی Para(h)šum / Parahšum ظاهر می‌شود که از نظر تاریخی وضعیت محکم‌تری دارند.

بنابراین، از یک سو آنچه درخشانی بر اساس متن منسوب به لوگال‌آنّه‌موندو، کهن‌ترین اشاره به «پَرَشی» خوانده، جای نقد دارد؛ اما از سوی دیگر، برخی دیدگاه‌های مخالف درخشانی که نام قدیمی‌تر را به صورت مرهشی در نظر می‌گیرند و به کلی پیوند آن با پارسیان را نادیده می‌گیرند نیز دقیق نیستند.

اساساً همه این نام‌ها در زبان‌های غیربومی ثبت شده‌اند. اینکه خود مردمان پَرَهشوم این نام را به چه صورتی تلفظ می‌کردند، با اسناد کنونی مشخص نیست. با این حال، این نام احتمالاً شباهتی با کهن‌ترین صورت‌های ثبت‌شده، مانند پَرَهشوم، داشته است.

فرضیه درخشانی قابل توجه است و نمی‌توان به دلیل وجود یک اختلاف در خوانش یا تفسیر، تمامی نوشته‌های او را نادیده گرفت.

پَرَهشوم از هزاره سوم پ.م. در آثار مکتوب دیده می‌شود. همان‌طور که اشاره شد، این نام در کتیبه‌های سارگون اکدی و ریموش، در سده‌های ۲۴ و ۲۳ پ.م.، دیده می‌شود. بااین‌حال، کاربرد این نام محدود به هزاره سوم پ.م. نیست؛ بلکه در دوره حمورابی، در سده ۱۸ پ.م.، نیز نام مرهشی آمده است. پس از آن نیز در کتیبه‌ای منسوب به کوریکالزو دوم (Kurigalzu II)، پادشاه کاسی بابل، در حدود سده‌های ۱۴ و ۱۳ پ.م.، عبارت «تا مرز مرهشی» آمده است.

البته پس از آن نیز اشاره به این نام ادامه دارد، اما در هزاره یکم پ.م. کاربرد آن لزوماً به معنای تداوم یک تشکیلات سیاسی نیست و ممکن است صرفاً به یک ناحیه جغرافیایی اشاره داشته باشد؛ چراکه کاربرد این نام حتی تا دوران هلنیستی نیز دیده می‌شود.

نام‌های پارسوا و... در دوران بعدی

در یک پژوهش قابل توجه، کیومرث علیزاده (1) نام‌های زیر را از منابع میان‌رودانی استخراج کرده است:

Parsua، Parsāya، Parsana، Parsuaš، Parsamaš، Parsumaš، Parsumašians، Parsu، Paršua و Parsip.

این نام‌ها به‌طور هم‌زمان در منابع ذکر شده‌اند، اما در زمینه‌های جغرافیایی متفاوتی قرار دارند.

پژوهشگر دو گروه از نام‌های جغرافیایی را شناسایی کرده است؛ به‌گونه‌ای که به باور پژوهشگر، کاتبان بابلی، آشوری و نیز اورارتویی میان دو نام جغرافیایی تمایز قائل بوده‌اند. آنان عموماً صورت نوشتاری دارای -umaš را برای واحد جغرافیایی جنوبی و صورت دارای -ua را برای واحد شمالی به کار می‌بردند.

پژوهشگر در نهایت می‌نویسد اگر Parsamaš در دوره شمشی‌ادد پنجم را همان Parsumaš و پارسوماشیانِ شناخته‌شده از دوره سارگون دوم تا نبوکدنصر دوم بدانیم، دست‌کم می‌توان این ادعا را مطرح کرد که از سده نهم پیش از میلاد، برخی از پارسیان و ایلامیان در فرایند همگون‌شدن و درآمیختگی فرهنگی با یکدیگر قرار داشته‌اند.

جدا از نتیجه‌گیری‌های دیگر پژوهشگر که جای نقد و بررسی دارد، ثبت این نام‌ها با صورت‌های نوشتاری متفاوت و گاه با اشاره به مناطق جغرافیایی مختلف، بسیار قابل توجه است.

آیا این نام‌ها نشان‌دهنده پراکندگی یک جمعیت بوده‌اند؟

این گستردگی و تکرار نام‌های مشابه، یادآور پراکندگی بازماندگان یک جمعیت گسترده و حضور آنان در مناطق مختلف است؛ جمعیتی که می‌توانسته باعث شود نام‌هایی مشابه بر مناطق جغرافیایی گوناگون قرار گیرند.

به بیان دیگر، حتی ممکن است این مناطق جغرافیایی دارای ساکنانی همگون و متعلق به یک قوم واحد نبوده باشند، بلکه به دلیل پراکندگی و حضور پرشمار جمعیتی باستانی و صاحب نفوذ، به‌تدریج چنین نام‌هایی بر مناطقی نهاده شده باشد.

اینجاست که ریشه‌های سرزمین پَرَهشوم و شباهت آشکار نام آن با این نام‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد.

اینکه در کتیبه‌های هخامنشی از مناطق جنوب‌شرقی با نام‌هایی مانند «کارمانیا» و «زرنکا» یاد می‌شود، نشان می‌دهد که نام پَرَهشوم دیگر برای جنوب‌شرق رواج سابق را نداشته است. از سوی دیگر، نام‌هایی مشابه پَرَهشوم در مناطق دیگری نمایان می‌شوند. در چنین شرایطی، موضوع تغییرات اقلیمی و خشکسالی و سپس تغییرات احتمالی در بافت قومی و نام‌های جغرافیایی قابل توجه است.

اگر اقوامی با نیروی نظامی و از راه فتح سرزمین‌های جدید به مناطق دیگری مهاجرت کرده بودند، طبیعتاً انتظار می‌رفت هسته مرکزی خود را در سرزمین پیشین حفظ کنند؛ بنابراین، فرضیه تغییرات اقلیمی و خشکسالی منطقی‌تر به نظر می‌رسد.

در داستان «اِنمِرکار و فرمانروای اَرَتّه»، از خطر قحطی و خشکسالی برای سرزمین اَرَتّه سخن به میان آمده است. در کتیبه داریوش بزرگ نیز خشکسالی در کنار یورش دشمن و دروغ، به عنوان یکی از خطرهای مهم ذکر شده است. این موضوع نیز قابل توجه است و شاید بتوان گفت ریشه در تجربه‌های گذشته پارسیان داشته است.

بعید نیست رخدادهایی مانند خشکسالی در سرزمینی که از نظر اقلیمی مستعد خشکسالی بوده است، نه فقط در یک دوره، بلکه طی چندین دوره، باعث شده باشد جمعیت‌هایی به مکان‌های دیگری جابه‌جا شوند؛ شماری به سوی مناطق غربی‌تر و شماری دیگر به سوی مناطق شمالی‌تر رفته باشند؛ البته شماری هم باقی مانده باشند.

پس از خشکسالی، طبیعتاً تلاش برای یافتن زمین‌های مناسب برای زندگی و دور از تنش مورد توجه قرار می‌گرفته است. از این روی، زمین‌هایی در مناطقی که جمعیت گسترده‌ای نداشتند، می‌توانسته‌اند گزینه‌های مناسبی باشند. با این حال، به‌تدریج همین مناطق رونق گرفته‌اند و بر نام‌های جغرافیایی بزرگ‌تر تأثیر گذاشته‌اند؛ موضوعی که بارها در طول تاریخ دیده شده است.

حتی ممکن است، در عین اینکه این نام‌ها مشابه بوده‌اند و ریشه مشترکی داشته‌اند، در ادامه ساختارهای سیاسی متفاوتی در این مناطق شکل گرفته باشد.

به مرور، نام‌های گوناگونی شبیه به پارسوا و سپس پارس شکل گرفتند. حتی نام پارت (Parthava) نیز در این تحلیل قابل بررسی است.

پس از مدتی، نام پارس با جنوب‌غرب ایران شناخته شد ولی می‌دانیم مناطق شمالی‌تر در دوره هخامنشی نام‌های دیگری داشتند. به دلایل گوناگون، از جمله آمیختگی با جوامع همجوار یا یورش‌هایی از سوی میان‌رودان، ممکن بوده است باز هم تحولاتی در مناطق و نام‌های جغرافیایی به وجود آمده باشد.

بارها در منابع میان‌رودانی از یورش به سرزمین پارسوا و دیگر مناطق با نام‌های مشابه سخن گفته شده و از غارت و به آتش کشیدن آنها یاد شده است. از جمله می‌توان به یورش شلمنصر سوم اشاره کرد.

سخن پایانی

با وجود منابع و شواهدی که به آنها اشاره شد، باید گفت تاریخ‌پژوهی درباره آن دوره تاریخی با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو است و شواهد موجود نیز در بسیاری از موارد ناقص یا قابل تفسیرهای گوناگون هستند.

ازاین‌رو، بر پایه این شواهد نمی‌توان به نتیجه‌ای قطعی رسید و این موضوع همچنان نیازمند بررسی و پژوهش بیشتر است. چرا که اساسا درباره هزاره‌های پیش از میلاد در فلات ایران نمی‌توان با قاطعیت سخن گفت.

شاید در آینده  با پیشرفت فناوری، منابع و شواهد بیشتری به دست آید و حتی خط‌های باستانی ناشناخته کشف و رمزگشایی شوند و اطلاعات ما درباره آن دوران افزایش یابد.

با این حال، شواهد موجود در منابع گوناگون، از منابع میان‌رودانی و یونانی گرفته تا هندی، و همچنین شباهت آشکار میان نام‌های جغرافیایی در دوره‌های بعد را نمی‌توان نادیده گرفت. از این رو، فرضیه‌هایی درباره پیوند میان اَرَتّه، پَرَهشوم، پارسوا و پارس قابل توجه هستند.

پانویس:

۱-ن.ک: Alizadeh, Kiumars. “The earliest Persians in Iran: toponyms and Persian ethnicity.” DABIR 7, no. 1 (2020): 16–53.

۲- البته برخی پژوهشگران، مانند وستن‌هولتس (Westenholz)، درباره یکسان بودن پرهشی و مرهشی تردید کرده‌اند و در ویکی‌پدیای انگلیسی نیز با استناد به نوشته‌های او، به این تردید اشاره شده است. با این حال، با بررسی نوشته‌های او درمی‌یابیم که این تفاوت چندان قطعی نیست و شواهدی که از یکسانی این دو نام وجود دارد، بیشتر است.

۳- ن.ک: RIME 2.01.01.09 composite (P461935) - Cuneiform Digital Library Initiative - [لینک آرشیو] 

۴- لازم به ذکر است که دانیل پاتس در مقاله‌ای با عنوان Exit Aratta: Southeastern Iran and the Land of Marhashi، رابطه میان تمدن‌های جنوب شرق ایران و پَرَهشوم (مرهشی) را بررسی می‌کند و مرهشی را به‌جای ارته پیشنهاد می‌دهد. از این مقاله و دیگر پژوهش‌هایی که جنوب شرق ایران را به‌عنوان محل ارته پیشنهاد کرده‌اند، می‌توان دریافت که پَرَهشوم و ارته از نظر جغرافیایی شباهت‌هایی دارند.

۵-  در یک مقاله درباره نام های مرتبط با مرهشی (پَرَهشوم) به نام ایرانی Liban-ašgubi اشاره شده است: Liban-ašgubi can be identified as being from Marḫaši from his Iranian name (ن.ک: The Names of the Leaders and Diplomats of Marḫaši and Related Men in the Ur III Dynasty - Cuneiform Digital Library Initiative) 

۶- ن.ک: نام‌های گوتیان و پیوند با زبان‌های هندواروپایی از هزاره سوم پ.م

۷- ن.ک: درخشانی، جهانشاه. دانشنامه کاشان. جلد سوم. تهران: بنیاد فرهنگ کاشان، ۱۳۸۲، ص ۲۹۹ به بعد

دیدگاه شما:



تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
آیا پارسوا و... می‌تواند بازتاب پراکندگی بازماندگان پَرَهشوم باشند؟
خِرَدگان