افراطیهای به ظاهر مذهبی
در نگاه نخست، شاید ادعاهای صادق خلخالی سطحی و کممایه به نظر برسد. ولی هنگامی که به شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران توجه کنیم، درمییابیم که طرح چنین ادعاهایی حاصل تبلیغات چندینساله و گسترده گروههای همسو با شوروی بود؛ تا جایی که بر یک آخوند پرنفوذ در نظام انقلابی نیز تأثیر گذاشته بود. اگر بخواهیم ادعاهای خلخالی را به صورت فهرستوار نقل کنیم حدود ۱۸ ادعای برجسته درباره کوروش بزرگ به چشم میآید.
متأسفانه دشمنان ایران در سالهای اخیر کوشیدهاند میان قوم لر و هویت ایرانی فاصله ایجاد کنند. یکی از این تلاشها، طرح این ادعاست که در شاهنامه، لرها در اصل هندی دانسته شدهاند و همان موسیقیدانانی بودهاند که بهرام گور آنان را از هند به ایران آورد! روشن است که چنین ادعاهایی با این شیوههای نادرست، تا چه اندازه غیرعقلانی است.
در ماههای اخیر افراطیهای به ظاهر مذهبی، در ادعایی دروغین پایگاه خِرَدگان را به فعالیتهای اسلامستیزانه متهم کردند! بسیاری از این برخوردها، بیش از آنکه ریشه در دین و معنویت داشته باشد، حاصل برداشتهای محدود، تفسیرهای نادرست و نگاههای انحصارطلبانه به حقیقت است. نقد منصفانه میتواند به پویایی فکری جامعه کمک کند؛ اما نفرتپراکنی، تکفیر و نشر مطالب نادرست، نه خدمتی به دین است و نه به معنویت.
به نظر میرسد نویسنده وبلاگ مکتب رئالیسم قصد جوسازی علیه پایگاه خِرَدگان دارد. وقتی پاسخ تاریخپژوهانه ندارد شروع به جوسازی علیه نویسندههای پایگاه خِرَدگان میکند و ادعاهای دروغین را مطرح میکند. در نوشتههای وبلاگ مکتب رئالیسم ضعف آشکار تاریخ پژوهی دیده میشود و نویسنده محترم گفتههای تحریفگران و ایرانستیزان را تکرار کرده است.
در آن مداحی، بسیاری از مفاخر شعر و ادب پارسی (فردوسی، حافظ، مولوی، نظامی و…)، به فدای شاعر «بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا» خوانده شدند!! سوال آنجاست که آیا مداح مورد بحث (یا شاعر) درباره شاعر «بر مشامم میرسد» پژوهشی کرده است؟! بر اساس گفته دکتر حشمتالله پاکطینت، شاعر شعر «بر مشامم میرسد» ناصرالدین شاه قاجار است... چه اشعار شاعرانیک شاعر دیگر شده باشند و چه خود شاعران، چیزی تغییر نمیکند. یک شعر اشتباه گفته شده که گویا دلیل اصلی آن ناتوانی شاعر در انتقال مفاهیم بوده است.
علی اکبر رائفی پور چندی پیش درباره نوروز سخنان توهین آمیز دیگری به زبان آورد. رائفی پور در سخنانی بی شرمانه نوروز جشن ملی ایرانیان را مسخره کرد و با واژههای توهین آمیز گفته بود: حالا چی شده؟!، زمستون شده بهار، به درک!!!... همه منتظرن یه توپی میخواد در بشه!!
ایرانستیزان ادعا میکنند که جشن سپندارمذگان ریشه در ازدواج اهورامزدا با دخترش دارد!! این در حالی است که در هیچ منبع باستانی گفته نشده که این جشن ریشه در عشق یا ازدواج یک ایزد دارد بلکه سپندارمذ نگهبان زمین و زنان پارسا و همسر دوست است بنابراین در این چشن، عشق زن و شوهر گرامی داشته میشود.
ایرانستیزان به منظور ایجاد تفرقه بین اقوام و مذاهب ایرانی، متون باستانی را یا تحریف میکنند و یا بخشهای مهم را سانسور میکنند! بر عکس ادعاهای ایرانستیزان، گیلان و مازندران جایگاه دلاوران ایرانی بوده است و به جنگاوری و دلیری شهرت داشتهاند. مازندران کنونی پایتخت ایران در اسطورهها بوده و گیلان هم زادگاه فریدون بوده است که علیه دیوها مبارزه کرد. در واقع بر اساس متون باستانی ایرانی، دیوها در گیلان بومی نبودهاند بلکه به این مناطق یورش آورند. بدون تردید این نواحی جایگاه پهلوانان ایرانی بوده است و در برابر اشغال گران ایستادگی کردند. در شاهنامه هم مازندران کنونی جایگاه یلان ایران خوانده شده است.
ایرانستیزان در ادامه تحریفها و دروغهای خود این بار برخی ادعا کردهاند که موبدان زرتشتی از واژههای جعلی برای شاخاب همیشگی پارس استفاده کردهاند! این در حالی است که اصلا در بند 52 متن پهلوی شهرستانهای ایرانشهر سخنی از دریا و دریای تازیان نیست. بلکه با توجه به ترجمه های معتبر اصطلاح «دژ تازیان» به کار رفته است.







