رویدادهای زندگی ابومسلم و رفتارهایی که انجام داده، شخصیتی مرموز از او ساخته است. هدف و انگیزه او در هالهای از ابهام قرار دارد. یکی از فرضیهها این است که ابومسلم علاوه بر براندازی امویان، قصد براندازی عباسیان هم داشت تا خودش قدرت کامل را در دست بگیرد. آنچه درباره او میتوان گفت این است که او شخصی با هوش بود که رهبری جنبشی عظیم (جنبش سیاهجامگان) را بر عهده گرفت.
ابومسلم خراسانی (بهزادان پور ونداد هرمزد) یکی از شخصیتهای پر رمز و راز تاریخ ایران است که بسیاری از فعالیتهای خود را در ناحیه خراسان قدیم انجام داده، اما دامنه شهرت و محبوبیت وی، از ایران فراتر رفته و از هند تا قفقاز و آسیای صغیر را در بر گرفته است.
آنچه در روزگاری که خروج ابومسلم رخ داد مورد توجه قرار میگیرد، ظلم و ستمی است که امویان به غیر عربها روا میداشتند. منابع تاریخی پر است از وقایعی که حاکی از فشار زیاد بنی امیه به غیر عربها و به ویژه ایرانیان میباشند. در دوران امویان، سردمداران این حکومت اعتقاد داشتند که عرب به دیگر اقوام برتری دارد و حتی این اعتقاد وجود داشت که «من ابغض العرب ابغضه الله» (ابن عبد ربه، ۱۹۸۷: ۳/۲۷۸). بنابراین برخورد سخت و خشنی با غیر عربها و به ویژه با کسانی داشتند که علیه آنها قیام میکردند.
در این بین کارهای حجاج یوسف ثقفی بسیار مشهور بود و میتواند نمونه ای از رفتار امویان باشد. نوشته اند وقتی حجاج بمرد پنجاه هزار مرد و سی هزار زن در محبس او بود، محبس او سقف نداشت و چیزی نبود که محبوسان را از گرما و سرما محفوظ دارد و آب آلوده به خاکستر به آنها میدادند (مسعودی، ۱۳۶۵: ۲۹۷) حتی هنگامی که همسر سابقش بر سر جسد وی آمد گفت:
ای پیکری که در پارچه ات پیچیده اند حقا که از مرگت چشمها روشن شد. همسنگ شیطان رجیم بودی و چون بمردی شیطان به تو درود گفت (همان).
ظلم و جور حجاج تا جایی رسید که حتی بر خلاف آیین اسلام از ذمیهای تازه مسلمان جزیه طلب کرد. جزیه مالیات سرانه و خراج مالیات ارضی بود که ذمیها مادام که مسلمان نشده بودند طبق قوانین خاصی میبایست بپردازند. چون رفته رفته میزان این مالیاتها بالا رفت و قدرت پرداخت در مردم نقصان مییافت، ذمیها برای آنکه از پرداخت این باجها آسوده شوند اسلام میآوردند و مزارع خویش را فرو میگذاشتند و به شهرها روی میآوردند. با این حال حجاج همچنان جزیه و خراج را از آنها مطالبه میکرد و امر میکرد از نو مسلمانان همچنان جزیه بگیرند (زرین کوب، ۱۳۸۴: ۱۰۲).
عربها، واژه تحقیر آمیز «موالی» را برای ایرانیان به کار میبردند و ظلمهای فراوان آنها، باعث شد که ایرانیان همواره ناراضی باشند. در این میان بنی هاشم و خاندان پیامبر اسلام هم مشکلات عمیقی با امویان داشتند و فعالیتهای آنان باعث محبوبیت آنها در میان سایر ناراضیان شد. قیامهای متعددی هم علیه امویان شکل میگرفت که در بسیاری از آنها «موالی» حضور فعالی داشتند. برای مثال در خروج مختار و یحیی بن زید، بزرگ ترین همراهان آنها بودند.
در میان قیامهای ضد اموی، قیام عباسیان توفیق یافت و عباسیان بودند که با تلاشهای ابومسلم خراسانی توانستند امویان را براندازند. در شرایطی که فعالیتهای شیعیان بسیار گسترده بود و دعوت شیعه به طرفداری از اهل بیت پیامبر اسلام رو به پیشرفت بود، به خصوص به هر نسبت که قدرت امویان به واسطه ناتوانی خلفا و اختلاف عربها و خاندانهای پشتیبان ایشان کاهش مییافت، نفوذ شیعیان افزونی میگرفت. این دعوت گویا توسط محمد بن الحنفیه، برادر امام سوم شیعیان (حسین بن علی) آغاز شده بود و بر خلافت آل علی تکیه داشت، اما به هر حال بنی عباس این دعوت را به سود خود و به سوی خویش برگرداندند و سرانجام به جای آل علی، آل عباس به خلافت رسید (یوسفی، ۱۳۷۸: ۴۷-۴۸).
عباسیان مناطق خراسان را بسیار مناسب برای دعوت خود دانستند چرا که در آن مناطق علاوه بر آنکه ناراضیان حضور گستردهای داشتند، اختلافات جدی در میان عربهای ساکن آنجا وجود داشت و نفوذ عربها در آن مناطق کمتر بود.
عباسیان سعی داشتند که در دعوت خود نام شخص معینی را برای خلافت نیاوردند و از شعارهایی مانند «الرضا من آل محمد» یا «الرضا من آل رسول الله» استفاده میکردند تا دعوتی کلی به حساب آید و شاید در نظر داشتند که طرفداران بنی هاشم را هم گرد خود آورند.
ابومسلم خراسانی از مهم ترین کسانی بود که در خراسان به دعوت پرداخت و در براندازی حکومت ظالم اموی نقش مهمی ایفا کرد.
درباره تبار و محل تولد ابومسلم گفتههای بسیار بیان شده است و اطلاع دقیقی از زندگی خصوصی او در دسترس نیست.
ابومسلم با هوش و درایت خود توانست تقریبا همه ناراضیان خراسان را به گرد خویش آورد و به یاران خود گفت که لباس سیاه بپوشند و به همین دلیل جنبش آنها به جنبش سیاه جامگان شهرت یافت. گفته اند که بهانه آنها برای پوشیدن جامه سیاه، عزای زید بن علی و یحیی بن زید بوده است.
ابومسلم در ابتدا توانست شهرهای خراسان را از دست عاملان اموی رها سازد و بعد از آن هم پشت سر هم توفیقات دیگری بدست آورد. در نهایت سیاه جامگان در زاب با نیروهای مروان، خلیفه اموی جنگیدند و دست امویان را از شرق کوتاه کردند. ابومسلم هم در خراسان شوکت و قدرتی تمام یافت اما توسط خود عباسیان و توسط ابوجعفر منصور، دومین خلیفه عباسی کشته شد.
پرسش آنجاست که چرا عباسیان ابومسلم را کشتند؟! فرضیههای مختلفی در این باره مطرح شده است. یکی از فرضیهها این است که ابومسلم پشت پرده قصد براندازی عباسیان هم داشت تا خودش قدرت کامل را در دست بگیرد. این احتمال مطرح میشود که اقداماتی هم در این راستا انجام داده بود که باعث شد عباسیان متوجه شوند و او را به قتل برسانند.
از آنجایی که خونخواهان پس از ابومسلم افرادی مانند استادسیس و بابک خرمدین بودند که با اسلام زاویه آشکار داشتند، فرضیهها درباره رویکردهای خود ابومسلم هم قابل توجه است. آیا طیفهای غیراسلامی بازوهای ابومسلم برای براندازی عباسیان بودند که پس از مرگ او بیشتر نمایان شدند؟
در منابع صراحتا آمده که خرمدینان به ابومسلم درود میفرستادند و حتی ابومسلم سیمای یک منجی غایب را به خود گرفته بود که دوباره باز میگردد! از طرفی افشین و مازیار و بابک اتحادی شکل داده بودند تا عباسیان را کنار بزنند و شاهنشاهی ساسانیان را احیا کنند.
قطعا اگر ابومسلم از ابتدا میگفت قصد دارد شاهنشاهی ساسانیان را احیا کند، با توجه به شرایط زمانه به راحتی سرکوب میشد چرا که مسلمانان و اعراب با امویان همراه میشدند و مانند دیگر قیامها، این قیام هم شکست میخورد.
بنابراین یک احتمال این است که ابومسلم قصد داشت از نام آل محمد استفاده کند تا ابتدا امویان را سرنگون کند و سپس راه را برای قدرت خود فراهم کند. شورشهای زیادی علیه امویان شکست خورده بود و این ابومسلم بود که توانست طیفهای مختلف را با خود همراه کند.
رویدادهای زندگی ابومسلم و رفتارهایی که ابومسلم انجام داده، شخصیتی مرموز از او ساخته است. هدف و انگیزه ابومسلم در هالهای از ابهام قرار دارد. شاید نتوان قضاوت دقیقی درباره ابومسلم داشت.
از یک سو برخی روایات از او چهرهای فریبکار و حیلهگر میسازند و از سوی دیگر روایات افسانهای درباره او وجود دارد (ابومسلمنامهها) (1) که ابومسلم، قهرمانی جوانمرد ترسیم شده که ایرانیان را از ظلم و ستم نجات داد. باید توجه داشت که سیمای اسطوره ای ابومسلم در نزد طیفهای مختلف فکری به مرموز تر شدن ابومسلم دامن زده است.
ولی آنچه درباره ابومسلم خراسانی یا بهزادان ونداد هرمزد میتوان گفت این است که او شخصی با هوش بود که رهبری جنبشی عظیم را بر عهده گرفت.