مسیحیت
روایت قدیمی که رابطه زرتشتیان و مسیحیان را صرفاً به صورت «آزار زرتشتیان علیه مسیحیان» توضیح میدهد، برای فهم واقعیت تاریخی کافی نیست. مسیحیان در بسیاری از دورهها در ساختار اجتماعی و سیاسی ایران ساسانی ادغام شده بودند. به مرور دو سنت اصلی مسیحی به وجود آمد یکی کلیسای شرق در قلمرو ایران و دیگری کلیسای امپراتوری بیزانس (روم شرقی). تاریخ مسیحیت در ایران ساسانی را باید تاریخِ همزیستی، رقابت، سازگاری و البته در برخی دورهها همراه با خشونت علیه آنها دانست.
برخی از مسیحیان انجیلی و همچنین صهیونیستهای مسیحی صراحتا بیان کردند که جنگ ایران و اسرائیل مرتبط با پیشگویی حزقیال است. از طرفی برخی از آنها معتقدند ایران در آخرالزمان به شکوه تمدنی باز میگردد. هم متون پیشگویانه و هم برداشتهایی که امروز از آنها میشود، نشان دهنده دانش اندک درباره تمدنهای باستانی است. نمیتوان پس از چند هزار سال، خوابها را با وقایع امروز تطبیق داد! بنابراین چنین نتیجه گیریهایی بیشتر شبیه به خرافات است.
در شاهنامه داستان اسکندر آمده است که یادآور نسخه سریانی رمانس اسکندر میباشد. ولی با داستانهای ایرانی آمیخته شده است، به طوری که اسکندر پسر داراب پادشاه کیانی است!! میدانیم که مسیحیان در ایران دوران ساسانیان، جامعهای پویا بودند. بعید نیست که برخی از مسیحیان ایرانی به نسخه سریانی رمانس اسکندر هم توجه نشان داده باشند. به مرور این داستان در فضای مسیحی-ایرانی با تغییراتی همراه بوده است.
شهرت شهر گندیشاپور در دوران باستان به دلیل فعالیتهای گسترده دانشمندان به ویژه در حوزههای پزشکی و اخترشناسی بوده است. با این حال مانند همیشه جریان ایرانستیز دروغهایی درباره این نهاد باستانی گسترش داده است که دروغین و تحریفی هستند. واقعیت آنکه مدعیان منبع معتبری ارائه نمیدهند و گفتههای آنها با یکدیگر تناقض دارند.
برخی ادعا میکنند دانشگاه گندیشاپور را پناهندگان سیاسی که از روم مهاجرت کردند برای ایرانیان ساختهاند! البته این ادعا هیچ سند و منبع دقیق ندارد. این در حالی است که در دوران رونق گندیشاپور یعنی دوران پادشاهی خسرو انوشیروان، پیشوای پزشکان نه یک مسیحی بود و نه یک رومی بلکه یک فرد ایرانی و زرتشتی به نام برزویه بود.
با بررسی منابع باستانی در مییابیم که احتمالا پیوند کوروش و بهمن، ریشه در روایات آمیخته شده با کوروش یکم (پدربزرگ کوروش بزرگ) دارد. در این روایات بهمن اردشیر جای هووخشتره (پادشاه ماد) را گرفته و کورش سردار بهمن اردشیر، یادآور کوروش یکم میباشد. در کوروپدیای گزنفون گفته میشود که کوروش بزرگ در ابتدا به عنوان سردار هووخشتره دوم با دشمنان جنگید. اما بر اساس دیگر منابع از جمله کتیبههای باستانی در مییابیم که این روایت اشتباه است.



