نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

تحریف داستان پانته‌آ توسط رضا مرادی غیاث‌آبادی

بارگذاری نخستین: ۱۰ آذر ۱۳۹۴

نگاهی کوتاه:

داستان پانته‌آ در کوروپدیای گزنفون نمونه‌ای از جوانمردی کوروش و وفاداری پانته‌آ است، اما غیاث‌آبادی با نقل گزینشی بخش‌هایی از روایت، تصویری وارونه ارائه می‌دهد؛ بخش‌هایی مانند آنجا که پانته‌آ از رفتار انسانی کوروش سپاسگزاری می‌کند نادیده گرفته شده است! چنین نوشته‌هایی، مصداق همان «بازگویی بخش‌های دلپسند» است که خود غیاث‌آبادی به دیگران نسبت می‌دهد.

پیش‌گفتار

در میان چهره‌هایی که در دهه‌های گذشته سهم قابل توجهی در گسترش روایت‌های کوروش‌ستیزانه و تحریف منابع مربوط به هخامنشیان داشتند، نام رضا مرادی غیاث‌آبادی به چشم می‌خورد. او در نوشته‌های خود بارها با نقل گزینشی منابع، حذف بخش‌های تعیین‌کننده و ارائه برداشت‌هایی یک‌سویه، تصویری کاملا متفاوت از آنچه در متون تاریخی آمده است، ارائه کرده است؛ رویکردی که نه تنها با اصول پژوهش تاریخی سازگار نیست، بلکه خواننده را از درک درست منابع نیز بازمی‌دارد.

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این شیوه، نحوه روایت او از داستان پانته‌آ است. غیاث‌آبادی با حذف بخش‌های اصلی و برجسته کردن چند عبارت، معنایی کاملا وارونه به مخاطب القا می‌شود. در ادامه، این تحریف را بر اساس متن خود کوروپدیای گزنفون بررسی خواهیم کرد.

داستان پانته‌آ؛ روایتی سرشار از مفاهیم انسانی

داستان پانته‌آ از مشهورترین روایت‌های کوروپدیای گزنفون و سرشار از مفاهیم انسانی است. عشق و وفاداری پانته‌آ در این داستان مثال‌زدنی است و رفتار جوانمردانه کوروش نیز آن را به یکی از ماندگارترین روایت‌های ادبیات یونان باستان تبدیل کرده است.

صرف‌نظر از قابل اثبات بودن این داستان از نظر تاریخی، تحریف آن توسط غیاث‌آبادی بسیار غم‌انگیز است؛ چرا که به‌خوبی نشان می‌دهد چطور چکمه تخریب‌گرایان احساس و عاطفه را نابود می‌کند.

پانته‌آ (Panthea) بانویی شوشی و همسر آبراداتاس بود. گزنفون او را زیباترین زن آسیا معرفی می‌کند. آبراداتاس در آغاز در خدمت دشمنان کوروش بزرگ قرار داشت و پادشاه آشور او را به سفارت نزد پادشاه باختر فرستاده بود. با پیش‌روی‌های سپاهیان کوروش بزرگ، پانته‌آ که تنها مانده بود، توسط مادی‌ها و همراه با خیمه‌ای باشکوه به کوروش بزرگ سپرده شد. پانته‌آ دلبستگی عمیقی به همسر خود داشت و از او به عنوان نماد وفاداری یاد می‌شود.

کوروش، برخلاف رسم رایج فاتحان آن روزگار، نه تنها به پانته‌آ دست‌درازی نکرد، بلکه او را به دوست دیرینه خود، آراسپ، سپرد تا از وی محافظت کند و تا زمان بازگشت شوهرش هیچ آسیبی به او نرسد. همین رفتار جوانمردانه سبب شد پانته‌آ و آبراداتاس سخت تحت تأثیر منش کوروش قرار گیرند تا جایی که آبراداتاس برای قدردانی از این بزرگواری، با میل خود به خدمت کوروش بزرگ درآمد.

با وجود آنکه تمام این رویدادها به داستان پانته‌آ مربوط می‌شود، آقای غیاث‌آبادی در اقدامی حساب‌شده حتی نامی از پانته‌آ نمی‌برد و تنها بخش‌هایی از این روایت را نقل می‌کند. به نظر می‌رسد او به‌خوبی می‌دانست که اگر نام پانته‌آ و زمینه کامل داستان را مطرح کند، خواننده به‌سادگی درمی‌یابد که برداشت او با روایت گزنفون سازگار نیست.

غیاث آبادی چه می‌گفت؟

آقای غیاث‌آبادی در یک نوشته تحریفی اینچین نوشته است:

یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش و به‌خصوص بخشندگی‌های او بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و جزئیات این «بخشندگی» دقیقاً مشخص نمی‌شود…

یکی دیگر از زنان تحت تملک کورش، همسر مردی به نام آبراداتاس بود. آبراداتاس به عنوان سفیر به باختر/ باکتریا گسیل شد و زنش برای کورش تصرف گردید. محافظی که کورش مأمور مراقبت از این زن و دیگر زنان اسیر کرده بود، به او می‌گوید: «هیچ غصه مخور که ما تو را به خدمت کسی می‌بریم که حکمفرمای همه ماست و نامش کورش است.» زن با شنیدن این جمله شروع به شیون و ناله و زاری می‌کند و بر سر خویش می‌کوبد. زنان اسیر دیگر نیز با او در مویه و شیون همراهی می‌کنند و ناله و تضرع سر می‌دهند.

تأثیر این ناله و استغاثه‌ها فقط همین بود که محافظ زنان برای کورش خبر ببرد که: «در حین تضرع و بر سر کوفتن زن آبراداتاس، گردن و بازوی بلورینش بیرون افتاد و چون قطعه‌ای جواهر بدرخشید. به تو اطمینان می‌دهم که در سراسر آسیا اندامی به این رعنایی و ملاحت نخواهی یافت…» (1)

مایه تعجب است که چطور آقای غیاث‌آبادی دیگران را به «بازگویی بخش‌های دلپسند» محکوم می‌کنند، در حالی که در همین نوشتار، این روند کاملا درباره خود ایشان مشهود است!

روایت گزنفون از رفتار کوروش بزرگ با پانته‌آ

همانطر که پیش از این گفته شد بر اساس کوروپدیای گزنفون، رفتار کوروش با پانته‌آ بسیار جوانمردانه و انسانی بود و نگذاشت کسی او را اذیت کند تا شوهرش بازگردد. موضوعی که کاملا خلاف گزارش غیاث آبادی است.

جالب آنکه پس از آنکه آراسپ (کسی که مسئول مخافظت از پانته‌آ شد) از زیبایی‌های پانته‌آ سخن می‌گوید، کوروش از دیدن پانته‌آ صرف‌نظر می‌کند و می‌گوید:

اگر این‌سان است که می‌گویید، بهتر تا وی را نبینم.

«چرا؟» پرسید آن مرد جوان [منظور آراسپ]

ازیرا، که اگر شنودن داستان زیبایی وی تواند مرا امروز به رفتن و دیدار وی کشاند، امروز که زمانی‌ام نیست تا پشت خویش بخارم، ترسم وی آن‌چنان از من دل رباید که تا جاودان جاوید خیره بر وی بنشینم و بفراموشم هر کار دیگر مراست (کوروپدیای گزنفون، دفتر ۵، بخش ۱، بند ۸).

آن شیون‌ها و زاری‌های این بانو مربوط به زمانی بود که هنوز با کوروش آشنا نشده بود و شاید تصور می‌کرد کوروش نیز مانند دیگر فاتحان با او برخورد خواهد کرد. اما پس از آنکه این نیک‌سیرتی فوق‌العاده کوروش را مشاهده کرد، درباره او به شوهرش چنین گفت:

همیشه سپاس بزرگمان به کوروش را به یاد خواهم سپرد، که چون به دست وی گرفتار آمدم او می‌توانست مرا چون تاراج و بهره جنگ بپندارد و از آن خویش کند، چنان والا بود منش و اندیشه وی که مرا نه چون بندیان پنداشت، و نه یله کرد، تا چون آزادزنی روم به سرافکندگی؛ وی در پناه گرفت مرا و رهانید از خطر تا تو باز آیی، آن‌سان که گویی برادر وی را من همسرم… (کوروپدیای گزنفون، دفتر ۶، بخش ۴، بند ۷).

این داستان زیبا در طول تاریخ مورد توجه بوده است. به قول داکینز (Dakyns): «هر گاه سخن از پانته‌آ می‌آید، خواننده بیش‌تر شیفته وی می‌شود.»

در نهایت باید از آقای غیاث‌آبادی پرسید که در اینجا چه کسی «به بازگویی بخش‌های دلپسند» کوروپدیای گزنفون می‌پردازد؟

پانویس:

۱- ن.ک: نگاه کنید به: رنج‌های بشری ۱۷۵: زنان و چگونگی بخشندگی‌های کورش، رضا مرادی غیاث آبادی، پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱

 

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– ارفعی، عبدالمجید (١٣۶۶). «فرمان کورش بزرگ». فرهنگستان ادب و هنر ایران. ش ٩.

– گزنفون (١٣٨٩). زندگی کوروش (تربیت کوروش). ترجمه ابوالحسن تهامی. تهران: نگاه.

– گزنفون (سنفون). زندگی نامه کوروش بزرگ. ترجمه خشایار رخسانی. انجمن پژوهشی ایرانشهر.

– گزنفون (١۳۴۲). کورش نامه. ترجمه رضا مشایخی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

– Xenophon (2010). Cyropaedia: the education of Cyrus. Translated By Henry Graham Dakyns. Revised By F. M. Stawell. CreateSpace Independent Publishing Platform.

– (23 Jan 2009 ). “The Nabonidus Chronicle“. Livius. Translated by A.K. Grayson. Webedition by J. Lendering.

دیدگاه شما:



تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
تحریف داستان پانته‌آ توسط رضا مرادی غیاث‌آبادی
خِرَدگان