نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

حافظ

حافظ شیرازی؛ شوق و مستی اهل راز یا شراب و شاهد شیراز؟!
حافظ شیرازی؛ شوق و مستی اهل راز یا شراب و شاهد شیراز؟!

با این همه تحقیق که در احوال حافظ کرده اند، با این همه تفسیر که بر اشعارش نوشته اند، هنوز که می‌داند وقتی وی از عشق و شراب صحبت می‌کند مقصودش شوق و مستی اهل راز است یا شراب و شاهد شیراز؟ در شعر او همه چیز رنگ ابهام دارد و رنگ اسرار. اما تا وقتی که او را جز در این غزل‌ها نمی‌توان جست، در شناخت او این نقطه استفهام باقی خواهد بود.

تفسیری از غزل «دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند»
تفسیری از غزل «دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند»

در این غزل، عصیان شجاعانه و آگاهانه به چشم می‌خورد. حافظ با سفری به ژرفای جان، گزارشی شاعرانه از جایگاه والای انسان و تجربه‌های معنوی و عرفانی ارائه می‌دهد. در سخن حافظ از جانب فرشتگان نه گلایه‌ای از انسان دیده می‌شود و نه رویگردانی، بلکه آنان در میخانه معنوی با انسان هم‌نشین و هم‌پیاله می‌شوند و گویی واگذاری امانت به انسان را با رضایت پذیرفتند.

گرامیداشت نافرمانی آدم و حوا در اشعار حافظ
گرامیداشت نافرمانی آدم و حوا در اشعار حافظ

گویا در اندیشه حافظ، آدم و حوا پس از آن نافرمانی ازلی، ساحت انسانی یافتند و این انسانیت با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش، با همه دردها و شادی‌هایش، برای حافظ جذاب بوده است. حافظ از «گفته خود دلشاد است» و «بنده عشق است». غمی دارد که برایش دلنشین است چراکه اندوه دلدادگی دلنشین است.

گرایش قابل توجه حافظ به فرهنگ ایران باستان
گرایش قابل توجه حافظ به فرهنگ ایران باستان

در جهان شکوهمند عرفانی حافظ نمادهای زیبایی آفریده شدند که حافظ آنچه را پاک و زیبا می‌دانسته در قالب این نمادها بیان کرده است. نمادهایی مانند «دیر مغان»، «پیر مغان»، «آتش نامیرا» و... یادآور فرهنگ ایران باستان هستند. در جایی خیلی آشکار این علاقه را شرح می‌دهد: از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند ... که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

تفسیری از غزل الا یا ایها الساقی حافظ شیرازی
تفسیری از غزل الا یا ایها الساقی حافظ شیرازی

حافظ با جابجایی واژه‌های یک مصرع عربی، آهنگی جالب به آن داده است. اصل عربی این بیت گویا مفهوم دنیوی داشته است ولی حافظ با آوردن آن در این غزل مفهومی معنوی به آن داده است. مخاطبان می‌توانند برداشت‌های گوناگونی از عشق در اشعار حافظ داشته باشند چرا که هنر باشکوه حافظ به گونه‌ای است که می‌توان از شعر او برداشت‌های گوناگون کرد…

گفتگوی شورانگیز گوته با حافظ
گفتگوی شورانگیز گوته با حافظ

گوته علاقه ویژه‌ای به حافظ شیرازی داشته است و در دیوان شرقی خود، گفتگو و راز و نیاز شاعرانه با مرشد خود حافظ شیرازی دارد. همانطور که در جایی می‌نویسد: «ای حافظ مقدس! آرزو دارم که همه جا،‌ در سفر و حضر، در گرمابه میخانه با تو باشم». این گفتگوی شورانگیز گوته با حافظ بسیار تاثیرگذار است و اندیشیدن به گفتگوی این بزرگان در بهشت بسیار جالب می‌نماید.

بریدن گیسوان، آیین باستانی ایرانیان برای سوگواری
بریدن گیسوان، آیین باستانی ایرانیان برای سوگواری

بریدن گیسوان، آیین باستانی ایرانیان برای سوگواری بوده است. در آثار شاعران پارسی گوی، بارها از بریدن گیسوان برای سوگواری یاد می‌شود. یکی از مشهورترین آنها سوگواری بانو فرنگیس برای همسر خوشنامش یعنی سیاوش است. همچنین حافظ هم بیتی در این باره دارد که می‌گوید: «گیسوی چنگ بِبُرّید به مرگِ مِیِ ناب»

اندیشه‌های آشنا
اندیشه‌های آشنا

می‌توان گفت گاهی، پارسی گویان پساباستان به بهترین گونه اندیشه‌های باستانی را بازگو کرده‌اند. هنگامی که این سروده‌ها را می‌خوانیم شاید ناخودآگاه یادی از خردمندان ایران باستان کنیم. از این روی می‌توانیم از «خِرَد ایرانی» یاد کنیم که از دوران باستان تا دوران پساباستان در هنر ایرانی جاری بوده است.

خِرَد ایرانی؛ میراثی فراتر از زمان
خِرَد ایرانی؛ میراثی فراتر از زمان

هنگامی که به اندیشه ها، کردار و گفتار بزرگان ایرانی نگاهی می‌اندازیم، پی می‌بریم که همانندی و یکسانی فراوانی وجود دارد. آن هم کسانی که با بازه زمانی نزدیک به هزار سال از یکدیگر می زیسته‌اند! برای این همانندی‌ها نامی بهتر از «خرد ایرانی» نیافتیم که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
حافظ
خِرَدگان