ابومسلم خراسانی
پس از مرگ ابومسلم خراسانی (رهبر جنبش سیاهجامگان)، جنبشهایی در حمایت از ابومسلم توسط غیر مسلمانان شکل گرفت. از جمله میتوان به جنبش سنباد زرتشتی، جنبش سپیدجامگان (به رهبری مقنّع) و جنبش سرخ جامگان (به رهبری بابک خرمدین) اشاره کرد. مشخص است که پس از ابومسلم، گرایشمندان به اندیشههای موجود در ایران باستان، اسطورههایی را درباره ابومسلم نقل کرده اند و در راستای قیام علیه خلفا از این اساطیر بهره گرفتند.
ابومسلم در ابومسلمنامهها، مردی است بلند قامت و خوش سیما، در لباس سیاه که ابهت خاصى به او داده است. این قهرمان تبری دارد که صیقل داده شده و با فولادی از ذوالفقار علی ابن ابیطالب ساخته شده است؛ وی با این تبر بسیاری از دشمنان را دو نیم میکند. او نیروی جسمانی فوق العادهای دارد و در میدانها بر ظالمان پیروز میشود. متن ابومسلمنامهها ساده و گیراست اما از نظر ادبی چندان فاخر نیست...
رویدادهای زندگی ابومسلم و رفتارهایی که انجام داده، شخصیتی مرموز از او ساخته است. هدف و انگیزه او در هالهای از ابهام قرار دارد. یکی از فرضیهها این است که ابومسلم علاوه بر براندازی امویان، قصد براندازی عباسیان هم داشت تا خودش قدرت کامل را در دست بگیرد. آنچه درباره او میتوان گفت این است که او شخصی با هوش بود که رهبری جنبشی عظیم (جنبش سیاهجامگان) را بر عهده گرفت.
ابومسلم خراسانی یکی از شخصیتهای پر رمز و راز تاریخ ایران است که بسیاری از فعالیتهای خود را در ناحیه خراسان قدیم انجام داده، اما دامنه شهرت و محبوبیت وی، از ایران فراتر رفته و از هند تا قفقاز و آسیای صغیر را در بر گرفته است. پژوهشگران معمولاً ابومسلم را از نظر تاریخی مورد توجه قرار دادند، اما شخصیت داستانی و اسطوره ای او بیشتر اوقات نادیده گرفته میشود.

