رضا شاه
توجه به تشکیل ارتش متحدالشکل ایران به نوعی با قدرتگیری رضا خان (رضا شاه بعدی) همراه است، بسیاری از مردم عادی در پایان عصر قاجار آرزومند برقراری امنیت در کشور بودند و از سوی دیگر مشروطخواهان روشنفکر نیز در کنار اعتقاد به دموکراسی به دنبال نیرویی مقتدر بودند تا مملکت را از این هرج و مرج رها سازد.
پس از پایان یافتن مسئله کردهای آرارات، ترکیه حاضر به تخلیه نقطه مذکور نشد! با وجود دوراندیشیها، توصیهها و هشدارهای برخی از دلسوزان در قضیه معاوضه دامنه شرقی کوه آرارات کوچک به مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی ایران، سرانجام بنا به نظر رضاشاه آرارات کوچک به دولت ترکیه واگذار شد در مقابل دولت ترکیه از ادعای خویش بر ناحیه قطور که اصولا براساس پروتکل ۱۹۱۳ به ایران واگذار شده بود، منصرف گردید.
پس از تلاشهایی که از دوران امیرکبیر شروع شده بود نهایتا به دستور دولت دکتر مصدق شرکت شیلات، ملی اعلام گردید و روز ۱۲ بهمن مأمورانی برای اداره امور شرکت شیلات گمارده شدند. این اقدام با مخالفت شدید حزب توده همراه بود و این حزب به دفاع از دولت شوروی پرداخت. آنها در روزنامههای خود نوشتند: «دفاع از اتحاد شوروی، دفاع از صلح، آزادی و استقلال ملی»!!
کارشناسان سیمان ری که در دانشگاهی تحصیل کرده بودند که رضا شاه ساخته بود، در تخریب مقبره رضا شاه را نقش داشتند! خلخالی در خاطرات خود نوشته است: «شاید شما ندانید این مقبره را تا چه حد محکم ساخته بودند. ما آن را مثقال مثقال میکندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل تخریب عادی، بدان کارگر نبود. سر انجام ما مجبور شدیم که با دینامیت، مقبره را به تدریج خراب کنیم».




