جعفر پیشه وری
دکتر مصدق از معترضین اصلی عدم خروج قوای ارتش سرخ شوروی از ایران و همچنین از مخالفین سر سخت طرحهای تجزیهطلبانه مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی بود. مصدق میگفت بیگانگان نغمههایی برای ما ساز کردهاند که موجودیت و تمامیت و همچین آیندهی ما را تهدید میکند و ما را به طرف تجزیه و جنگهای داخلی و برادر کشی سوق میدهند.
هنوز بعد گذشت سالها مواردی را میشنویم که ریشه در اظهارات فرقهی پیشه وری دارد. این موارد که معمولا بدون پشتوانه و منبع گفته میشوند، به دنبال دشمن معرفی کردن مادها و پارسها در ایران باستان هستند، در صورتی که منابع نشان از اتحاد این اقوام ایرانی با یکدیگر دارند. فریدون ابراهیمی دادستان کل آن فرقه مقالهای دارد با عنوان «آذربایجان صحبت میکند»… آنقدر تعصب قوم و نژادی در این نویسنده آشکار است که اتحاد اقوام ایرانی را نادیده گرفته است و بیشتر بر اساس ذهنیت خود تاریخ نگاری کرده است …
در قرون معاصر برخی با تحریف منابع تلاش کردند کوروش را بدنام کنند که البته موفق نبودند. در بررسی ریشههای این کوروشستیزیها نقش شوروی سابق و گروههای داخل ایران که وابسته به شوروی بودند بسیار پررنگ است. سردمداران شوروی از تاریخ باستانی ایران و کوروش بزرگ متنفر بودند و دستگاه تبلیغاتی گستردهای برای تخریب تاریخ باستانی ایران توسط رفقای خود در داخل ایران راه انداختند.
یکی از اشتباهات تاریخی که توسط نویسندگان جهت دار دائما نوشته میشود این است که دکتر مصدق به رد اعتبارنامه پیشه وری خائن اعتراض کرده و از وی حمایت کرده است. در صورتی که با نگاه دقیق تر به آن موضوع متوجه میشویم که دکتر مصدق به رد اعتبارنامه رحیم خوئی معترض شده و ربطی به پیشهوری نداشته است.




