نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

شواهدی مخالف فرضیه مهاجرت آریایی‌ها بر پایه پژوهش‌های ژنتیکی

نگاهی کوتاه:

بر اساس پژوهش‌های ژنتیکی، بیشتر جمعیت‌های ایران دست‌کم در طول ۵۰۰۰ سال گذشته، روندی از تداوم ژنتیکی بومی را طی کرده‌اند. این بازه زمانی بسیار کهن‌تر از دوره‌ای است که در فرضیه اثبات‌نشده مهاجرت آریایی‌ها به ایران مطرح می‌شود. در این پژوهش‌ها، شواهدی از مهاجرت گسترده، آن‌گونه که در فرضیه مهاجرت آریایی‌ها مطرح می‌شود، یافت نشده است.

شباهت های ژنتیکی اکثر جمعیت های ساکن ایران. اکثر ایرانیان در خوشه ایرانی مرکزی جای میگیرند با این حال ترکمن ها، بخش هایی از استان سیستان و بلوچستان و
شباهت‌های ژنتیکی اکثر جمعیت‌های ساکن ایران. اکثر ایرانیان در خوشه ایرانی مرکزی جای می‌گیرند با این حال در ترکمن‌ها، بخشی از استان سیستان و بلوچستان، بخشی از جزیره‌نشینان خلیج فارس تفاوت‌هایی دیده می‌شود (منبع).

پیش‌گفتار

پیشرفت پژوهش‌های ژنتیکی باعث شده است شناخت دقیق‌تری از جمعیت‌های انسانی و میزان دور و نزدیکی ژنتیکی جمعیت‌های جهان به دست آید.

این پژوهش‌ها حتی می‌توانند اطلاعات سودمندی درباره تبار جمعیت‌های تاریخی ارائه دهند. بااین‌حال، نمی‌توان ادعا کرد که پژوهش‌های ژنتیکی همه ابهام‌های تاریخی درباره مهاجرت‌ها را برطرف می‌کنند؛ زیرا گاهی اطلاعات تاریخی کافی درباره یک دوره در اختیار نداریم تا بتوانیم یافته‌های ژنتیکی را با آن‌ها تطبیق دهیم.

این مسئله در بررسی فرضیه مهاجرت آریایی‌ها نیز پرسش‌هایی را ایجاد کرده است؛ زیرا در برخی موارد، پژوهشگران حوزه ژنتیک جمعیت، بدون بررسی عمیق پیشینه تاریخی جمعیت‌های مورد مطالعه، به اطلاعات کلی دانشنامه‌ای یا فرضیه‌هایی استناد کرده‌اند که هنوز اثبات نشده‌اند و سپس کوشیده‌اند یافته‌های ژنتیکی خود را با آن‌ها تطبیق دهند!

در این میان، فرضیه اثبات‌نشده مهاجرت آریایی‌ها از استپ‌های شمالی که برخی دیدگاه‌ها آن را با گسترش زبان‌های هندواروپایی و شاخه هندوایرانی این خانواده زبانی مرتبط می‌دانند، ممکن است بر تفسیر داده‌های ژنتیکی و تطبیق آن‌ها با جمعیت‌های تاریخی تأثیر بگذارد.

برای مثال، هاپلوگروپ R1a گاهی به‌عنوان یکی از نشانگرهای ژنتیکی مرتبط با جمعیت‌های مورد بحث در فرضیه‌های مهاجرت آریایی‌ها مطرح شده است. ولی هاپلوگروپ R1a صرفا نشانگری ژنتیکی در کروموزوم Y است که بخشی از تبار پدری را بازتاب می‌دهد و به‌خودی‌خود بیانگر هویت قومی، زبانی یا تاریخی افراد نیست.

ازاین‌رو، نمی‌توان صرفاً بر پایه مشاهده این هاپلوگروپ نتیجه گرفت که افراد یا جمعیت‌های حامل آن خود را آریایی می‌نامیدند یا به جمعیتی با چنین هویتی تعلق داشتند. بررسی این پیوندها به شواهد مستقل تاریخی و زبانی نیز نیاز دارد و برای همین اتفاقا ورود اینچنین و بدون بررسی دقیق ابهامات را بیشتر می‌کند.

لازم به ذکر است برای مهاجرت قوم آریا به معنای یک رویداد تاریخی مشخص و با جزئیاتی که در فرضیه‌های جدید مطرح شده، منبع تاریخی دست‌اولی در اختیار نداریم. هیچ‌یک از استدلال‌ها و همچنین شواهدی که درباره این فرضیه مطرح می‌شوند، قطعی نیستند. گاهی در تاریخ‌پژوهی باید این شجاعت را داشته باشیم که بپذیریم اطلاعات ما درباره یک دوره کامل نیست. حتی شواهد قابل توجه تاریخی وجود دارند که خلاف این فرضیه را نشان می‌دهند

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

آیا استدلال‌ها و شواهد برای فرضیه مهاجرت آریایی‌ها کافی است؟

شواهد حضور آریایی‌ها در فلات ایران پیش از مهاجرت فرضی

بومی بودن ایرانیان در طول ۵۰۰۰ سال از نظر ژنتیکی

در یک پژوهش قابل‌توجه که در ۲ مهر ۱۳۹۸ (۲۴ سپتامبر ۲۰۱۹) در مجله PLOS Genetics منتشر شده است، تنوع ژنتیکی گروه‌های قومی ایران بررسی شده است. در این پژوهش، با بررسی داده‌های ژنومی بیش از هزار نفر، شباهت‌ها و تفاوت‌های ژنتیکی این گروه‌ها مورد مطالعه قرار گرفته‌اند (1).

بر اساس این پژوهش، بیشتر جمعیت‌های ایران دست‌کم در طول ۵۰۰۰ سال گذشته، عمدتاً روندی از تداوم ژنتیکی بومی را طی کرده‌اند.

این بازه زمانی بسیار کهن‌تر از دوره‌ای است که در فرضیه اثبات‌نشده مهاجرت آریایی‌ها به ایران مطرح می‌شود.

شباهت‌های ژنتیکی ایرانیان کنونی با مردمان تمدن‌های باستانی. این تصویر نسبت به تصویر اصلی خلاصه‌تر شده است (منبع).

این پژوهش وجود یک خوشه ایرانی مرکزی (Central Iranian Cluster یا CIC) را مطرح می‌کند که گروه‌هایی مانند مردمانی که معمولاً با عنوان فارس‌ها شناخته می‌شوند، آذری‌ها، گیلک‌ها، کردها، مازندرانی‌ها، لرها و حتی بخش‌های بزرگی از عرب‌های ایران را دربر می‌گیرد.

بر اساس این پژوهش، نزدیک‌ترین جمعیت‌ها در جهان به ایرانیان مورد مطالعه، اروپاییان بودند و پس از آن، جمعیت‌های جنوب آسیا قرار داشتند.

در این پژوهش صراحتاً ذکر شده است که مقایسه نمونه‌های ایرانی امروزیِ مورد مطالعه با نمونه‌های منتشرشده از DNA باستانی (aDNA) در دوره‌های زمانی گوناگون از ایران و مناطق دیگر، با هدف ردیابی جابه‌جایی‌های زمانی و مکانی جمعیت‌های انسانی، شواهدی از مهاجرت‌های گسترده به درون خوشه ایرانی مرکزی نشان نداده است.

البته این موضوع به معنای آن نیست که هیچ مهاجرت یا جابه‌جایی جمعیتی رخ نداده است. همان‌طور که در همین پژوهش آمده است، نشانه‌هایی از جابه‌جایی جمعیت‌های مرتبط با قفقاز در فاصله دوره نوسنگی تا عصر مفرغ نیز دیده می‌شود. جمعیت‌های قفقاز در این زمینه گاه به‌عنوان مبدأ مهاجرت و گاه به‌عنوان پناهگاهی مطرح می‌شوند که جمعیت‌ها به سوی آن مهاجرت کرده‌اند.

بررسی تاریخی هویت آریایی

شباهت‌های زبانی میان بخش‌هایی از اروپا، فلات ایران، بخش‌هایی از شبه قاره هند و... در کنار برداشت‌های تاریخی از پیوند میان مردمان این مناطق، در سده‌های اخیر زمینه‌ساز شکل‌گیری مفهوم «نژاد آریایی» شد. بر پایه این برداشت‌ها، فرضیه‌هایی درباره هم‌تباری مردمان این نواحی مطرح می‌شد که شباهت‌های زبانی نیز ازجمله دلایل آن‌ها بود.

البته مفهوم نژادی برای آریایی‌ها، دیگر نمی‌تواند به همان شکل معتبر باشد. ولی حتی با در نظر گرفتن فرضیه‌های نوظهور در تحلیل‌ها و تطبیق‌های تاریخی، باید آریایی‌ها را در این چارچوب بررسی کنیم نه خارج آن.

مفهوم «نژاد» به معنای دسته‌بندی انسان‌ها در قالب گروه‌های زیستی گسسته، امروزه کاربرد بسیار محدودتری نسبت به گذشته دارد. پژوهش‌های ژنتیکی نشان داده‌اند که تنوع ژنتیکی انسان‌ها پیچیده و پیوسته است و نمی‌توان گروه‌های انسانی باستانی را صرفاً بر پایه زبان، فرهنگ یا دین، در قالب نژادهای زیستی مشخص دسته‌بندی کرد.

واژه آریایی بیشتر در میان ایرانیان و بخشی از شبه قاره هند رواج داشت؛ بنابراین، هنگامی که از آریایی‌ها سخن می‌گوییم، طبیعتاً بیشتر با تاریخ این مناطق پیوند دارد.

اینکه واژه «آریا» هم در متون ایرانی و هم در متون هندی دیده می‌شود، با وجود تفاوت‌های دینی میان این جوامع، نشان می‌دهد که باید ریشه این مفهوم را در سنت‌های زبانی جست‌وجو کرد. به نظر می‌رسد به‌تدریج زبانی فراگیر شکل گرفت و واژه «آریا» در آن مفهومی مثبت و مرتبط با جبهه‌های نیک داشت. از همین رو، بعدها اقوام و پیروان ادیان گوناگون از این واژه برای معرفی خود بهره گرفتند.

بااین‌حال، واژه «آریا» در هند به سرنوشتی مشابه ایران نرسید و در مسیر تحول تاریخی هند و ایران، این مفهوم در چارچوب‌های متفاوتی گسترش یافت. در سنت‌های هند، پیوند آن با نظم اجتماعی و دینی برجسته شد، درحالی‌که در ایران، به‌تدریج پیوند آن با هویتی فراگیر و فراقومی، مبتنی بر ریشه‌های تاریخی و فرهنگی، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد و حتی به نام یک کشور تبدیل شد.

این واژه در تاریخ ایران ویژگی‌هایی دارد که باعث می‌شود مفهوم «هویت» برای توصیف آن مناسب باشد؛ هویتی که در روندی تاریخی به شناسه هویت باستانی و بومی در جهان ایرانی تبدیل شد.

می‌توان انتظار داشت که با شکل‌گیری و تداوم یک هویت در طول چندین قرن، مفاهیمی مانند «تبار آریایی» نیز در دوره‌های بعدی معنادار شوند؛ به همین دلیل است که در کتیبه‌های هخامنشی «تبار آریایی» دیده می‌شود که البته نمی توان آن را معادل دسته بندی نژادی قرون اخیر دانست. بلکه به معنای آن است که چندین نسل خود را آریایی می‌دانستند و به همین دلیل تبار آریایی معنا دار شده است.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

آریایی، قومی مهاجر یا نام هویتی باستانی؟

بررسی انتقادات به بومی بودن آریایی‌ها

با وجود این شواهد تاریخی و ژنتیکی، برخی پژوهش‌های ژنتیکی را این‌گونه تحلیل می‌کنند که ایرانیان کنونی بازماندگان جمعیت‌های پیش از آریایی‌ها هستند!

در پاسخ به این ادعاها، پیش از هر چیز باید نگاه خود را به واژه «آریایی» با متون باستانی هم‌راستاتر کنیم و به‌جای تعریف آن بر پایه فرضیه‌های نژادی مطرح‌شده در سده‌های اخیر، به کاربرد این واژه در متون باستانی توجه داشته باشیم.

همچنین باید توجه کنیم که در منابع ایرانی و دیگر منابع باستانی، نشانه‌ای صریح از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران در دست نیست. آنچه درباره مهاجرت قوم آریا بر اساس منابع ایرانی گفته می‌شود، در واقع برداشت‌ها و تفسیرهای پژوهشگران در سده‌های اخیر است. در مقابل، از متون باستانی ایرانی می‌توان برداشت‌هایی در راستای بومی بودن آریایی‌ها ارائه کرد.

برای دانش بیشتر حتماً نگاه کنید به:

عدم ارتباط اسطوره‌های ایرانی با مهاجرت فرضی

 

از نظر زبانی نیز باید به این نکته توجه کرد که شواهدی از حضور واژه‌هایی از خانواده زبانی بزرگ هندواروپایی، که زبان آریایی‌ها نیز در آن جای می‌گیرد، پیش از زمانی وجود دارد که در فرضیه مهاجرت آریایی‌ها مطرح می‌شود. 

نگاه کنید به:

شواهدی از زبان هندواروپایی در فلات ایران پیش از مهاجرت فرضی

 

این شواهد را نمی‌توان صرفاً به این دلیل که خاورشناسان در چند سده اخیر فرضیه‌ای مطرح کرده‌اند، به‌کلی نادیده گرفت. بلکه اتفاقا با توجه به پیشرفت فناوری و دانش، می‌توان با نگاه دقیق‌تر به منابع تاریخی چنین فرضیه‌ای را نقد کرد.

از سوی دیگر، وقتی شباهت‌های ژنتیکی مردم کنونی ایران با بخشی از جمعیت‌های شبه‌قاره هند و هم با بخش‌هایی از جمعیت‌های اروپا دیده می‌شود که از نظر زبانی در یک خانواده زبانی بزرگ جای می‌گیرند، دیگر نمی‌توان ادعا کرد که بیشتر مردم کنونی ایران هیچ ارتباطی با مردمانی که خود را آریایی می‌دانستند و به زبانی از خانواده هندواروپایی سخن می‌گفتند، نداشته‌اند.

البته این موارد به معنای آن نیست که همه تمدن‌های فلات ایران از هزاره سوم پیش از میلاد را آریایی بنامیم. ازآنجاکه هویت آریایی بعدها شکل گرفت، نمی‌توان در هزاره سوم پیش از میلاد از هویت آریایی تمدن‌ها سخن گفت. بااین‌حال، به‌تدریج و در جریان تبادلات و شکل‌گیری همبستگی‌های سیاسی و اجتماعی، این هویت شکل گرفت.

سخن پایانی

شواهد ژنتیکی در کنار شواهد تاریخی نشان می‌دهند که نباید ایرانیان کنونی را بی‌ارتباط با مردمان باستانی دانست که خود را آریایی می‌نامیدند؛ چراکه در این پژوهش‌ها، شواهدی از مهاجرت گسترده، آن‌گونه که در فرضیه مهاجرت آریایی‌ها مطرح می‌شود، یافت نشده است.

این موارد نشان می‌دهند که فرضیه‌های تاریخی مطرح‌شده درباره مهاجرت آریایی‌ها باید بیشتر مورد نقد و بررسی قرار گیرند.

پانویس:

۱- ن.ک: Distinct genetic variation and heterogeneity of the Iranian population

  • نویسندگان در بخش چکیده و مقدمه توضیح می‌دهند که شناخت تنوع ژنتیکی جمعیت ایران، برای پژوهش‌های پزشکی و بررسی بیماری‌های ژنتیکی اهمیت دارد. آن‌ها اشاره می‌کنند که تفاوت فراوانی برخی گونه‌های ژنتیکی مرتبط با بیماری‌ها میان مناطق و گروه‌های قومی ایران می‌تواند در شناسایی عوامل بیماری‌زا و تفسیر نتایج آزمایش‌های ژنتیکی مؤثر باشد.

دیدگاه شما:



تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
شواهدی مخالف فرضیه مهاجرت آریایی‌ها بر پایه پژوهش‌های ژنتیکی
خِرَدگان