نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

آیا شاه مشروطه در دوران فترت حق عزل نخست‌وزیر را داشت؟

نگاهی کوتاه:

در قوانین دوران مشروطه هیچ بندی وجود نداشت که از حق قانونی شاه برای عزل نخست وزیر در دوران فترت (بین دو مجلس یا وقتی مجلس منحل شده بود) سخن گفته باشد. چنین ادعایی مستند به قوانین آن دوران نبود، بلکه بر پایه سنت‌هایی که ریشه در دوران پیش از مشروطیت داشت، انجام می‌شد. به طوری که اگر چند بار در آن دوران این اتفاق افتاد که بر اساس قوانین نبود.

محمدرضا شاه پهلوی در دوران جوانی

پیش‌گفتار

این روزها، با توجه به اسناد منتشرشده درباره کودتای ۲۸ مرداد، دیگر تردیدی درباره کودتا بودن این رویداد و نقش دولت‌های خارجی در رهبری آن وجود ندارد. بااین‌حال، هنوز کسانی هستند که همان استدلال‌های قدیمی را برای رد کودتا بودن ۲۸ مرداد مطرح می‌کنند؛ استدلال‌هایی که پس از کودتا با استقبال نهادهای قدرت آن زمان نیز همراه شد.

یکی از استدلال‌هایی که گاه مطرح می‌شود این است که چون در آن زمان مجلس منحل شده و کشور در «دوران فترت» قرار داشت، شاه اختیار داشت نخست‌وزیر را عزل کند و بنابراین استدلال می‌کنند فرمان عزل دکتر محمد مصدق از نظر حقوقی معتبر بوده است!

نخست آنکه، ادعای منحل شدن رسمی مجلس در آن زمان درست نیست. مجلس شورای ملی به دلیل استعفای شمار زیادی از نمایندگان از حد نصاب افتاد، اما در آن زمان هرگز به طور رسمی منحل نشد (1). بنابراین، این ادعا که کشور در آن مقطع در وضعیت «فترت ناشی از انحلال مجلس» قرار داشت، از همان ابتدا با اشکال جدی روبه‌رو است.

با همه اینها قانونی بودن این اقدام هم جای بررسی دقیق دارد. با مراجعه به قانون اساسی مشروطه و متمم آن، چنین برداشتی که شاه در دوران فترت اختیار عزل نخست‌وزیر را داشته است، تأیید نمی‌شود. 

نظام مشروطه ایران، برخلاف نظام‌های سلطنت مطلقه، بر مسئولیت‌پذیری وزیران و محدود بودن اختیارات شاه استوار بود و مقام سلطنت نمی‌توانست صرفاً بر اساس اراده خود رئیس دولت را برکنار کند.

در واقع، چه در زمانی که مجلس فعال بود و چه در دورانی که فترت خوانده می‌شود که معمولا بین دو مجلس بوده است، شاه حق تصمیم‌گیری مستقل درباره عزل نخست‌وزیر را نداشت.

نمونه‌های پیشین، قانون یا سنت؟

در دوران مشروطه گاهی خارج از چارچوب قانون و با در نظر گرفتن سنت‌های رایج، در دوره‌هایی که مجلس غیرفعال بود، شاه فرمان انتصاب نخست‌وزیر را صادر می‌کرد. برای نمونه، در ۳ اسفند ۱۲۹۹، احمدشاه قاجار با فرمان سلطنتی سیدضیاءالدین طباطبایی را، در حالی که مجلس فعالی وجود نداشت، به نخست‌وزیری منصوب کرد.

پس از سقوط دولت سیدضیاء نیز، در خرداد ۱۳۰۰، احمدشاه قاجار با فرمان خود احمد قوام (قوام‌السلطنه) را به نخست‌وزیری منصوب کرد؛ در حالی که مجلس چهارم هنوز تشکیل نشده بود.

ولی هنگامی که مجلس فعال بود خلاف این موضوع رخ داد در دوران احمد شاه، حکمی صادر شد که به موجب آن سردار سپه (رضا شاه بعدی) را عزل کرده بود. در آن زمان مجلس مخالفت کرد و حتی دکتر مصدق هم یکی از مخالفان آن حکم بود. در نهایت سردار سپه رئیس الوزرا باقی ماند.

ولی هیچ کدام از این اقدامات شاه بر اساس بندهای قانونی نبود. اینکه گفته می‌شود در دوران فترت، یعنی زمانی که مجلس غیرفعال بود، شاه می‌توانست نخست‌وزیر را عزل یا منصوب کند، مستند به قوانین آن دوران نبود، بلکه بر پایه سنت‌هایی که ریشه در دوران پیش از مشروطیت داشت، انجام می‌شد.

آیا مشروطه به خوبی اجرا شد؟

این موارد نشان می‌دهد که اجرای نظام مشروطه و قوانین مشروطه در عمل با دشواری‌ها و چالش‌های فراوانی روبه‌رو بود.

بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که نظام مشروطه در ایران از نظر سیاسی نتوانست به‌طور کامل موفق باشد و در نهایت، به‌ویژه در دوره پهلوی، بخش مهمی از سازوکارهای آن تضعیف شد و بیش از آنکه به صورت واقعی اجرا شود، جنبه‌ای ظاهری پیدا کرد.

افزون بر این، ابهام در برخی از اصول قانون اساسی و امکان ارائه تفسیرهای متفاوت از آن‌ها، زمینه‌ساز اختلاف‌های سیاسی فراوان شد؛ اختلاف‌هایی که در مقاطع حساس تاریخ ایران معاصر از جمله دوران مصدق آثار مهمی بر جای گذاشت.

آیا اصل ۴۶ متمم قانون اساسی مشروطه درباره دوران فترت است؟

معمولا برای اثبات ادعای اختیار شاه به اصل ۴۶ متمم قانون اساسی مشروطه استناد می‌کنند ولی در آن اصل هیچ صحبتی از دوران فترت و فعال بودن یا نبودن مجلس نیست. تفسیری هم که از آن اصل مطرح می‌شود درست نیست چرا که با دیگر اصول متمم قانون اساسی آن دوران در تعارض آشکار است.

از این‌رو، اصل ۴۶ متمم قانون اساسی مشروطه را می‌توان ناظر بر نقش تأییدی و تشریفاتی شاه دانست، نه اینکه شاه تصمیم‌گیرنده نهایی درباره عزل و نصب وزیران باشد؛ برداشتی که با جایگاه پادشاه در یک نظام مشروطه نیز سازگارتر است.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

بررسی اصل ۴۶ متمم قانون اساسی مشروطه درباره اختیارات شاه

پانویس:

۱- انحلال مجلس وقتی اعلان شد که شاه کشور را ترک کرده بود و طرح کودتای ۲۵ مرداد هم لو رفته بود! بنابراین در زمانی که شاه نامه برکناری مصدق را نوشته بود، هنوز انحلال مجلس اعلان نشده بود. لازم به ذکر است که اعلان انحلال مجلس در یک تصمیم ناگهانی انجام نشد بلکه ابتدا رفراندم برگزار شد؛ آن هم با دو گزینه «انحلال مجلس» یا «انحلال دولت». نگاه کنید به: انحلال مجلس در چه زمان و بر چه اساس توسط مصدق اعلان شد؟

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
آیا شاه مشروطه در دوران فترت حق عزل نخست‌وزیر را داشت؟
خِرَدگان