نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

بررسی دگرگونی‌های جغرافیای اوستایی بر اساس وندیداد

نگاهی کوتاه:

جغرافیای ۱۶ سرزمین نخستین که در فرگرد یکم وندیداد از آن‌ها یاد شده است، باید با در نظر گرفتن سه مرحله گسترده‌تر شدن زمین توسط جم هورچهر و جنبه‌های دینی و اساطیری تحلیل شود؛ بنابراین می‌توان گفت در باور نگارندگان ابتدا زمین کوچک‌تر بود و جغرافیایی متفاوت از جغرافیای امروزی داشته است. در این نوشتار با ترسیم نقشه‌های فرضی، تلاش کرده‌ایم جغرافیای اساطیری و ازلی وندیداد را در مراحل مختلف گسترده‌تر شدن زمین بازسازی کنیم.

پیش‌گفتار

در بررسی جغرافیای اوستایی، پرسش‌ها و ابهاماتی درباره مکان جغرافیایی سرزمین‌ها به وجود آمده است.

دگرگونی زبان و نام سرزمین‌ها از دوران باستان تا کنون باعث شده است پژوهشگران درباره ۱۶ سرزمین نخستینی که اهورامزدا آفریده و در وندیداد (1) ذکر شده است، فرضیه‌های متفاوتی ارائه دهند.

معمولاً پژوهشگران بر اساس ترتیب جغرافیایی به دنبال تطبیق این سرزمین‌ها هستند؛ در حالی که متن، متنی دینی است و درباره آفرینش نخستین و اساطیر ازلی توضیح می‌دهد.

نکته مهم همین‌جاست که در بررسی این موضوع در قرون اخیر، جنبه‌های دینی و اساطیری یا به‌کلی نادیده گرفته می‌شوند یا کم‌رنگ هستند!

این در حالی است که بر اساس وندیداد، چندین دگرگونی در زمین رخ داده است؛ به‌طوری که جم هورچهر سه بار زمین را گسترده‌تر کرده است. یعنی نگارندگان با این پیش‌فرض که هنگامی که اهورامزدا سرزمین‌ها را می‌آفرید، جغرافیای جهان با شرایط کنونی متفاوت بوده و زمین کوچک‌تر بوده است، ترتیب سرزمین‌ها را ذکر کرده‌اند.

نباید فراموش کرد که این متن دینی، با قالبی اسطوره‌ای از نخستین آفرینش‌ها سخن می‌گوید.

در این نوشته، با در نظر گرفتن دگرگونی‌هایی که در خود وندیداد ذکر شده است و با توجه به جنبه‌های دینی و اساطیری آن، به بررسی جغرافیای اوستایی در وندیداد می‌پردازیم.

همچنین، با ترسیم مجموعه‌ای از نقشه‌های فرضی، تلاش کرده‌ایم جغرافیای این متن را در مراحل مختلف گسترده‌تر شدن زمین بازسازی کنیم؛ رویکردی که تا آنجا که می‌دانیم، در پژوهش‌های مربوط به جغرافیای وندیداد کمتر مورد توجه قرار گرفته است و می‌تواند تصویر روشن‌تری از جغرافیای اساطیری این متن به دست دهد.

باید توجه داشت که این نوشته بر اساس فرگرد یکم و دوم وندیداد است و دیگر متون باستانی درباره جغرافیای ایرانی، نیاز به بررسی جداگانه و مفصل دارد (2).

نگاهی به دگرگونی‌های زمین بر اساس وندیداد

با توجه به داستان‌های فرگرد دوم وندیداد، در ابتدا زمین کوچک‌تر بود و جم هورچهر (جمشید) به فرمان اهورامزدا و به وسیله ابزارهایی که اهورامزدا به او بخشیده بود، در سه مرحله زمین را وسعت داد.

باید توجه داشت که جم هورچهر در اینجا با جمشید در شاهنامه تفاوت‌هایی دارد. در اینجا چهره‌ای الهی دارد که با اهورامزدا همپرسگی می‌کند. به همین دلیل، در نوشتار پیش رو نام او را «جم هورچهر» ذکر می‌کنیم تا درک بهتری از داستان به دست بیاید.

در فرگرد یکم وندیداد، نام ۱۶ سرزمین نخستین که اهورامزدا آفریده، آمده است. سپس از پادآفرینش اهریمن سخن گفته می‌شود که بدی‌ها را آفریده است.

برای آنکه با سبک نگارش و جنبه‌های دینی و اساطیری بیشتر آشنا شویم، در اینجا بخشی از متن را می‌آوریم:

«دومین سرزمین و کشور نیکی که من - اهوره‌مزدا – آفریدم، جلگه «سُغد» بود.

پس آنگاه اهریمن همه تن مرگ بیامد و به پتیارگی، خْرَفْسْتْری به نام «سْکَیتْیَه» را بیافرید که مرگ در گله گاوان افگند» (اوستا، دوستخواه، ۱۳۸۵: ص ۶۶۰).

اما در فرگرد دوم نکاتی درباره گسترده شدن زمین توسط جم هورچهر گفته شده است که در تحلیل فرگرد یکم تأثیر می‌گذارد. طبیعتاً این گسترده شدن پس از آفرینش نخستین این سرزمین‌ها بوده است.

جایگاه ازلی برای سرزمین‌ها و مفهوم «مرکز جهان»

در متونی که جنبه دینی آن‌ها پررنگ است، اهمیت دینی سرزمین‌ها موضوعی مهم به شمار می‌آید. از این رو، بعید نیست سرزمین‌هایی که در دوران نگارش این بخش‌های وندیداد از نظر مزداپرستان اهمیت داشته‌اند، جایگاهی ازلی و اساطیری پیدا کرده باشند و جهان اولیه با حضور این سرزمین‌ها شکل گرفته باشد.

به نظر می‌آید در زمانی که نگارندگان، این اسطوره‌ها را درباره دوران نخستین روایت کرده‌اند، آیین مزدیسنا در این ۱۶ سرزمین راه یافته بوده یا آنان از طریق تبادلات با این سرزمین‌ها آشنایی داشته‌اند. این سرزمین‌ها یادآور مفهومی هستند که امروزه «جهان ایرانی» خوانده می‌شود.

جایگاه اساطیری برای یک سرزمین یا مجموعه‌ای از سرزمین‌ها، در میان اقوام و ملل دیگر نیز دیده می‌شود.

میرچا الیاده در بررسی اسطوره‌ها به مفهوم «نمادهای مرکز» اشاره می‌کند. او با بررسی اسطوره‌های اقوام و ملل گوناگون دریافته است که کوه مقدس، معبد، کاخ، حرم مقدس یا شهرها می‌توانند از شکوه و اعتبار «مرکز» بودن برخوردار باشند (الیاده، ۱۳۸۴: ص ۲۵).

در بخشی از اساطیر دینی زرتشتی نیز «ایران‌ویج» چنین شرایطی دارد. ایران‌ویج نخستین سرزمینی است که اهورامزدا آفریده و از آن به عنوان بهترین سرزمین یاد شده است.

حتی می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که بر اساس وندیداد، ایران‌ویج در مرکز جهان قرار داشته است، اما پس از تحولات بعدی و گسترده‌تر شدن زمین، این سرزمین، در نواحی آذربادگان (آذربایجان) جای گرفته است.

درباره ایران ویج بیشتر بخوانید:

ایران‌ویج کجا بوده و چه مفهومی داشته است؟

جغرافیای فرضی وندیداد پیش از گسترده شدن زمین

می‌توان جغرافیای ۱۶ سرزمین در فرگرد یکم وندیداد را بر اساس جغرافیایی متفاوت از جغرافیای امروزی بررسی کرد؛ تفاوتی که با توجه به فرگرد دوم وندیداد، نگارندگان به آن باور داشتند.

اما اینکه این جغرافیای اساطیری و ازلی چگونه بوده است، به‌صورت قطعی نمی‌توان گفت.

با این حال، با توجه به جایگاه والای ایران‌ویج، می‌توان تصور کرد که ایران‌ویج در مرکز قرار داشته و دیگر سرزمین‌ها حول محور آن بوده‌اند. سرزمینی که زادگاه زرتشت بوده و آیین او برای نخستین بار در همانجا ترویج شده است، طبیعی است که در روایت‌های اساطیری جایگاه مرکز جهان را در دوران ازلی پیدا کند.

نقشه زیر، نقشه‌ای فرضی از ۱۶ سرزمین در آغاز آفرینش و پیش از گسترده شدن زمین است.

نقشه فرضی جغرافیای اساطیری در روزگار نخستین بر اساس وندیداد
نقشه فرضی جغرافیای اساطیری در روزگار نخستین و پیش از گسترده تر شدن زمین (بر اساس وندیداد)

در این تصویر تلاش کرده‌ایم دنیای اساطیری پیش از گسترده شدن زمین توسط جم هورچهر را بازسازی کنیم.

این نقشه و این فرضیه، تا حدودی اشکالاتی را که درباره ترتیب سرزمین‌ها مطرح می‌شود، حل می‌کند؛ چرا که احتمال می‌رود ترتیب سرزمین‌ها در روزگار نخستین با ترتیب کنونی آن‌ها متفاوت بوده باشد.

چرا بعدها زمین گسترده‌تر شد؟

بر اساس اسطوره‌ای که در فرگرد دوم وندیداد نقل می‌شود، زرتشت از اهورامزدا می‌پرسد که چه کسی پیش از زرتشت با اهورامزدا همپرسگی کرده است؟ اهورامزدا پاسخ می‌دهد که جم هورچهر نخستین کسی از مردمان بود که با او همپرسگی کرد.

در ادامه، اهورامزدا از جم هورچهر (جمشید) درخواست می‌کند که دین اهورامزدا را تعلیم دهد، ولی جم پاسخ می‌دهد: «برای آموختن آن ساخته و آماده نیستم».

سپس اهورامزدا به او می‌گوید: اگر این را نمی‌پذیری، پس جهان مرا فراخی بخش و نگاهبان آن باش. آنگاه جم می‌پذیرد که نگاهبان جهان باشد و اهورامزدا به جم هورچهر دو ابزار می‌بخشد:

  1. «سووْرا»ی زرین
  2. «اَشْتْرا»ی زرنشان

بعدها جم هورچهر بوسیله همین ابزار جهان را گسترده‌تر می‌کند.

این موارد ذکر شد تا جنبه‌های دینی متن به‌خوبی مشخص شود. ولی بخشی که برای بحث ما اهمیت دارد، همان گسترده شدن زمین است.

پس از آنکه جم به‌خوبی از آفریده‌ها پاسبانی کرد، اهورامزدا به جم آگاهی داد که این زمین پر شده و دیگر آفریده‌ها جای زیست ندارند. آنگاه جم «به سوی نیمروز و به راه خورشید» فراز رفت و زمین را گسترده کرد.

درباره عبارت «به سوی نیمروز، به راه خورشید» تاکنون فرضیه‌های زیادی مطرح شده است (3). از جمله، آن را به مسیر مهاجرت قوم آریا مرتبط دانسته‌اند! ولی چنین برداشتی را نمی‌توان با قاطعیت پذیرفت، چرا که اساساً فرضیه مهاجرت قوم آریا چندان پذیرفته نیست (4).

در متنی که جنبه‌های اساطیری زیادی دارد، این اشاره‌ها می‌تواند به نوعی هم‌پیمانی میان خدای بزرگ، انسان و طبیعت اشاره داشته باشد؛ به‌طوری که گسترش زمین توسط انسان با خورشید و فرمان اهورامزدا پیوند دارد.

مراحل گسترده‌تر شدن زمین

بر اساس وندیداد، گسترده شدن زمین در سه مرحله رخ داده است که شرح هر سه مرحله شباهت بسیاری به یکدیگر دارد.

در ادامه، علاوه بر آنکه گزارش سه مرحله این گسترش را می‌آوریم، تلاش کرده‌ایم نقشه‌ای فرضی از تحولات در هر مرحله پدید آوریم تا درک بهتری از این روند حاصل شود.

مرحله ۱

مرحله یکم مربوط به سال ۳۰۰ فرمانروایی جم است. داستان بدین شرح نقل می‌شود:

«آنگاه به شهریاریِ جَم، سیصد زمستان بسر آمد و این زمین پر شد از رمه‌ها و ستوران و مردمان و سگان و پرندگان و آتشانِ سرخِ سوزان و رمه‌ها و ستوران و مردمان بر این [زمین] جای نیافتند.

پس من به جم هورچهر آگاهی دارم: ای جم هورچهر پسر ویَونگهان

این زمین پر شد و برهم آمد از رمه‌ها و ستوران و مردمان و سگان و پرندگان و آتشان سرخ سوزان و رمه ها و ستوران و مردمان، بر این [زمین] جای نیابند.

آنگاه جم به روشنی به سوی نیمروز به راه خورشید فراز رفت. او این زمین را به «سووْرا»ی زرین بر سفت و به «اَشْتْرا» بِشِفت و چنین گفت:

ای سپندارمذ!

به مهربانی فراز رو و بیش فراخ‌شو که رمه‌ها و ستوران و مردمان را برتابی.

پس جم این زمین را یک سوم بیش از آنچه پیشتر بود، فراخی بخشید و بدان جا رمه‌ها و ستوران و مردمان فراز رفتند، به خواست و کام خویش، چونان که کام هر کس بود» (اوستا، دوستخواه، ۱۳۸۵: صص ۶۶۶-۶۶۷).

می‌توان انتظار داشت که هر یک از سرزمین‌های ۱۶گانه در این مرحله بزرگ‌تر شده، جابه‌جا شده و فاصله میان آن‌ها بیشتر شده باشد.

نقشه فرضی مرحله یکم گسترده شدن زمین بر اساس فرگرد دوم وندیداد
نقشه فرضی مرحله یکم گسترده شدن زمین بر اساس فرگرد دوم وندیداد

مرحله ۲

مرحله دوم مربوط به سال ۶۰۰ فرمانروایی جم است. شرح داستان و واژه‌ها تا حد زیادی شبیه به مرحله یکم است. در اینجا فقط بخش هایی از آن را می‌آوریم و ادامه متن را که مشابه بخش پیشین است، تکرار نمی‌کنیم.

«آنگاه به شهریاریِ جَم، ششصد زمستان بسر آمد و این زمین پر شد از رمه‌ها و ستوران و مردمان و سگان و پرندگان و آتشانِ سرخِ سوزان و رمه‌ها و ستوران و مردمان بر این [زمین] جای نیافتند.

...

پس جم این زمین را دو سوم بیش از آنچه پیشتر بود، فراخی بخشید و بدان جا رمه‌ها و ستوران و مردمان فراز رفتند، به خواست و کام خویش، چونان که کام هر کس بود» (اوستا، دوستخواه، ۱۳۸۵: ص ۶۶۷-۶۶۸).

در این مرحله نیز می‌توان انتظار داشت که نسبت به مرحله یکم، هر یک از سرزمین‌های ۱۶گانه بزرگ‌تر شده، جابه‌جا شده و فاصله میان آن‌ها بیشتر شده باشد.

نقشه فرضی مرحله دوم گسترده شدن زمین بر اساس فرگرد دوم وندیداد
نقشه فرضی مرحله دوم گسترده شدن زمین بر اساس فرگرد دوم وندیداد

مرحله ۳

مرحله سوم مربوط به سال ۹۰۰ فرمانروایی جم است. باز هم شرح داستان و واژه‌ها شبیه به مراحل پیشین است:

«آنگاه به شهریاریِ جَم، نهصد زمستان بسر آمد و این زمین پر شد از رمه‌ها و ستوران و مردمان و سگان و پرندگان و آتشانِ سرخِ سوزان و رمه‌ها و ستوران و مردمان بر این [زمین] جای نیافتند

...

پس جم این زمین را سه سوم بیش از آنچه پیشتر بود، فراخی بخشید و بدان جا رمه‌ها و ستوران و مردمان فراز رفتند، به خواست و کام خویش، چونان که کام هر کس بود» (اوستا، دوستخواه، ۱۳۸۵: ص ۶۶۸-۶۶۹).

در اینجاست که می‌توان انتظار داشت جغرافیای جهان به شکل کنونی نزدیک شده باشد و سرزمین‌های نخستین در جایگاه شناخته‌شده خود قرار گرفته باشند.

پس از مرحله سوم گسترده شدن زمین و جغرافیایی مانند جغرافیای کنونی زمین
پس از مرحله سوم گسترده شدن زمین و جغرافیایی مانند جغرافیای کنونی زمین

شباهت به ساتراپ‌ها و سرزمین‌های دوران هخامنشی

در کتیبه‌های هخامنشی هم نام سرزمین‌هایی که در قلمروی هخامنشیان جای داشتند، آمده است. نام برخی از سرزمین‌ها کاملاً یادآور سرزمین‌هایی است که در وندیداد از آن‌ها یاد می‌شود. با این حال، به نظر می‌رسد نام برخی دیگر از این سرزمین‌ها در گذر زمان تغییر یافته است.

از این بابت، احتمال می‌رود ریشه اولیه فرگرد یکم وندیداد مربوط به پیش از دوران هخامنشی باشد.

از شباهت‌های آشکار می‌توان به سرزمین‌هایی مانند سغد، باختر، ری و ... اشاره کرد.

نام راگا (ری) در کتیبه‌های هخامنشی آمده است و همین نام، دوازدهمین سرزمینی است که بر اساس وندیداد، اهورامزدا آفریده است. همچنین نامی مانند هَرَه‌وَیتی در وندیداد، یادآور هَرَهُوَتیش در کتیبه‌های هخامنشی است.

نقشه جغرافیای اوستایی با توجه به ساتراپ‌ها و سرزمین‌های دوران هخامنشی
نقشه جغرافیای اوستایی با توجه به ساتراپ‌ها و سرزمین‌های دوران هخامنشی

سخن پایانی

جغرافیای ۱۶ سرزمین نخستین که در فرگرد یکم وندیداد از آن‌ها یاد شده است، باید با در نظر گرفتن سه مرحله گسترده‌تر شدن زمین توسط جم هورچهر در فرگرد دوم وندیداد تحلیل شود.

می‌توان انتظار داشت که در جهان‌بینی نگارندگان این بخش‌ها، جغرافیای ۱۶ سرزمین در آغاز آفرینش با شرایط کنونی متفاوت بوده است. با این حال، باور بر این بوده که سرزمین‌های کنونی بازمانده همان سرزمین‌های ازلی هستند و پس از آنکه زمین گسترش یافت، در جایگاه کنونی خود قرار گرفته‌اند.

در پژوهش‌های قرون اخیر، گاهی جای سرزمین‌های مشهوری مانند راگا (نواحی ری) و وَرِنَ (نواحی گیلان) را تغییر داده‌اند تا اشکالات مربوط به ترتیب سرزمین‌ها را حل کنند! ولی چنین کارهایی بیشتر ناشی از عدم توجه کافی به جنبه دینی و اساطیری متن و همچنین عدم توجه به تحولاتی است که نگارندگان این متن دینی به آن باور داشته‌اند.

بنابراین، نباید به ترتیب سرزمین‌ها بر اساس جغرافیای کنونی اصرار کنیم! بلکه بر اساس یک شیوه معقول در تاریخ‌پژوهی، باید نخست روند اساطیری شکل‌گیری جغرافیا را در نظر بگیریم و سپس به شباهت سرزمین‌های وندیداد با سرزمین‌های دوران هخامنشی توجه کنیم و بر اساس آنچه در متون باستان درباره جایگاه این سرزمین‌ها آمده است، به تحلیل آن‌ها بپردازیم.

با همه این موارد، تردیدی نیست که پژوهش تاریخی درباره متون باستانی که ریشه در سده‌های بسیار دور دارند، دشوار است و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که به نتیجه‌ای قطعی درباره همه سرزمین‌های نخستین رسیده است.

پانویس:

۱- با آنکه بیشتر بخش‌های وندیداد در مقایسه با دیگر بخش‌های اوستا از متون متأخر اوستایی محسوب می‌شوند، فرگردهای نخستین وضعیت متفاوتی دارند و از بخش‌های کهن آن به شمار می‌روند. جلیل دوستخواه در این‌باره می‌نویسد: «دو فرگرد نخستین و چهار فرگرد واپسین «وندیداد» سبک نگارش و محتوای متفاوت با دیگر فرگردها دارند و احتمالا بازمانده‌ای است از اساطیر کهن آریایی که نمی‌دانیم به چه علت با فرگردهای سوم تا هجدهم همراه و در یک مجموعه آمده است» (دوستخواه، ۱۳۸۵: ج ۲، ص ۶۵۵). به نظر نمی‌آید که این بخش‌ها با سروده‌های خود زرتشت ارتباط داشته باشند؛ بلکه به نظر می‌رسد پس از زرتشت، پیروان او این اسطوره‌ها را تدوین کرده‌اند و شاید این روایت‌ها تحت تأثیر اسطوره‌های پیش از زرتشت بوده باشند. با این حال به صورت قطعی نمی‌توان درباره این موارد نظر داد.

۲- در متون زرتشتی با بیش از یک الگوی جغرافیایی روبه‌رو هستیم؛ برای نمونه، سنت هفت‌کشوری، جهان را در قالب هفت کِشور و با خونیرث در مرکز آن ترسیم می‌کند. در حالی که فرگرد یکم وندیداد فهرستی از شانزده سرزمین را ارائه می‌دهد. روشن نیست که این دو الگو چگونه با یکدیگر ارتباط داشته‌اند و آیا شانزده سرزمین را می‌توان در چارچوب خونیرث جای داد یا نه؟! ازاین‌رو، بهتر است آنها را بازتاب سنت‌ها یا شاید باورهای متفاوت جغرافیایی در طیف‌های گوناگون مزداپرستان دانست.

۳- «به سوی نیمروز» توسط برخی به معنای حرکت از شمال به جنوب تفسیر شده است. از سوی دیگر، در ادامه تعبیر «به راه خورشید» نیز آمده است و مسیر طلوع و غروب خورشید را به ذهن می‌آورد. بنابراین، می‌توان در اینجا نشانه‌ای از چهار جهت جغرافیایی دید.

۴- اینکه آریایی را یک قوم مهاجر به فلات ایران بدانیم چندان با پژوهش‌های ژنتیکی و منابع تاریخی سازگار نیست بلکه می‌توان گفت واژه «آریا» به‌تدریج نام هویت باستانی در جهان ایرانی شد. از متون باستانی ایرانی بومی بودن آریایی‌ها برداشت می‌شود. هرچند احتمال دارد جمعیت‌های فراوانی در هزاره‌های پیش از میلاد جابه‌جا شده باشند (ن.ک: آریایی، قومی مهاجر یا نام هویتی باستانی).

 

کتاب‌نامه:

- الیاده، میرچا (۱۳۸۴). اسطوره بازگشت جاودانه. ترجمه بهمن سرکاراتی. تهران: طهوری.

- دوستخواه، جلیل (۱۳۸۵). اوستا، کهن ترین سرودهای ایرانیان. تهران: مروارید

دیدگاه شما:



تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
بررسی دگرگونی‌های جغرافیای اوستایی بر اساس وندیداد
خِرَدگان