سومر
از آنجا که انگارهی نیا-فُراتی چندیست بر هندواروپایی بودن آن مردمان نیرو گرفته، ازین رو وامواژگان بسیاری از کهنترین زبان میانرودان [=بینالنهرین] پیگیری شده است که در زبان نیا-هندواروپایی ریشهیابی شدهاند. مردمان نیافُراتی مردمانی هستند که پیش از آمدن سومریها و سپس سامیها، در میانرودان زندگی میکردند و شهرگان [=تمدن] درخشانی داشتهاند که به ۹ هزارسال پیش میرسد.
نخست باید دانست که واژهی تانری در زبان ترکی اصلا آلتایی نیست، بلکه از زبان کهن ینیسی وام گرفته شده است. واژهی دینگیر در سومری نیز به راستی دیمیر میباشد
استوانه کوروش بزرگ برخلاف ادعای برخی افراد، صرفا یک متن تاریخی مشابه دیگر استوانههای پادشاهان باستان نیست. مقایسه محتوای آن با کتیبههای نبونئید، آشوربانیپال، سناخریب و شلمنصر نشان میدهد که بسیاری از کتیبههای شاهان باستان از جنگ، ویرانی و غارت سخن میگویند، در حالی که استوانه کوروش بر احترام به معابد، بازسازی شهرها و رفتار مسالمتآمیز با مردم مغلوب تأکید دارد.
گیلگَمِش، فرزند لوگَلبَندَه، برای دستیابی به راز جاودانگی بار دیگر رو به خاور و به سوی «سرزمین زندگی» و جنگلهای پر درخت اِرین میگذرد. در آن پهنه، هومبابا (Humbaba) در سرزمین پر جنگل ارین فرمانروایی میکند. حماسه «گیلگَمِش و سرزمین زندگان» بسیاری از جزئیات افسانه ایرانیان درباره اَژیدَهاک (ضحاک) و جَم[شید] را باز میتاباند.




