نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

رونوشتی از استوانه کوروش بر روی دو تکه استخوان اسب در چین

بارگذاری نخستین: ۳۰ بهمن ۱۳۹۴

نگاهی کوتاه:

رونوشتی از استوانه کوروش بزرگ بر روی دو تکه استخوان اسب در چین به دست آمده است. در اصالت باستانی این آثار تردیدهایی ایجاد شده است اما نظرات درباره این آثار متفاوت است. در وضعیت کنونی که پژوهش‌های مستقل بر روی این آثار کمتر انجام شده است، نه می‌توان با قاطعیت آنها را جعلی دانست و نه اصالت باستانی آنها را تأیید کرد.

گسترش فرمان کوروش بزرگ تا چین

کوروش بزرگ از پادشاهان خوشنام تاریخ جهان است که در نقاط مختلف جهان آثاری از او به جا مانده و البته با توجه به قلمروی بزرگ این شاهنشاه، این موضوع منطقی است. در منابع اقوام و ملل گوناگون نام کوروش آمده و از او به نیکی یاد شده است (1).

آثاری مرتبط با کوروش بزرگ در چین کشف شده است که شامل دو قطعه استخوان اسب با نوشته‌هایی به خط میخی هستند. متن این نوشته‌ها در واقع رونوشتی از بخش‌هایی از استوانه کوروش بزرگ است. در اصالت این آثار تردیدهایی ایجاد شده است و حتی دانشمندانی در اصالت آنها تردید دارند اما نظرات درباره این آثار متفاوت است.

باید توجه داشت که خطوط در استخوان‌های اسب در چین از نظر آوانگاری و حروف نویسی بسیار شبیه به استوانه کوروش است و حتی کپی برداری از آن توسط افراد ماهر هم دشوار است (2).

این دو قطعه استخوان حکاکی شده در سال‌های ١۹۳۵ و ١۹۴۰ توسط یک پزشک سنتی چین خریداری شدند. این پزشک فکر می‌کرد این دو قطعه حاوی اسنادی به خط کهن چینی است. در سال ١۹۶۶ طی انقلاب فرهنگی چین او این دو استخوان را برای جلوگیری از نابودیشان در خاک دفن کرد. این پزشک در سال ١۹۸۵، دو استخوان را به شهر ممنوعه برد و به موزه کتیبه‌های چین اهدا کرد. جالب آنکه وو یوهانگ (Wu Yuhong) متخصص زبان‌های خاورنزدیک باستان در موزه شهر ممنوعه تشخیص داد که نوشته روی فسیل باستانی بخشی از استوانه کوروش بزرگ است (خبرگزاری میراث فرهنگی، مرداد ١۳۸۹).

تا مدت‌ها تصور می‌شد استوانه کوروش بزرگ نمونه‌ای منحصر به فرد و تک بوده است. اما پیدا شدن دو قطعه گل نبشته در مجموعه موزه بریتانیا که بخشی از اعلامیه کوروش بزرگ بود این باور را مخدوش کرد و این احتمال را پیش کشید که شاید چندین نسخه از استوانه کوروش وجود داشته است (همان).

هنگامی که اروین فینکل (Irving Finkel) (کارشناس موزه بریتانیا) دو نسخه دیگر از استوانه کوروش در موزه بریتانیا پیدا کرد که اصالت آنها مسلم بود، شخصا استخوان‌های چینی را مطالعه کرد و نتیجه گرفت که آنها اصیل هستند (سال 2010). متن این دو استخوان دقیقاً برابر متن استوانه نیست و نظر فینکل در سال ۲۰۱۰ این بود که در زمان حیات کوروش از روی متنی دیگر و توسط کاتبانی نسخه برداری شده که مهارت بالا در نگارش اکدی نداشته‌اند (بادامچی، ١٣٩١: ص ۴۲).

ولی فینکل بعدها و در سال 2013 مقاله‌ای منتشر کرد و آن را جعلی دانست. فینکل متن را رونوشتی از نوشته بادج (Budge) مربوط به سال ۱۸۸۴ دانست. او معتقد بود مقایسه این متن، نکات مهم زیر را آشکار می‌کند:

  1. قلم میخی مورد استفاده بادج (۱۸۸۴) همان ویژگی بسیار مشخصی را دارد … یعنی سرِ لبه‌های عمودی و افقی نشانه‌ها دارای بریدگی‌ای شبیه انتهای یک تیر است.
  2. بخش منتشرشده توسط بادج از متن استوانه کوروش، خطوط ۱۵ تا ۲۱ را دربر می‌گیرد.
  3. استخوان ۱ دارای ۱۵ سطر «متن» است که شامل مجموعه‌ای از نشانه‌های برگرفته از خطوط ۱۵، ۱۷ تا ۲۱، ۲۷ و ۲۸ به بعد استوانه کوروش می‌شود.
  4. استخوان ۲ نیز دارای ۱۵ سطر «متن» با مجموعه‌ای از نشانه‌هاست. از میان آنها، سطرهای ۱ تا ۷ را نمی‌توان به متن استوانه کوروش نسبت داد؛ سطرهای ۸ تا ۱۳ شامل بخش‌هایی از خطوط ۸ تا ۹، ۱۱ تا ۱۲، ۱۵ تا ۲۱ و ۲۳ تا ۲۶ استوانه کوروش هستند؛ و سطرهای ۱۴ و ۱۵ به خطوط ۳۵ به بعد مربوط می‌شوند.

فینکل باور داشت که همپوشانی میان متن منتشرشده توسط بادج و استخوان ۱ بسیار قانع‌کننده است. هر دو از خط ۱۵ آغاز می‌شوند.

اما خود فینکل تاکید می‌کند استخوان ۱ تعداد اندکی نشانه از بخش‌های پس از خط ۲۱ را نیز در خود دارد که در متن بادج وجود ندارد (3). فینکل نوشته است فردی متن‌های چاپ‌شده را برداشته و با چندین روش مشخص، آنها را عمدا دشوار و نامفهوم کرده است؛ از جمله حذف بسیاری از نشانه‌ها، شکستن واژه‌ها و مواردی از این دست!

با این حال، درباره ادعای فینکل و جعلی بودن این استخوان‌نوشته‌ها ابهاماتی وجود دارد.

  1. نکته مهم آن است که خود فینکل تصریح می‌کند که در قطعات استخوانی، نشانه‌هایی وجود دارد که در متن بادج دیده نمی‌شوند و همین موضوع بر ابهامات درباره جعلی بودن اثر می‌افزاید.
  2. فینکل درباره «استخوان ۲» نوشته است که سطرهای ۱ تا ۷ را نمی‌توان به متن استوانه کوروش نسبت داد. در این صورت این پرسش مطرح می‌شود که این سطرها برگرفته از چه متنی هستند؟ بخش عمده استدلال فینکل بر این پایه استوار است که متن این استخوان‌ها از روی نسخه منتشرشده توسط بادج، یعنی متن استوانه کوروش بزرگ، رونویسی شده است و بر همین اساس نتیجه می‌گیرد که این آثار جعلی‌اند. اما در عین حال خود او تصریح می‌کند که بخشی از متن استخوان‌ها با استوانه کوروش یکسان نیست! این ادعا با استدلال اصلی او سازگار نیست و تناقض دیگری در تحلیل فینکل به شمار می‌آید.
  3. اینکه گفته می‌شود بخشی از متن استخوان‌ها با استوانه کوروش یکسان نیست، به ذهن می‌آورد که رونوشت همراه با تغییراتی بوده است و اتفاقا نیاز به بررسی بیشتر درباره جعلی بودن اثر را به وجود می‌آورد. در آن بخش‌ها چه نوشته شده است؟ آیا مرتبط با کوروش بوده است؟ پرسش‌هایی که فینکل بی پاسخ گذاشته است.
  4. از یک سو گفته می‌شود آنها توسط کاتبانی نسخه‌برداری شده‌اند که مهارت بالایی در نگارش اکدی نداشته‌اند، اما از سوی دیگر، به همپوشانی و شباهت نشانه‌ها با متنی جدید اشاره می‌شود که مستقیماً از استوانه کوروش بزرگ برگرفته شده است! این دو ادعا با یکدیگر سازگار نیستند.
  5. فینکل از همپوشانی میان دو متن سخن می‌گوید، اما هنگامی که تصویر قطعات استخوانی را در کنار متن بادج ــ که خود فینکل در مقاله‌اش منتشر کرده است ــ قرار می‌دهیم، تفاوت‌ها به‌روشنی آشکار می‌شود. نه‌تنها در شکل خطوط اختلاف دیده می‌شود، بلکه در مواردی، نشانه‌هایی که در متن بادج به سطر بعد منتقل شده‌اند، در استخوان‌نوشته‌ها در ادامه همان سطر آمده‌اند. با توجه به اینکه هر دو متن در نهایت رونوشتی از استوانه کوروش بزرگ هستند، وجود شباهت میان آنها طبیعی است و به‌تنهایی نمی‌تواند دلیلی بر جعل باشد.
تصویر قطعات استخوانی در کنار متن بادج
 هنگامی که تصویر قطعات استخوانی را در کنار متن بادج قرار می‌دهیم، تفاوت‌ها به‌روشنی آشکار می‌شود. نه‌تنها در شکل خطوط اختلاف دیده می‌شود، بلکه در مواردی، نشانه‌هایی که در متن بادج به سطر بعد منتقل شده‌اند

این نکات نشان می‌دهد که نباید تنها به نوشته فینکل برای نتیجه‌گیری درباره جعلی بودن این آثار بسنده کرد. در وضعیت کنونی که پژوهش‌های مستقل دیگر بر روی این آثار کمتر انجام شده است، نه می‌توان با قاطعیت آنها را جعلی دانست و نه اصالتشان را تأیید کرد.

این موضوع همچنان نیازمند پژوهش‌های بیشتر است و بی‌تردید با پیشرفت فناوری‌های نوین، امکان بررسی دقیق‌تر و دستیابی به تصویری روشن‌تر از منشأ و قدمت این آثار فراهم خواهد شد.

در هر صورت، این استخوان‌نوشته‌ها نشان می‌دهند که متن استوانه کوروش، چه در گذشته و چه امروز، اثری مهم و شایان توجه بوده است. شواهد موجود نشان می‌دهند که دست‌کم این آثار قدمتی قابل توجه دارند؛ زیرا اشاره به آنها به سال ۱۹۳۵ میلادی و حتی پیش از آن بازمی‌گردد؛ دورانی که شمار افرادی که بر خط میخی اکدی تسلط داشتند، بسیار اندک بود.

گسترش فرمان کوروش بزرگ تا چین
گسترش فرمان کوروش بزرگ تا چین
گسترش فرمان کوروش بزرگ تا چین
گسترش فرمان کوروش بزرگ تا چین

پانویس:

۱- نگاه کنید به: نگاهی به نوشته‌های منابع اقوام و ملل گوناگون در بزرگداشت کوروش بزرگ

۲- ن.ک: کپی منشور کوروش بر استخوان اسب؛ جعلی یا واقعی؟. گزارش احسان ناجی از سخنان پاشا زانوس. اصفهان زیبا. ۲۸ بهمن ۱۳۹۵.

۳- فینکل برای توضیح این تفاوت می‌نویسد تنها توضیح قابل قبول این است که بادج ــ که در آن زمان دانشجویی مشتاق در زمینه خط میخی بود ــ اندکی پس از پیوستن به موزه در سال ۱۸۸۳، نسخه کامل خود از کتیبه ۴۵ خطی استوانه کوروش را با استفاده از همان قلم میخی قدیمی تهیه کرده بود. فینکل نتیجه می گیرد که می‌توان فرض کرد که سازنده دو استخوان، به‌گونه‌ای به نسخه کامل بادج از استوانه کوروش دسترسی پیدا کرده بود! در اینجا فینکل اذعان می‌کند که فرضیه‌ای را بیان کرده است. این اظهارات فینکل نشان می‌دهد اثبات چنین فرض‌هایی نیاز به بررسی بیشتر دارد.

 

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– بادامچی، حسین (١٣٩١). فرمان کورش بزرگ به همراه ویرایش، ترجمه و واژه نامه متن اکدی، تهران: نگاه معاصر.

– خبرگزاری میراث فرهنگی (١۶ مرداد ۱۳۸۹). «شناسایی متن منشور کورش روی استخوان‌های فسیل اسب در چین». گزارش فرناز خطیبی (قابل دستیابی از مهر میهن).

- Finkel, I. L. (2013). The Cyrus Cylinder: The King of Persia's Proclamation from Ancient Babylon. I.B. Tauris.

 

بن‌مایه نگاره‌ها:

– 施安昌. “故宫藏马骨化石上的楔形文字铭刻”. dpm.org.cn.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
رونوشتی از استوانه کوروش بر روی دو تکه استخوان اسب در چین
خِرَدگان