منیژه گنجوی (مهستی گنجوی) نخستین بانوی رباعیسُرای شناخته شده ایران زمین است. او تنها یک شاعرِ دلبرانه نبود، ونکه آوای بانویی آگاه و پیشرو در روزگار خویش به شمار میرفت. مهستی را پایهگذار اَندیشگاه شهرِ آشوب در پیکرِ رباعی میدانند؛ چرا که با ویژهگویی پیشهها و پیشهوران گوناگون، نگارهای زنده از جامعهی روزگار خویش نگاشته است.
منیژه گنجوی که با فَرنامِ(=لقب) ادبی مهستی (به چِمِ ماهبانو یا بانوی بزرگ) شناخته میشود، نخستین بانوی رباعیسُرای شناخته شده ایران زمین است. او در سدههای پنجم و ششم هجری قمری در شهر گنجهی آذربایجان، چشم به جهان گشود و بیشتر زندگی خود را در همان کوی (=منطقه) سپری کرد.
در گفتارِ فَرنامِ او بازگُفتی سرشناس هَستومند است که میگویند سلطان سنجر سلجوقی، پس از شنیدن سُرودههایش، او را «مهستی» خواند و این لقب ماندگار شد. مهستی گنجوی از چنان جایگاهی در ادبیات پارسی برخوردار است که بسیاری از پژوهشگران، او را پس از عمر خیام نیشابوری، برجستهترین رباعیسُرای ایرانی میدانند.
رباعیات این سُراینده بلندآوازه، نمودهایی از گفتارِ دلدادِگانه، همگانی، یکدل و سرشار از حس زندگی هستند. او در سُردههای خود، به انسان فراخوانِ شادی و خوشی میدهد. همچنین مهستی را پایهگذار اَندیشگاه (=مکتب) شهرِ آشوب در پیکرِ رباعی میدانند؛ چرا که با ویژهگویی پیشهها و پیشهوران گوناگون، نگارهای زنده از جامعهی روزگار خویش نگاشته است.
از دیدگاه ماندگاری سُرودههایش، دیوان مستقلی از مهستی در دست نداریم و اشعارش بیشتر در تذکرهها و جنگهای کهن مانند نزهةالمجالس پراکنده شده است. خوشبختانه نزدیک به 300 رباعی از او به جا مانده که گنجینههای ارجمندی از شیوه و اندیشهی این بانوی سُراینده را نمایان میسازد.
بخشِ چشمگیری از این رباعیات که پیرامونِ 110 پاره است به مناظرات دلدادِگانه او با همسرش، امیر احمد، اختصاص دارد. این مناظرات نه تنها از دلدادگی و زندگی زناشوییِ آن دو بازگو میکند، وانکه آیینهایی از فرهنگ و زبان مردمی در دورهی سلجوقی است. زین رو، مهستی گنجوی نه یک شاعرِ تنها دلبرانه، که آوای بانویی آگاه، همگانی و پیشرو در روزگار خویش به شمار میرود.
بُنِ خان:
[ 1 ] : کتاب دیوان مهستی گنجوی، نوشتهی طاهری شهاب، چاپ سوم 1347
[ 2 ] : نزهةالمجالس ، نوشتهی جمال الدین خلیل شروانی ، با تصحیحِ محمدامین ریاحی، چاپ سال 1375