میتوان گفت گاهی، پارسی گویان پساباستان به بهترین گونه اندیشههای باستانی را بازگو کردهاند. هنگامی که این سرودهها را میخوانیم شاید ناخودآگاه یادی از خردمندان ایران باستان کنیم. از این روی میتوانیم از «خِرَد ایرانی» یاد کنیم که از دوران باستان تا دوران پساباستان در هنر ایرانی جاری بوده است.
اثری از استاد حجت شکیبا
از دوران باستان در میان ایرانیان خردمند، اندیشههایی بوده که در سخنگان پارسی دوران پساباستان (پس از اسلام) نمود ویژهای داشته است. میتوان گفت گاهی پارسی گویان پساباستان به بهترین گونه اندیشهها را بازگو کرده اند و نمیدانم آیا بهتر از سخنان و سرودههای آنان میتوان روشنگری کرد یا خیر؟! هنگامی که این سرودهها را میخوانیم شاید ناخودآگاه یادی از خردمندان ایران باستان کنیم:
۱- بهزاد فرخپیروز شاعر دوران ساسانیان شعری در ستایش خرد سروده است. متن اندرز بهزاد فرخپیروز بیش از هر چیز بر اهمیت خِرَد تأکید میکند و آن را بزرگترین سرمایه انسان میداند؛ از همینجا درمییابیم که ریشههای ستایش خِرَد در شاهنامه فردوسی را باید در آثار ایران باستان جستوجو کرد. برای دانش بیشتر ن.ک: بهزاد فرخپیروز؛ اندرزگری که خِرَد را در قالب شعر ستایش کرد
۳ - در متون مربوط به ایران باستان نیکی و بدی به صورت هست و نیست در مقابل هم قرار گرفتند به طوری که بارها در لا به لای متون باستانی زرتشتی اینچنین آمده است : هستی اورمزد، نیستی اهریمن. برای دانش بیشتر ن.ک: خِرَد ایرانی: هست و نیست