متأسفانه دشمنان ایران در سالهای اخیر کوشیدهاند میان قوم لر و هویت ایرانی فاصله ایجاد کنند. یکی از این تلاشها، طرح این ادعاست که در شاهنامه، لرها در اصل هندی دانسته شدهاند و همان موسیقیدانانی بودهاند که بهرام گور آنان را از هند به ایران آورد! روشن است که چنین ادعاهایی با این شیوههای نادرست، تا چه اندازه غیرعقلانی است.
لرها از جمله اقوامی هستند که همواره در راه میهن جانفشانی کردهاند. آنان از مهمترین میراثداران سنت شاهنامهخوانی و بسیاری دیگر از آیینها و سنتهای اصیل ایرانی به شمار میروند.
متأسفانه دشمنان ایران در سالهای اخیر کوشیدهاند میان قوم لر و هویت ایرانی فاصله ایجاد کنند. یکی از این تلاشها، طرح این ادعاست که در شاهنامه، لرها در اصل هندی دانسته شدهاند و همان موسیقیدانانی بودهاند که بهرام گور آنان را از هند به ایران آورد، اما بعدها به دزدی و راهزنی روی آوردند.
از جمله رسانههایی که این ادعاها را مطرح میکنند پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب (ادیاننت) با رویکردی افراطی و با ظاهری اسلامگرا است که سابقه بسیاری در ایرانستیزی و همچنین دروغ پردازی دارد. جریانات پانترک هم کمابیش چنین ادعایی را مطرح میکنند.
استناد آنان این است که آن گروه از موسیقیدانان هندی «لوری» نامیده شدهاند و «لوری» همان «لر» است. این در حالی است که «لوری» واژهای متفاوت است (1) و هیچ شواهدی وجود ندارد که واژه لر و لوریان دارای ریشه یکسان باشند و فقط شباهت آوایی محدودی با یکدیگر دارند.
اگر صرف این شباهت آوایی را دلیلی بر یکسان بودن آن گروه از هندیانِ عصر بهرام گور با قوم لر بدانیم، آنگاه باید «آریوس» (رهبر فرقه مسیحی «آریانیسم» که اهل اسکندریه بود) را نیز ایرانی بدانیم! زیرا نام او حتی بیش از شباهت «لوری» و «لر» با واژه «آریو» شباهت آوایی دارد! با این استدلال آنها لابد میتوان گفت «آریوس» همان «آریوبرزن» بود!!! یا مثلاً چون واژه «کولی» در زبان انگلیسی Roma (رُما) است، باید کولیها را با مردم شهر رم، پایتخت امپراتوری روم و ایتالیا، یکسان بدانیم!
روشن است که چنین شیوهای از استدلال، تا چه اندازه نادرست و غیرعقلانی و حتی مضحک است.
افزون بر این، بر پایه شاهنامه فردوسی، شمار لوریانی که بهرام گور به ایران آورد، ۱۲ هزار تن بود؛ در حالی که امروزه جمعیت مردم لر حدود ۶ درصد جمعیت ایران برآورد میشود. بنابراین، منطقی نیست که جمعیتی که در روزگار بهرام گور تنها ۱۲ هزار نفر بودند، امروزه چنین سهمی از جمعیت ایران را داشته باشد!
جدا از این، در زبان، پوشش، فرهنگ و دیگر مؤلفههای هویتی مردم لر، هیچ ویژگی شاخصی دیده نمیشود که آنان را بهطور بنیادین از دیگر اقوام ایرانی متمایز کند یا بهطور خاص با فرهنگ شناخته شده هندوستان مطابقت داشته باشد.
آنچه از زبان و فرهنگ و آداب و رسوم لرها میتوان فهمید این است که ریشه در هزارههای بسیار کهن در ایران دارند و با فرهنگ باستانی ایران سازگار است.
پانویس:
۱- شاهنامه در وزن متقارب مثمن محذوف سروده شده است که هجاگذاری آن می شود: «U/__U/__U/__U_»