نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

ابومسلم خراسانی در نگاه خونخواهان غیر مسلمان

نگاهی کوتاه:

پس از مرگ ابومسلم خراسانی (رهبر جنبش سیاه‌جامگان)، جنبش‌هایی در حمایت از ابومسلم توسط غیر مسلمانان شکل گرفت. از جمله می‌توان به جنبش سنباد زرتشتی، جنبش سپیدجامگان (به رهبری مقنّع) و جنبش سرخ جامگان (به رهبری بابک خرمدین) اشاره کرد. مشخص است که پس از ابومسلم، گرایشمندان به اندیشه‌های موجود در ایران باستان، اسطوره‌هایی را درباره ابومسلم نقل کرده اند و در راستای قیام علیه خلفا از این اساطیر بهره گرفتند.

بابک خرمدین از مشهور ترین کسانی که با نام و خاطره ابومسلم خراسانی قیام کرد

پیش‌گفتار

بهزادان ونداد هرمزد که بیشتر مشهور به ابومسلم خراسانی است در براندازی خلفای اموی نقش مهمی ایفا کرد. از منابع تاریخی می‌توان دریافت که او شخصی باهوش بود که رهبری جنبش سیاه‌جامگان را بر عهده گرفت.

یکی از مواردی که برخی از گذشته نگاران (مورخان) درباره ابومسلم می‌گویند، این است که وی علایق و گرایش‌هایی به ایران پیش از اسلام داشته است و یکی از دلایل این موضوع را رویکرد نخستین خونخواهان ابومسلم می‌دانند که چنین گرایش‌هایی داشتند.

جالب آنکه در الفهرست ابن ندیم، ابومسلم هوادار مجوس بیان شده که قصد احیای مجوسیت را داشته است (ابن ندیم، بی تا: ۲۸۱). اما درباره عقاید ابوملسم نمی‌توان نتیجه قطعی گرفت که او مسلمان شیعه بوده یا سنی، یا زرتشتی و یا موارد دیگر!

به هر حال در منابع تاریخی نام خونخواهان ابومسلم و گفته‌ها و عقاید آنها آمده است و اگرچه غرض ورزی‌های زیادی هم در منابع دیده می‌شود اما کلیتی از رویکرد این خونخواهان به ابومسلم را می‌توان یافت.

ابومسلم در نگاه خونخواهان زرتشتی

یکی از مشهور ترین خونخواهان ابومسلم، سنباد مجوس از اهالی نیشابور بود و آیین زرتشتی داشت.

از منابع چنین بر می‌آید که سنباد و ابومسلم روابط نزدیکی با یکدیگر داشتند برای مثال نوشته‌اند ابومسلم، سنباد را هنگامی که نزد منصور رفته است، نایب خود کرد (ابن اسفندیار، ۱۳۲۰: ۱/ ۱۶۸ و ۱۷۴).

شاید به دلیل همین دوستی و البته وجود دشمن مشترک یعنی خلفا، به خونخواهی ابومسلم برخاست.

درباره ابومسلم و سنباد روایاتی گفته‌اند که رنگ و بوی افسانه دارد. برای مثال در روضه الصفا آمده است:

در آن روزی که ابومسلم از پیش امام به مرو می‌رفت او را دیده آثار دولت و اقبال در ناصیه اش مشاهده کرده، او را به خانه برد. و چندگاه شرایط ضیافت به جای آورده از حال وی استفسار نمود؟

ابومسلم در کتمان امر خود کوشید. سنباد گفت: قضیه خویش با من بگوی و من مردی راز دارم، امینم و افشای اسرار تو نخواهم کرد.

ابومسلم شمه ای از ما فی الضمیر خود با او در میان نهاده، سنباد گفت: مرا از طریق فراست چنان به خاطر می‌رود که تو عالم را زیر و زبر کنی و بسیاری از اشراف عرب و اکابر عجم به قتل رسانی. و او از این سخن مسرور و مستبشر گشته و سنباد را وداع نموده از نیشابور رفت (میر خواند، ۱۳۸۰: ۵/۲۵۵۸).

در داستان‌های دیگر که درباره سنباد گفته‌اند، رویکرد ضد عربی او مشخص می‌شود، از جمله داستانی که پسر سنباد توسط پسری عرب، بی گناه کشته می‌شود، و پدر آن پسر عرب، گوشت پسر سنباد را می‌پزد و بدون اطلاع سنباد به خورد سنباد می‌دهد!! (نک: زرین کوب، ۱۳۸۴: ۱۴۸).

چهره سوشیانس‌وار ابومسلم

در داستان‌هایی که از ابومسلم نقل شده است، او چهره ای سوشیانس وار پیدا کرده است و یادآور ایزدان در اسطوره‌های زرتشتی می‌باشد که به شکل‌های مختلف در می‌آیند. 

روایتی درباره سنباد در سیاست نامه خواجه نظام الملک وجود دارد که سنباد توانسته طیف‌های مختلف از جمله برخی از مذاهب شیعی را به خود جذب کند و مواردی که درباره ابومسلم گفته است، یادآور آیین ایرانیان پیش از اسلام و همچنین تناسخ می‌باشد:

[سنباد] دعوی کرد که رسول ابومسلم بود و مردمان عراق و خراسان را گفت که ابومسلم را نکشته اند ولیکن قصد کرد منصور به قتل او و او نام مهین خدای تعالی بخواند کبوتری گشت سپید و بپرید و اکنون در حصاری است از مس کرده با مهدی و مزدک نشسته است و هر سه بیرون می‌آیند، مقدم ابومسلم بود و مزدک وزیرش و نامه به من آمده است چون رافضیان نام مهدی بشنیدند و مزدکیان نام مزدک جمعی بزرگ گرد آمدند (نظام الملک، ۱۳۳۴: ۲۱۴).

در متون زرتشتی باستانی هم ایزدان به صورت های گوناگون در می‌آیند. برای مثال ایزد بهرام در ده کالبد مختلف جلوه گر می‌شود که عبارتند از: باد، ورزا، اسب، گراز، جوان پانزده ساله، مرغ وارغنه (احتمالا شاهین)، قوچ، بُز نر دشتی و مرد جنگجو (تفضلی، ۱۳۸۹: ۵۴).

جنبش سپیدجامگان در حمایت از ابومسلم

از دیگر کسانی که به اندیشه‌های موجود در ایران باستان گرایش داشته است و با نام ابومسلم قیام کرد می‌توان به مقنّع اشاره کرد که او و هوادارانش به سپیدجامگان شهرت یافته اند. 

گرچه نمی‌توان نظر دقیقی درباره عقاید او و هواخواهانش داد، اما چنین می‌نماید که مرتبط با یک و یا چند اندیشه موجود در ایران باستان باشد. به هر حال در مطالبی که به نظر می‌رسد از غرض ورزی خالی نیستند، درباره او آمده است:

دعوی کرد که روح ابومسلم نقل به وی کرده است و او الهست (علم الهدی، ۱۳۱۳: ۱۷۹).

منابعی در دست است که نشان می‌دهد، پیروان مقنع تا قرن پنجم و ششم هجری وجود داشتند و در روستاهای کش و در کوه‌های ایلاق در شرق ماوراءالنهر زندگی می‌کردند (نک: غفرانی، ۱۳۸۷: ۴۰۸-۴۰۹).

بابک خرمدین و جنبش سرخ جامگان

شاید مشهور ترین کسانی که با نام و خاطره ابومسلم قیام کردند، خرمدینان بودند و چنین می‌نماید که عقایدشان نزدیکی‌هایی به آیین مزدکی داشته است. شخصیت برجسته خرمدینان، بابک خرمدین بوده است که برخی مانند دینوری در اخبار الطوال، بابک را از نسل ابومسلم خوانده‌اند. دینوی درباره بابک می‌نویسد:

مردم در نسب و مذهب او اختلاف کرده‌اند و آنچه در نظر ما صحیح و ثابت است این است که از فرزندان مطهر پسر فاطمه دختر ابومسلم است (دینوری، ۱۳۷۱: ۴۴۴).

گرچه درباره نسب بابک در میان منابع هم سخنی وجود ندارد اما جالب آنکه وقتی خواجه نظام الملک از قاعده مذهب خرمدینان سخن می‌گوید، صلوات بر ابومسلم را یکی از کارهای مهم این جماعت می‌خواند:

هرگاه که مجمعی سازند یا به مهمی بنشینند و مشاورت کنند سخن ایشان آن باشد که اول بومسلم را صلوات دهند و بر مهدی و بر فیروز پسر فاطمه دختر ابومسلم که او را کودک دانا خوانند و به تازی الفتی العالم …» (نظام الملک، ۱۳۳۴: ۲۴۲-۲۴۳).

همچنین نظام الملک درباره اتحاد خرمدینان و باطنیان اینچنین آورده است:

به هر وقتی خرمدینان خروج کرده اند و باطنیان با ایشان یکی بوده اند و ایشان را قوت داده که اصل هر دو مذهب یکیست و در سنه اثنین و ستین و مایه ایام خلیفه مهدی باطنیان گرگان که ایشان را سرخ علم خوانند با خرمدینان دست یکی کردند و گفتند بومسلم زنده است، ما ملک بستانیم و پسر او ابولغرا را مقدم خویش کردند (همان: ۲۳۶-۲۳۷).

متأسفانه منابع کافی در دسترس نیست تا به طور مناسب با رویکرد خرمدینان به ابومسلم خراسانی آشنا شویم اما چنین می‌نماید که ابومسلم در نزد این گروه دارای احترام ویژه بوده است و با نام و یاد وی قیام کرده اند.

سخن پایانی

مشخص است که پس از ابومسلم، گرایشمندان به اندیشه‌های موجود در ایران باستان، اسطوره‌هایی را درباره ابومسلم نقل کرده اند و در راستای قیام علیه خلفا از این اساطیر بهره گرفتند.

البته افراد و فرقه‌های دیگری هم به خوانخواهی ابومسلم قیام کردند اما شاید نتوان گفت که آنها مستقیماً به اندیشه‌های موجود در ایران باستان گرایش داشتند. اینکه استاذسیس هم به خونخواهی ابومسلم قیام کرد، قطعی نیست. اما کمابیش اعتقاد به تناسخ در این خونخواهان وجود داشته است.

به هر حال سنت داستان‌سرایی و حماسه‌سرایی در ایران باستان وجود داشته است. هرچند نباید فراموش کرد که در منابعی که از این گرایشمندان به اندیشه‌های موجود در پیش از اسلام سخن می گویند، غرض ورزی دیده می‌شود و نمی‌توان به صورت دقیق به سیمای ابومسلم در نزد این اشخاص پی برد، شاید حماسه‌سازی‌هایی با توجه به عقاید خاص درباره ابومسلم صورت گرفته است و بعد‌ها به صورت اغراق آمیز تر و افسانه‌ای‌تر در منابع ظاهر شده‌اند.

کتاب‌نامه:

– ابن ندیم (بی تا). الفهرست. قاهره: المکتبه التجاریه الکبری.

– ابن اسفندیار، بهاء الدین محمد بن حسن (۱۳۲۰). تاریخ طبرستان. به تصحیح عباس اقبال. به کوشش محمد رمضانی. تهران: خاور.

– دینوری، احمد بن داود (١٣٧١). اخبار الطوال. ترجمه محمود مهدوی دامغانی. تهران: نی.

– زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۸۴). دو قرن سکوت. تهران: سخن.

– علم الهدی، مرتضی بن داعی (۱۳۱۳). تبصره العلوم فی معرفه مقالات الانام. به کوشش عباس اقبال، تهران: بی نا.

– غفرانی، علی (۱۳۸۷). فرهنگ و تمدن اسلامی در ماوراءالنهر از سقوط سامانیان تا برآمدن مغولان. تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

– میر خواند، محمد بن خاوند شاه (۱۳۸۰). تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا. به تصحیح جمشید کیان فر، تهران: اساطیر.

– نظام الملک، ابو علی حسن (۱۳۳۴). سیاست نامه. تصحیح محمد قزوینی. تهران: طهوری.

تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
ابومسلم خراسانی در نگاه خونخواهان غیر مسلمان
خِرَدگان