در ماههای اخیر افراطیهای به ظاهر مذهبی، در ادعایی دروغین پایگاه خِرَدگان را به فعالیتهای اسلامستیزانه متهم کردند! بسیاری از این برخوردها، بیش از آنکه ریشه در دین و معنویت داشته باشد، حاصل برداشتهای محدود، تفسیرهای نادرست و نگاههای انحصارطلبانه به حقیقت است. نقد منصفانه میتواند به پویایی فکری جامعه کمک کند؛ اما نفرتپراکنی، تکفیر و نشر مطالب نادرست، نه خدمتی به دین است و نه به معنویت.
سالهاست که با طیفی افراطی مواجه هستیم که کوشیدهاند با برچسبهایی چون «الحاد» و «کفر»، منتقدان یا اندیشمندان مستقل را از میدان گفتوگو بیرون برانند. این شیوه، بهجای استدلال و گفتوگوی علمی، بر طرد و تکفیر تکیه دارد و از همان ابتدا فضای تعامل فکری را مسموم میکند.
پایگاه خِرَدگان نیز از حملات افراطیهای به ظاهر مذهبی بینصیب نمانده و سالهاست هدف چنین داوریهای شتابزده قرار گرفته است. افراطیهای به ظاهر مذهبی در سالیان گذشته بارها نویسندههای این پایگاه را «ملحد»، «کافر»، «مزدور اسرائیل» و... میخواندند!
دفاع از کوروش بزرگ توسط پایگاه خِرَدگان باعث شده است بسیار از دروغپردازیهای افراطیها علیه کوروش بزرگ بی نتیجه بماند برای همین است که مدام نویسنده های پایگاه خردگان را «کوروش پرست» خطاب میکنند.
برخی وبسایتها با ظاهر مذهبی، از جمله پایگاه جامع ادیان و فرق و مذاهب، مطالبی منتشر کردهاند که حاوی نسبتهای نادرست و ادعاهای بیپشتوانه درباره پایگاه خردگان است (1). سالها نوشتههای این وبسایت درباره ادیان و مذاهب توهین آمیز و تحریفی بود.
افزون بر این، در مقاطعی یک آخوند در فضای مجازی با انتشار ویدیوهایی به تخریب خِرَدگان پرداخته و بر اساس گزارش مخاطبان ما در برخی برنامههای تصویری با ظاهر اسلامی نیز انتقادهایی تند و یکسویه علیه پایگاه خِرَدگان مطرح شده است. چندین وبلاگ و وبسایت دیگر با ظاهر مذهبی نیز در همین مسیر حرکت کردهاند که از جمله می توان به وبلاگ مکتب رئالیسم اشاره کرد.
در ماههای اخیر نیز افراطیهای به ظاهر مذهبی پایگاه خِرَدگان را به فعالیتهای اسلام ستیزانه متهم کردند! استدلال آنها این است که پرداختن بیش از حد به ایران باستان و متون زرتشتی در حالی که دین اسلام کاملترین دین است، اسلام ستیزی محسوب میشود!!
از سوی دیگر نوشتههای پژوهشی پایگاه درباره جنایات سپاهیان خلفا در ایران را مصداق اسلام هراسی میخوانند! همه اینها در حالی است که در همه مطالب پژوهشی ما منابع به صورت کامل ذکر شده است (2).
اگر به بهانه اسلام هراسی جلوی پژوهش تاریخی گرفته شود، راه برای سو استفادهگران و تفاسیر نادرست از دین و معنویت باز میشود. متاسفانه هنوز هم جنایات مشابه توسط بازماندگان فکری سپاهیان خلفا رخ میدهد و دغدغه ما یک دغدغه انسانی است که تفاسیر نادرست از دین و معنویت باعث تکرار جنایات شود. یادمان نرفته داعش تا کجا رفت و حتی برخی از به کار بردن عبارت گروه تروریستی برای آنها خود داری میکردند.
آنچه در این میان نگرانکننده است، نه صرفِ نقد، بلکه شیوهای است که نقد را به تخریب، و اختلاف نظر را به تکفیر بدل میکند.
بسیاری از این برخوردها، بیش از آنکه ریشه در دین و معنویت داشته باشد، حاصل برداشتهای محدود، تفسیرهای نادرست و نگاههای انحصارطلبانه به حقیقت است. دین، در معنای عمیق خود، دعوت به اخلاق، حقیقتجویی و عدالت میکند؛ اما هنگامی که به ابزاری برای حذف رقیب فکری تبدیل شود، از جوهره معنوی خود فاصله میگیرد.
نقد منصفانه میتواند به پویایی فکری جامعه کمک کند؛ اما نفرتپراکنی، تکفیر و نشر مطالب نادرست، نه خدمتی به دین است و نه به معنویت. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم، بازگشت به اخلاق و تمایز نهادن میان ایمان راستین و افراطگراییِ پوشیده در جامه دین است.