بر اساس داستانها درفش کاویانی در آغاز از چرم ساده پیشبند آهنگری پدید آمد و در گذر زمان، طی مراحلی به باشکوهترین و گرانبهاترین درفش ایران و شاید جهان تبدیل شد. در تاریخ جهان، کمتر درفشی را میتوان سراغ گرفت که شاهان، نسل پس از نسل، با افزودن گوهرهای گرانبها بر ارزش و شکوه آن افزوده باشند.
منابع تاریخی از درفش کاویانی به عنوان گرانبهاترین و ارزشمندترین درفش تاریخ ایران یاد کردهاند؛ درفشی که با پوست پلنگ، دیبا، زر، گوهر و جواهرات آراسته شده بود و نماد شکوه شاهنشاهی باستانی ایران بود.
اما داستانهای ایرانی، که ساسانیان نیز خاستگاه درفش کاویانی را بر پایه آن میشناختند، روایت میکنند که این درفش در آغاز از چرم ساده پیشبند آهنگری پدید آمد و در گذر زمان، طی مراحلی به باشکوهترین و گرانبهاترین درفش ایران و شاید جهان تبدیل شد.
در تاریخ جهان، کمتر درفشی را میتوان سراغ گرفت که همانند درفش کاویانی چنین جایگاهی یافته باشد و بر اساس داستانها شاهان، نسل پس از نسل، با افزودن گوهرهای گرانبها بر ارزش و شکوه آن افزوده باشند.
دگرگونی درفش کاویانی در داستانهای ایرانی را میتوان در سه مرحله دنبال کرد که در ادامه به آن اشاره میکنیم.
۱- چرم ساده کاوه آهنگر
کاوه آهنگر پیش بند چرمی خود را بر سر نیزه کرد
نخستین شکل درفش کاویانی، همان پیشبند چرمی کاوه آهنگر بود. هنگامی که کاوه برای دادخواهی در برابر ضحاک برخاست، پیشبند خود را بر سر نیزه کرد و آن را به نشانه قیام و آزادیخواهی برافراشت. فردوسی این صحنه را چنین توصیف میکند:
از آن چرم کاهنگران پشتِ پای
بپوشند هنگام زخمِ درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همانگه ز بازار برخاست گرد
در این مرحله، ارزش درفش نه به زر و گوهر، بلکه به پیام آن بود؛ نمادی از مبارزه مردم با ستمگر.
۲- آراستن چرم به اختر به فرمان فریدون
فریدون به چرم کاوه آهنگر اختر افزود و با دیبا و گوهر آن را آراست. کاوه آهنگر، فریدون و فرانک (مادر فریدون) از تاثیرگذارترین شخصیتها در مبارزه علیه ضحاک بودند.
پس از پیوستن کاوه آهنگر و همراهانش به فریدون، پیشبند کاوه گرامی داشته شد. فریدون با افزودن نقش اختر، پوشاندن آن با دیبای رومی و آراستن آن به زر و گوهر، این پرچم مردمی را ارج نهاد. فردوسی درباره این دگرگونی میگوید:
چُن آن پوست بر نیزه بر دید کَی
به نیکی یکی اختر افکند پَی
بیاراست آن را به دیبای روم
ز گوهر برو پیکر و زرّ و بوم
بزد بر سر خویش چون گِرد ماه
یکی فال فرخ، پَی افگند شاه
فروهشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همی خواندش کاویانی درفش
از آن پس، این درفش به نماد فرّه ایزدی، پیروزی و خیزش مردمی و کشور ایران بدل شد. فریدون فرخ آن را «کاویانی درفش» خواند ولی با نامهایی مانند «درفش فریدون» و «درفش بنفش» هم شناخته میشد.
۳- آویختن گوهر توسط شاهان در طول سالها
بر پایه منابع، شکوه درفش کاویانی در طول نسلها پیوسته افزایش یافت. هر یک از شاهان ایران برای بزرگداشت این درفش، گوهر یا زیوری تازه بر آن میآویخت تا ارزش مادی و معنوی آن بیشتر شود (ن.ک: بلعمی، ۱۳۵۳، ج ۱، ص ۱۴۸).
درفش کاویانی همراه با زر و گوهر فراوان؛ هر پادشاهی گوهر به درفش کاویانی میافزود.
درفش کاویانی در تاریخ ایران
جدا از ریشه های اساطیری درفش کاویانی باید گفت که این درفش در تاریخ ایران هم جایگاه قابل توجه داشته است.
از دوران هخامنشیان ردپای درفشی یادآور درفش کاویانی در آثار دیده میشود. پس از هخامنشیان در سکه حاکمان محلی پارس (فرترکهها) درفشی دیده میشود که شباهت آشکاری به داستانهای شاهنامه درباره درفش کاویانی دارد. این احتمال وجود دارد که درفشی از دوران هخامنشیان به دست حاکمان محلی پارس رسیده بود و برای آنها افتخاری بزرگ بود که محافظ درفش باستانی هخامنشیان بودند (1).
این در حالی است که در شهر سوخته و شوش آثاری بسیار شبیه به اختر کاویان به چشم میخورد. البته نمیتوان از این نشانها با عنوان درفش کاویانی یاد کرد بلکه میتوان گفت که هنر تمدنهای باستانی در شکل گیری درفش کاویانی تاثیرگذار بوده است.
تاریخنگاران درباره جایگاه قابل توجه درفش کاویانی در دوران اشکانیان و به ویژه ساسانیان نوشتهاند.
آن چه از منابع پسا باستانی میتوان فهمید این است که درفش کاویانی در روزگار ساسانی گنجینهای میهنی و نماد هویت ایران به شمار میرفت. ارزش این درفش نه فقط به گوهرهای فراوان آن، بلکه به اساطیری بازمیگشت که از قیام کاوه آغاز شده و طی قرنها با افتخارات شاهان ایران درآمیخته بود.