جشن تیرگان یکی از کهنترین آیینهای ایرانی است که با بارانخواهی، آبپاشان، گرامیداشت آرش کمانگیر، بستن دستبند «تیر و باد» و ... شناخته میشود. این جشن پیوندی عمیق میان ایزد تیر، بارش باران، فداکاری آرش و آیینهای مردمی برقرار کرده و بازتابی از باورهای اساطیری و سنتهای دیرپای ایرانیان از روزگار باستان تا امروز است.
سیزدهمین روز از هر ماه «تیر روز» نام دارد و وقتی تیر روز از تیر ماه فرا رسد یکی از مهمترین جشنهای باستانی ایران فرا میرسد؛ جشن تیرگان. معمولا برای چنین جشنهای بزرگ باستانی چندین مفهوم و آیین وجود داشته است که در ادامه به برخی آیینهای مربوط به تیرگان نگاهی میاندازیم.
تیر، یکی از ایزدان در دین زرتشتی است که معولا آن را موکل بر باران میدانند و از این رو از همکاران امشاسپند خورداد است و در یک یشت به نام تیر یشت نیز در اوستا دارد. در برابر این ایزد، دیو خشکسالی، «اَپوش» قرار دارد (هینلز، ۱۳۸۷: صص ۳۶-۳۷). در تیر یشت پس از یک توصیف اساطیری و زیبا از چرخه آب که به وسیله نیرویی ایزدی یعنی تیر میانجامد میگوید:
پس آنگاه، مِهِ پاکِ پدیدآورنده ابر به جنبش در آید. باد نیمروزی وزیدن آغازد و مِه را به پیش به راهی که هوم شادی بخش گیتی افزای از آن میگذرد براند. پس بادِ چالاک مزدا آفریده، باران و ابر و تگرگ را به کشتزارها و خانمانهای هفت کشور برساند» (اوستا، دوستخواه، ۱۳۸۷: ص ۳۳۷؛ یشتها، تیر یشت، کرده ششم، بند ۳۳).
آیین آبپاشان
ماه تیر گرمترین و خشکترین ماه سال در ایران است و اتفاقا آیین باران خواهی ایرانیان باستان در جشن تیرگان نیز در این ماه انجام شده است همراه با مراسمی که به نام آبریزگان یا آب پاشان معروف است و امروزه نیز میان برخی اقوام ایرانی همچنان رایج است.
گردیزی دلیل مردم اصفهان برای آبپاشان را به ماجرای یک خشکسالی در روزگار شاهنشاهی پیروز ساسانی نسبت میدهد که پیروز در این روز به آتشکده آذرفرنبغ میرود و از خداوند تقاضای باران میکند و به درویشان یاری میرساند تا این که در این روز خشکسالی به پایان میرسد و باران می بارد… (گردیزی، ۱۳۶۳: ص ۵۱۸ و ۵۲۶).
اما بیرونی و گردیزی داستان اصل و ریشه برگزاری آیین آبریزگان در تیرگان را این گونه توضیح میدهند:
چون کیخسرو از جنگ با افراسیاب برگشت در این روز به ناحیه ساوه عبور نمود و به کوهی که به ساوه مشرف است بالا رفت و تنها خود او بدون هیچ یک از لشکریان به چشمه ای وارد شد. وی در آن جا از هوش رفت ولی این کار با رسیدن بیژن پسر گودرز مصادف شد و قدری از آب چشمه به روی کیخسرو ریخت… و از آن زمان رسم آب پاشیدن به هم یادگار ماند.
به هر روی با توجه به ایزد تیر و ارتباط این جشن با او، باران و باران خواهی میتواند یکی از مهمترین بنیانهای این جشن و البته، آیین آبریزگان باشد.
گرامیداشت آرش کمانگیر
این روزها یکی از مهمترین آیینهای جشن تیرگان، بزرگداشت آرش کمانگیر، پهلوان نامدار ایرانی، است. بر پایه روایتهای کهن، آرش با پرتاب تیر خود مرز ایران و توران را تعیین کرد و جانش را در راه پاسداری از ایران فدا ساخت. ماجرایی که آن هم در نهایت به بارش باران پایان مییابد.
ابوریحان بیرون در بخش مربوط به جشن تیرگان داستان آرش را آورده است و از همین رو، یاد و نام آرش با جشن تیرگان پیوند یافته است و این جشن، افزون بر گرامیداشت ایزد تیر و باران، یادآور فداکاری، میهندوستی و ازخودگذشتگی آرش نیز به شمار میآید.
معمولا این داستان دارای شش مرحله است که رنگ و بوی جشن تیرگان نیز در آن جاری است:
۱- تاختن افراسیاب به ایران و آمدن خشکسالی
۲- آگاهی دادن به منوچهر (یا زَو) در مورد چگونگی پرتاب با پیام ایزدی (سپندارمذ)
۳- پرتاب تیر به دست آرش کمانگیر
۴- مشخص شدن مرز ایران و توران
۵- بارش باران
۶- برپایی شادی از باران (اکبری مفاخر، ۱۳۹۰: صص ۲۳-۲۴).
یکی دیگر از رسوم جشن تیرگان بستن دستبند «تیر و باد» به دست یا لباس است که بی گمان همان بندی است که در متن پهلوی «دستنویس م. او ۲۹» به بستن آن اشاره شده است.
این دستبند که از هفت نخ ابریشمی هفت رنگ به رنگ رنگین کمان (به یاد کمان آرش و به یاد آمدن باران) به هم بافته میشود را به یاد فداکاری و جان سپاری آرش، در روز اصلی جشن (تیر روز) به دست میبندند و در باد روز (به یاد تیر آرش که به باد سپرده شد تا در مرز ایران و توران بنشیند) آن را به باد میدهند.
گویی در اسطوره مردمی آن تیر پس از ده روز سفر به یاری باد از تبرستان تا تخارستان بر آن درخت گردو می نشیند (رضی، ۱۳۸۰: ص ۶۶۴).
دور هم جمع شدن و فال گرفتن
زرتشتیان جشن تیرگان را با شکوه و شادمانی بر پا میدارند، همه تن و صورت خود را شستشو میدهند و پوشاک نو به تن میکنند و به سر خوشی و شادی و آب پاشی می پردازند. در کرمان و بم به آن تیرو جشن میگویند و در باد روز هنگام به باد دادن تیروباد این سرود را میخوانند:
تیر برو باد بیا
غم برو شادی بیا
محنت برو روزی بیا
خوشه مرواری بیا
(نیکنام، ۱۳۹۰: صص ۸۶-۸۷).
در این روز مانند جشنهای دیگر ایرانی هنگامی که دور هم جمع میشدند و از شادی و خوشبختی با یکدیگر می گفتند، فال هم میگرفتند، مانند فال مخصوص این جشن یعنی فال کوزه که زرتشتیان به آن «چک ودوله» میگفتند یا فال حافظ در میان افتریها (همان: صص ۸۷-۸۸؛ رضی، ۱۳۸۰: صص ۶۶۴-۶۶۵).
بزرگداشت نویسندگی و نویسندگان
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه از تیرگان بهعنوان روز بزرگداشت نویسندگی و کتابت نیز یاد میکند. او با پیوند دادن کتابت به آبادانی و پاسداری از جهان و نیز ارتباط روز تیر با عطارد، تیرگان را جشنی برای پاسداشت خرد و دانش میداند.
ابوریحان می نویسد:
نام این روز تیر است که عطارد باشد که ستاره نویسندگان است و در این روز بود که هوشنگ نام برادر خود را بزرگ گردانید و دهقنه رابه او داد و دهقنه و کتابت یک چیز است و این روز را از راه اجلال و اعظام عید گردانیدند (بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۲۵۰).