ابومسلم در ابومسلمنامهها، مردی است بلند قامت و خوش سیما، در لباس سیاه که ابهت خاصى به او داده است. این قهرمان تبری دارد که صیقل داده شده و با فولادی از ذوالفقار علی ابن ابیطالب ساخته شده است؛ وی با این تبر بسیاری از دشمنان را دو نیم میکند. او نیروی جسمانی فوق العادهای دارد و در میدانها بر ظالمان پیروز میشود. متن ابومسلمنامهها ساده و گیراست اما از نظر ادبی چندان فاخر نیست...
شاید ابومسلم (بهزادان پور ونداد هرمزد) نخستین شخصیت واقعی تاریخی دوران پس از اسلام ایران باشد که هالهای از افسانه و حماسه برگرد زندگانی وی پدید آمد (نک: محجوب، ۱۳۶۸: ص ۶۹۱). بسیاری از منابعی که درباره ابومسلم سخن گفته اند، حاوی داستانهایی هستند که گاه رنگ و بوی افسانه به خود گرفته اند.
منابع تاریخی اشارههایی به خونخواهان ابومسلم مانند سنباد مجوس، مقنع و… دارند که میتوان با بیرون کشیدن این روایات، سیمای ابومسلم در نزد این خونخواهان را مورد توجه قرار داد. با توجه به این روایات، خونخواهان کمابیش داستانهایی را درباره ابومسلم ساخته اند و جمعی را به خود جذب کرده اند.
اما داستان پردازی درباره ابومسلم در ابومسلمنامه به صورت آشکار انجام پذیرفته و تأثیر زیادی در به وجود آمدن چهره اسطوره ای از ابومسلم در میان مردم داشته است. البته به نظر میرسد داستان حماسی-تاریخی ابومسلم خراسانی در کتاب «اخبار ابی مسلم صاحب الدعوه» اثر ابوعبدالله مرزبانی آمده اما سپس در کتاب ابومسلمنامه از ابوطاهر طرسوسی داستان حماسی مفصلی درباره ابومسلم نقل شده است؛ از آنجا که اثر نخست از بین رفته، روایت طرسوسی اهمیت فوق العادهای در این زمینه به دست آورده است (نک: کرمیپور و خالقیان، ۱۳۹۳: ص ۴۴۳).
ابومسلمنامه داستان زندگانی ابومسلم خراسانی است که البته نسخههای زیادی از آن به جا مانده است و با آنکه تقریبا راویان آنها یکسان ثبت شده اند، گاه تفاوتهای آشکاری در آنها دیده میشود. از این رو شاید بهتر باشد از واژه «ابومسلمنامهها» استفاده کنیم.
نویسنده ابومسلمنامه کیست؟
ابومسلمنامهها را اکثرا به شخصی به نام ابو طاهر نسبت دادهاند که به صورتهای ابوطاهر طرسوسی، طرطوسی و طوسی آمده است. اما در برخی از نسخههای ابومسلمنامه، نام راویان دیگری هم ذکر شده است. برای مثال نسخهای از ابومسلمنامه در کتابخانه بنیاد خاورشناسی شهر دوشنبه نگهداری میشود که روایتی است از «ابوعلای زرنج و حکیم ابوطاهر طوسی و ملا نخشبی» (اسماعیلی، ۱۳۸۰: ص ۲۸).
از زندگی ابوطاهر هیچگونه اطلاع دقیقی در دست نیست و حتی تاریخ زادن و درگذشتن وی معلوم نیست. وی بواسطه حکایات متنوعی که از افسانههای ایران ساخته است مشهور میباشد (محجوب، ۱۳۶۸: ص ۱۹۹). چندین اثر به طرسوسی نسبت داده اند که از جمله آن میتوان به «داراب نامه»، «قهرمان نامه»، «قران حبشی» و… اشاره کرد.
اشاراتی وجود دارد که ابوطاهر هم عصر سلطان محمود غزنوی بوده است. بنا به گفته بیهقی اخبار ابومسلم صاحب الدعوه در زمان غزنویان هم برای دولتمردان و هم توده مردم جالب و شنیدنی بوده است.
داستانهای عامیانه فراوانی که درباره سلطان محمود غزنوی رایج بوده و به دست ما رسیده است، بیانگر رونقی است که قصه در این دوره داشته است. از قضا، بنا بر نسخههای بسیار، دربار غزنوی زمینه تازهای برای شکوفایی ابومسلمنامه بوده است. نسخه ابومسلمنامه، به زبان ترکی توسط حاجی شادی در این داستان زمینه اطلاعات با ارزشی در بر دارد. در این نسخه مکرر آمده است که روایت در حضور سلطان محمود غزنوی نقل شده است (اسماعیلی، ۱۳۸۰: صص ۳۶-۳۷).
اما اینکه به راستی خواستگاه ابوطاهر کجا بوده است باز هم ابهام وجود دارد و پژوهشگران درباره این موضوع هم بحث کرده اند (ن.ک: همان: ص ۸۷).
در ارزیابی کلی نسخههای ابومسلمنامه میتوان گفت که راویان نیم نگاهی به داستانهای شاهنامه و قهرمانان آن داشتهاند. برخی از شخصیتهای داستان ریشه در حماسه ملی ایران دارند و در بسیاری از مواقع پهلوانان در شجاعت و جنگاوری با رستم و اسفندیار مقایسه میشوند؛ به طور کلی حس ایرانیگری در داستان ابومسلم قوی است (همان: ص ۱۵۵).
به هر حال ابومسلمنامه توسط هر کس و در هر کجا که ساخته و پرداخته شده باشد، رفته رفته از شهرت قابل توجه برخوردار شده است تا جایی که برای تکمیل داستان ابومسلم، داستانهای دیگری مانند «جنید نامه» و «زمجی نامه» را پرداخته اند.
برای ابومسلم در جنیدنامه، که پریلوگ ابومسلمنامه است، اصل و نسبی خیالی ساخته شده و نگارش متن آن بسیار جدیدتر (دوره صفوی) از نگارش متن اصلی ابومسلمنامه است (عباسی، ۱۳۹۲: ص ۴۰).
در هر حال هنگامی که داستانهای شخصیتهای اسطوره ای رونق میگیرند، داستانهای پیرامونی آن هم با استقبال مواجه میشوند. آنقدر درباره قبل از آن شخص و پس از آن شخص داستان و افسانه ساخته میشود که به نوعی یک جهان اسطورهای به وجود میآید.
نگاهی به داستان
به طور کلی در ابومسلمنامهها داستان زادن و بالیدن ابومسلم، طغیان و قهرمانیهای وی و کشته شدن نابهنگام و ناجوانمردانه او را میخوانیم. ستیز ابومسلم با والیان خلیفه اموی در راه انتقامجویی از خون شهیدان اهل بیت پیامبر اسلام، جنگهای طولانی با لشگر مروان که همگی «خارجی» خوانده میشوند، کشتن مروان حمار آخرین خلیفه دمشق، پاک سازی سرزمین اسلام از کافران مسلمان نما و… داستانهای ابومسلمنامهها را شکل دادهاند (اسماعیلی، ۱۳۸۰: ص ۹۳).
متن ابومسلمنامهها ساده و گیراست اما از نظر ادبی چندان فاخر نیست. در میان متن از اشعاری بهره گرفته شده است که داستان را جذاب تر میکنند اما شعرها بی نقص نیستند. داستان ابومسلمنامه حاوی داستانهای گوناگون است که هر یک به صورت مستقل بیان میشوند اما روند کلی داستان ادامه دارد. وجود این داستانهای مستقل، کار را برای داستان سرایان آسان میکرده و ابومسلمنامهها را متناسب نقل در قهوه خانهها درآورده است، به طوری که ابومسلم خوانی در قهوه خانههای آناتولی رواج داشته است.
ستایش قهرمانان داستان و شخصیتهای آرمانی مانند علی ابن ابیطالب (خلیفه چهارم و امام اول شیعیان) در سراسر داستان و در تمام نسخهها قابل رویت است و از طرفی به نظر میرسد لعن و نفرین دشمنان مورد توجه ویژه راویان بوده است. در داستان علاوه بر لعن و نفرین دشمنان، گهگاه نا سزا هم به آنان گفته میشود، برای نمونه مروان، سگی از سگان جهنم (طرطوسی، ۱۳۵۵: ص ۲۰) و حجاج، سگ حرام زاده (همان: ص ۲۲) خوانده میشوند.
داستانهایی که درباره ابومسلم ساخته اند، جالب و جذاب هستند و شاید همین جالب بودن داستانها باعث استقبال مردم در طی سالهای گوناگون از آنها شده است. شاید برخی از موارد مانند لباس سیاه، که ابومسلم در خروجش انتخاب کرد، ایده خوبی به داستان سرایان داده است تا داستان خود را جالب تر کنند.
داستانهایی که خارج از ابومسلمنامهها درباره ابومسلم یافت میشود هم با توجه به آن چیزهایی که برای مخاطبان خود جالب و گیرا بودند، شکل گرفته اند. درباره خونخواهان ابومسلم مانند سنباد داستانهایی نقل شده است که حاکی از عدم تمایل به عربها میباشد که ماهیت ضد عربی این قیامها را نشان میدهد و طبیعی است که این موضوع برای همراهان این خونخواهان جالب بوده است.
ویژگیهای ابومسلم در ابومسلمنامهها
ابومسلم در ابومسلمنامهها، مردی است بلند قامت و خوش سیما، در لباس سیاه که ابهت خاصى به او داده است. این سیاه پوشی ابومسلم در مینیاتورهایی که از داستانهای ابومسلمنامه ترسیم کرده اند، ابومسلم را بسیار زیبا درآورده است و از پهلوانان و نامداران دیگر متمایز کرده است. جالب آنکه ابومسلم از کودکی سیاه میپوشد! ابومسلم، نظر کرده «امیرالمومنین علی» است و این موضوع به صورتهای مختلف مانند دیدن خواب توسط شخصیتهای داستان به مخاطب القا میشود.
این قهرمان تبری دارد که صیقل داده شده و با فولادی از ذوالفقار علی ابن ابیطالب ساخته شده است؛ وی با این تبر بسیاری از دشمنان را دو نیم میکند. او نیروی جسمانی فوق العادهای دارد و در میدانها بر ظالمان پیروز میشود و میخواهد «ناسزاى شاه مردان را براندازد».
ابومسلم همواره کارهایی میکند که هیچ کس نمیتواند همانند آن را انجام دهد، برای نمونه میتوان به کشتن ببری که اهالی شهر را آزار میداده است و همه در دفع او ناتوان بودند اشاره کرد. به طور کلی شخصیت ابومسلم قهرمانانه است و هنگامی که با نمادها و نشانهایی از ارادت به علی ابن ابیطالب همراه میشود برای مخاطبی که ارادت به علی ابن ابیطالب دارد، دلپسند تر میشود.
در ابومسلمنامهها مانند بسیارى از داستانهاى ایرانى، خواب نقش مهمى دارد به ویژه که در نسخههای گوناگون خواب اهل بیت پیامبر اسلام در داستان بسیار تأثیر گذار است. از هنگامی که ابومسلم کودک است افراد مختلف، خوابهای گوناگون میبینند و مطمئن میشوند که وی قیام خواهد کرد.
عیاریها، جاسوسیها، شبرویها و پهلوانیهای ابومسلم و یارانش در ابومسلمنامهها بسیار جالب است و با زبانی گیرا برای مخاطب بیان میشود (نک: محجوب، ۱۳۶۸: ص ۶۹۷).
کتابنامه:
- اسماعیلی، حسین (۱۳۸۰). ابومسلمنامه ابوطاهر طرطوسی. تهران: معین، قطره، انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران.