در برخی روایتها که اکثرا متأخر هستند، تورانیان با ترکها یکسان دانسته شدهاند؛ اما این برداشت با منابع باستانی کهنتر سازگار نیست. به نظر میرسد در دورههای بعد، خاطره جنگهای اقوام ایرانیزبان با درگیریهای ایران و ترکها، بهویژه در دوره ساسانی، درهم آمیخته شده است. بر پایه نامها و شواهد اوستایی، تورانیان را میتوان از اقوام ایرانیزبان دانست و نام «توران» نیز ریشهای ایرانی دارد.
در داستانهای حماسی و اسطورهای ایران، فرزندان تور، بر منطقهای فرمان میراندند که «توران» نام گرفته بود؛ تور فرزند فریدون بود.
در این داستانها، گاهی تورانیان «ترک» هم خوانده شدهاند؛ یعنی میتوان نتیجه گرفت که در دورهای این پندار پیش آمده بود که دستکم بخشی از ترکها به تور و فریدون مرتبط بودند و همتبار با ایرانیان و بخشی از جهان ایرانی به شمار میآمدند.
موضوع اساسی و مهمی که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که همه سرزمینهای ایرانی در ابتدا در اختیار پادشاهان ایرانزمین، همانند جمشید و فریدون، قرار داشته است.
توران یک کشور مقطعی بود که در تقسیمبندیهای فریدون به وجود آمد و فرمانروایی آن به تور، فرزند فریدون، واگذار شد. فریدون به دلیل آنکه تور و سلم، برادر دیگر خود یعنی ایرج را کشتند، از تصمیم خود برای تقسیمبندی صرفنظر کرد و جنگهای طولانی میان فرزندان تور و دیگر ایرانیان پیش آمد.
ولی در دورهای که تاریخپژوهی نوین شکل گرفت، مشخص شد که واژه «ترک» ریشه در اقوام دوردست شرق دارد. مهمترین منابع درباره روزگار نخستین شکلگیری هویت تُرکها (تورکها)، رویدادنامههای امپراتوران چین است و هویت آنها نخستین بار از آمیختگی چند گروه، از جمله قبایل «آشینا»، در حوالی مغولستان و چین پدید آمد.
پس آنطور که تورانیان در داستانها به ترکها ربط داده شدند، درست نیست و میتوان آن را حاصل آمیختگی تاریخ و درک مردمان دورههای جدیدتر از ریشههای باستانی دانست.
به طوری که احتمالاً جنگهای باستانی اقوام ایرانیزبان با جنگهای ایرانیان و ترکها در دورههایی مانند دوران ساسانیان آمیخته شده است.
گروههای پانترک از این آمیختگی سوءاستفاده کردند و حتی به دنبال ساختن ریشه ترکی برای واژه «توران» هستند.
ریشه نام توران
توماشک معتقد بود که این نام احتمالاً از اصطلاح ایرانی تورا (tura) به معنای «سرزمین متخاصم و غیرایرانی» گرفته شده است (ن.ک: ṬURĀN - Encyclopaedia Iranica).
بر اساس گفتههای اعتمادالسلطنه، توران مشتق از «تور» (tur) است و تور به زبان سانسکریت به معنی شتاب است و از این ماده است توتورا (tutura) و توترا (tutora) به معنی شتاب کردن، و تورا (tuura) به معنی شتابندهتر، و توراگا (turaga) به معنی تند و اسب تند، و توراژن یا توراگن (turagin) به معنی سوار یا آزاد، و توراییگاما (turaygama) به معنی اسب یا سوار یا آزاد، و تورانا (turana) به معنی شتاب، و در لغت زندی، تویریا (tuirya) صفت است از تورا (tura)، یعنی جنس تورانی. و مخفی نماند که لفظ توران، چنانکه ذکر شد، ابتدا سانسکریت بوده، بعد زندی آن را قدری تحریف کرده و داخل در لغات خود نموده است. و برخی گفتهاند توران از تورا (tura) میباشد و این لغت زندی است و معنی آن شتاب و تند رفتن سوار است (اعتمادالسلطنه، ۱۳۷۱: صفحه ۱۰۴–۱۰۶).
در لغت نامه دهخدا درباره واژه توران اینچنین آمده است
منسوب به تور ..... چو این ملک را فریدون به پسر بزرگتر خود تور داد توران منسوب شد .... در پهلوی توران مرکب از تور + آن ( مکان ) ... از اوستا و کتب دینی پهلوی و داستان های ملی و اقوال مورخین قدیم بر میاید که ایرانیان و تورانیان از یک نژاد بوده (دهخدا، ۱۳۷۷: ص ۷۱۱۸).
عنایتالله رضا در چندین کتاب و مقاله به این موضوع پرداخته است و اینچنین نوشته است:
شباهت نامهای «تور» و «تورک» سبب شد كه برخی نام توران و تركان را یكی بدانند؛ حال آنكه رابطهای میان این دو نام وجود ندارد.
واژۀ «تور» به معنای دلیر و پهلوان است. تور در زبان سنسكریت نیز به همین معناست. این واژه كه به صورت صفت در اوستا آمده، با همین معانی به قوم تورانی (توئیریه) اطلاق شده است. بعدها از این نام دیوانه و وحشی اراده كردهاند، چنان كه در زبانهای كردی و گیلكی به همین معنا و مترادف واژۀ دیوانه آمده است. در فرهنگ گیلكی این واژه با ملایمت بیشتری معنا شده، و به صورت «كم خرد و شیرین عقل» آمده است. پسوند (ان) همراه با نام تور به دو معنا آمده است كه در یكی نام سرزمین را با نام قوم مربوط میسازد، چون توران، ایران، گیلان (گِلان)، و دیگری نشانۀ تعلق به قوم است، چون توران به معنای تورها، كردان = كردها، تركان = تركها، گیلكان = گیلكها و جز آنها (ن.ک: پان تورانیسم).
زبان و نژاد تورانیان
گرچه امروزه پژوهشهای ژنتیکی درباره تبار و نژاد از اعتبار بیشتری برخوردارند و برای روشن شدن تبار اقوام، باید پژوهشهای ژنتیکی مفصلی انجام شود، اما با توجه به منابع تاریخی و دیدگاه پژوهشگران درمییابیم که تورانیان با ترکها یکسان نبودهاند.
برخلاف منابع متأخر که در آنها تورانیان و ترکها با یکدیگر آمیخته شدهاند، با مراجعه به منابع باستانیِ کهنتر، نمیتوان یکسان بودن ترکها و تورانیان را مشاهده کرد.
درباره توران با توجه به نامها و نوشتههای اوستا میتوان گفت که تورانیان، از اقوام ایرانیزبان بودهاند. حتی فروهرِ نیکان مردم منطقه توران در اوستا ستایش شده است:
فَرَوَشیهای اَشَوَن مردانِ سرزمینهای ایرانی را میستاییم.
فَرَوَشیهای اَشَوَن زنانِ سرزمینهای ایرانی را میستاییم.
فَرَوَشیهای اَشَوَن مردانِ سرزمینهای تورانی را میستاییم.
فَرَوَشیهای اَشَوَن زنانِ سرزمینهای تورانی را میستاییم.
فَرَوَشیهای اَشَوَن مردانِ سرزمینهای سَیریمَ را میستاییم.
فَرَوَشیهای اَشَوَن زنانِ سرزمینهای سیریم را میستاییم.
این در حالی است که میان نامهای تورانی با نامهای ترکی و چینی هیچ شباهتی نیست (رضا، ۱۳۷۴: ص ۶۰).
بارتولد با توجه به ذکر نام توران در اوستا مینویسد که تورانیان شاخهای از آریاییان بودند و از سده ششم میلادی که ترکان به آسیای میانه راه یافتند شباهت این دو نام سبب شد که بعضی نام توران را با نام ترکان یکی بدانند. حال آنکه رابطهای میان این دو نام موجود نبود (رضا، ۱۳۷۴: ص ۶۷) (1).
مارکوارت تورانیان را مردمی ایرانینژاد دانسته که چادر نشین و بیابان گرد بودند و همواره به ایرانیان دستبرد میزنند و به غارت و یغما میبرند (رضا، ۱۳۷۴: ص ۶۴) (2).
ای. م. دیاکونوف اقوام تور را سکایی و سرزمین آنها را ایران شرقی نامید (رضا، ۱۳۷۴: ص ۶۲).
درباره زبان سکاها هم تردیدی نیست که ایرانی زبان بودند. نزدیکی زبانی آنان با زبان پارسها را میتوان در نام بسیاری از افراد نیز مشاهده کرد؛ نامهایی که ریشه «آریا» در آنها دیده میشود، مانند نامهای هخامنشیِ آریامنه و آریوبرزن و نامهای سکاییِ آریاپیت و اریافرن و…
البته موضوع هویت و اینکه هر یک از این اقوام خود را با چه نام و هویتی میشناختند، نیازمند بررسی بیشتری است. میدانیم که در دوران باستان، اقوام گوناگونی خود را سکایی میدانستند. همچنین بر اساس کتیبههای هخامنشی، داریوش بزرگ خود را «آریایی» معرفی کرده است و اقوامی مانند پارسها، پارتها و مادها نیز از نظر هویتی خود را آریایی میدانستند.
یکی از تفاوتهای مهم سکاها با ایرانیانی مانند پارسها و مادها این بود که آیین زرتشت به سرزمین آنان راه نیافت (ن.ک: آبایف و رضا، ۱۳۵۶: ص. ۲۳۹). گومیلف ایرانیان و تورانیان را اقوام آریایی دانسته است كه از دیدگاه قومی و نژادی به یكدیگر نزدیک بودند، ولی آنچه آنان را از یكدیگر جدا میكرد، نه تفاوت قومی بود و نه زبان، بلكه تنها دین عامل افتراق و جدایی آنان به شمار میرفت (ن.ک: پان تورانیسم).
احتمالا به دلایل مذهبی، سیاسی و... از نظر هویتی میان اقوامی که خود را ایرانی میدانستند و اقوامی که خود را سکایی میخواندند، فاصلهای زیاد شکل گرفت.
این موضوع یادآور جنگ ایرانیان و تورانیان در داستانهای مربوط به ارجاسپ و گشتاسپ در شاهنامه است. گشتاسپ آیین زرتشت را پذیرفت و ارجاسپ با این استدلال که گشتاسپ آیین کهن را رها کرده است، به ایران حمله کرد.
آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که تورانیان در منابع کهنتر ربطی به ترکان نداشتند و به نظر میرسد روایات اقوام ایرانیزبان با ترکانی که بعدها گسترده شدند، آمیخته شده است.
پانویس:
۱- استناد عنایت الله رضا به: Bartold .v .v sochinenija T 2 chast 1 izd-vo Vostochnoi literatury Mosk va. 1963 . str 661
۲- استناد عنایت الله رضا به: Marquart Josef, Untersuchungen zun Geschichte von Eran. Heft 2, Lepzig 1905
کتابنامه:
- آبایف، و . ای؛ رضا، عنایت الله (1356). «شرحی درپیرامون واژه شناسی نام های خاص ایرانی». مجله برسیهای تاریخی، شماره ۷۱.
- اعتمادالسلطنه، محمد حسن خان (۱۳۷۱). تاریخ اشکانیان، دُرَرالتیجان فی تاریخ بنی الاشکان. به کوشش نعمت احمدی. انتشارات اطلس.