نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

مقابله هخامنشیان با برده‌داری که ایران‌ستیزان نادیده گرفتند

نگاهی کوتاه:

شواهد تاریخی نشان می‌دهد برده‌داری در شاهنشاهی هخامنشی نسبت به بسیاری از تمدن‌های هم‌عصر بسیار کمرنگ‌تر بود. پرداخت دستمزد و مزایا به کارگران، کاهش صرفه اقتصادی برده‌داری و اصلاح برخی سنت‌های کهن در سرزمین‌های تابع، از نشانه‌های تلاش هخامنشیان برای محدود کردن و مقابله با این روش است؛ واقعیتی که در روایت‌های ایران‌ستیزانه نادیده گرفته یا تحریف شده است.

پیش‌گفتار

یکی از مواردی که تمدن ایرانی در دوران هخامنشیان را از تمدن‌های هم‌عصر خود متمایز می‌کند، کمرنگ‌تر بودن برده‌داری و مشاهده نشانه‌هایی از مقابله با آن است؛ موضوعی که توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب کرده است.

حتی آثار باشکوه هخامنشی، مانند کاخ‌های پارسه (تخت جمشید)، برخلاف بسیاری از بناهای عظیم تمدن‌های دیگر، به دست نیروی کار و برخوردار از حقوق و مزایا ساخته شده‌اند.

البته هیچ پژوهشگر برجسته‌ای که درباره تاریخ ایران باستان پژوهش کرده باشد، ادعا نکرده است که در دوران هخامنشی هیچ برده‌ای وجود نداشته است! برده‌داری در همه تمدن‌های کهن وجود داشت و در برخی مناطقی که به فرمان هخامنشیان در می‌آمد هم از قبل وجود داشت.

بنابراین انتظار اینکه شاهنشاهان هخامنشی، یکباره برده‌داری را به طور کامل لغو کرده باشند، انتظاری غیرواقع‌بینانه است. هرچند نشانه‌های آشکاری از اصلاح و محدود شدن آن دیده می‌شود.

در سال‌های اخیر، برخی جریان‌های ایران‌ستیز تلاش کرده‌اند برده‌داری در ایران باستان را بسیار گسترده‌تر از واقعیت نشان دهند. گاهی این موضوع چنان بزرگ‌نمایی می‌شود که گویی اقتصاد و جامعه هخامنشی بر پایه برده‌داری استوار بوده است! اما بررسی منابع تاریخی و مقایسه دوران هخامنشیان با دیگر تمدن‌های باستان، در می یابیم که اینگونه نبوده است.

برده‌داری در جهان باستان

برای درک جایگاه ایران هخامنشی، باید فضای تاریخی آن دوران را در نظر گرفت. تقریبا تمام تمدن‌های بزرگ باستان، از مصر و بابل گرفته تا یونان و روم، از برده‌ها استفاده گسترده می‌کردند. حتی در دوران جدید نیز برده‌داری تا قرن نوزدهم میلادی در بسیاری از کشورهای جهان ادامه داشت.

اینکه امروز در جای جای دنیا برده‌داری قانونی لغو شده است حاصل هزاران سال تلاش است و یک روز و یک شب به دست نیامده است.

در یونان باستان و سپس امپراتوری روم برده‌داری در اقتصاد نقش مهمی داشت.

کشورهای اروپایی از قرن شانزدهم تا هجدهم میلادی یکی از بزرگ‌ترین نظام‌های برده‌داری تاریخ را شکل دادند و میلیون‌ها انسان را منتقل کردند. در ایالات متحد امریکا هم برده‌داری بسیار گسترده بود.

لغو رسمی برده‌داری نخست در اوایل قرن نوزدهم در امپراتوری بریتانیا آغاز شد و سپس دیگر کشورهای اروپایی به تدریج آن را ممنوع کردند. حتی ایالات متحده آمریکا نیز پس از جنگ داخلی توانست برده‌داری را لغو کند.

بنابراین نباید تمدنی متعلق به سده‌های پیش از میلاد را با معیارهای حقوق بشری امروز سنجید، بلکه باید آن را با هم‌عصرانش مقایسه کرد.

اغراق‌ها و تحریف‌ها

بخشی از ادعاهای جریان ایران‌ستیز درباره برده‌داری در ایران باستان بر تحریف واقعیت یا اغراق استوار است؛ به‌گونه‌ای که گاه همه نیروی کار و حتی تمامی نیروهای نظامی دوره هخامنشی را «برده» معرفی می‌کنند. افزون بر این، در برخی موارد نیز واژه‌هایی به نادرستی «برده» ترجمه شده‌اند.

برای نمونه، برخی پژوهشگران، به‌ویژه در اتحاد جماهیر شوروی، درباره برخی از واژه‌های به‌کاررفته در کتیبه بیستون برداشت‌هایی ارائه کرده‌اند که امروزه از سوی بسیاری از پژوهشگران پذیرفته نیست.

این برداشت‌ها تحت تأثیر فضای فکری و ایدئولوژیک آن دوران شکل گرفته بود. در تاریخ‌نگاری مارکسیستی، تاریخ جوامع بر اساس الگویی خطی تفسیر می‌شد و بر این اساس، فرض بر آن بود که همه تمدن‌ها مرحله‌ای از برده‌داری گسترده را پشت سر گذاشته‌اند. ازاین‌رو، در برخی ترجمه‌ها و تفسیرها، معادل‌هایی برای واژه‌های کتیبه برگزیده می‌شد که با این چارچوب نظری سازگار باشد و در نتیجه، به وجود نظام گسترده برده‌داری در ایران باستان دلالت کند!

اما حتی پژوهشگرانی مانند داندامایف که وجود برده‌داری گسترده در عصر هخامنشی را ترویج می‌دادند، تصریح می‌کردند که این افراد می‌توانستند مالک اموال باشند و در برابر کار خود مزد دریافت کنند؛ ویژگی‌هایی که با برده‌داری رایج در بسیاری از تمدن‌های دیگر تفاوت اساسی دارد.

امروزه آن شیوه تاریخ‌پژوهی تا حد زیادی کنار گذاشته شده و پژوهشگران با دقت بیشتری به بررسی معنای واژه‌ها پرداخته‌اند. در نتیجه، روشن شده است که برخی از واژه‌هایی که پیش‌تر «برده» ترجمه می‌شدند، چنین معنایی نداشته‌اند. درباره این واژه‌ها پیش‌تر پژوهش‌های مفصلی انجام شده است؛ ازاین‌رو، در این نوشتار از تکرار آن مباحث خودداری می‌کنیم.

ساختارهای به‌جامانده از دوره‌های پیشین

برده‌داری پیش از تشکیل شاهنشاهی هخامنشی، در سرزمین‌های دیگر مانند بابل و مصر سابقه‌ای طولانی داشت. طبیعی است که چنین نظامی را نمی‌شد به آسانی از میان برد.

بخش عمده اسناد و الواحی که ایران‌ستیزان برای اثبات برده‌داری در دوران هخامنشی به آنها استناد می‌کنند، مربوط به سرزمین‌هایی مانند بابل و مصر است؛ مناطقی که پیش از پیوستن به شاهنشاهی هخامنشی نیز سابقه‌ای دیرینه در برده‌داری داشتند.

همچنین از محلی در نزدیکی پارسه (تخت جمشید) یاد می‌شود. اطلاعات دقیق و همه‌جانبه‌ای درباره تاریخچه این مرکز در دست نیست، اما وجود نام‌های متفاوت برای آن در زبان‌های گوناگون این احتمال را تقویت می‌کند که پیشینه آن به دوران ایلامی بازگردد؛ زیرا اگر این مرکز از بنیان‌گذاری‌های جدید هخامنشیان بود، انتظار می‌رفت در منابع مختلف با نامی واحد شناخته شود.

همچنین اطلاعات کافی درباره تحولاتی که در این مرکز طی دوران هخامنشی رخ داده، در اختیار نداریم.

با این حال، بررسی دیگر نقاط قلمرو هخامنشی نشان می‌دهد که در طول این دوره، تغییراتی در وضعیت برده‌ها و مناسبات اقتصادی پدید آمده است.

از سوی دیگر، الواح کشف‌شده به سال‌های آغازین حکومت هخامنشی و بیشتر دوره کمبوجیه تعلق دارد، این احتمال نیز مطرح شده است که این مرکز در دوره‌های بعد به‌تدریج اهمیت خود را از دست داده یا حتی فعالیت آن متوقف شده باشد.

بنابراین، نمی‌توان وضعیت یک محل را به همه دوران هخامنشی یا سراسر قلمرو این شاهنشاهی تعمیم داد.

شواهدی از مقابله با برده‌داری

یکی از نکاتی که توجه پژوهشگران را جلب کرده، وضعیت اقتصادی برده‌داری در عصر هخامنشی است.

دکتر شروین وکیلی در یکی از کتاب‌هایش نوشته است بهای برده به تدریج افزایش یافت، در حالی که قیمت کالاهای اساسی کمابیش در سراسر دوران هخامنشی ثابت ماند. این خود باعث می‌شد که برده داری دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد. وکیلی می‌نویسد در مصر رسم باستانی و جا افتاده‌ی گسیل اسیران جنگی به معابد و استفاده از ایشان به عنوان برده به تدریج منسوخ شد (1).

بر اساس پژوهش‌ها در دوران هخامنشی، قیمت برده‌ها به‌تدریج تا حدود یک و نیم برابر سطح قبلی‌شان افزایش یافت (2).

البته نباید از تفاوت سیاست‌های شاهان مختلف هخامنشی و فراز و نشیب‌های این شاهنشاهی غافل شد (3)، اما مجموعه این شواهد نشان می‌دهد که گام‌هایی در جهت محدود شدن برده‌داری برداشته شده بود.

بر اساس استوانه کوروش بزرگ و با توجه به شباهت آشکار آن به متون یهودی در می‌یابیم که پس از فتح بابل برده‌هایی بودند که آزاد شدند. البته این برده‌ها در خدمت شاهان پیشین بودند نه آنچه همه برده‌های بابل آزاد شده باشند.

در استوانه کوروش بزرگ هیچ اشاره‌ای به «براندازی برده‌داری» به معنای لغو کامل نشده است. این برداشت، بر پایه ترجمه‌های نامعتبر مانند ترجمه رضا مرادی غیاث‌آبادی مطرح شد. رضا مرادی غیاث آبادی بعدها نوشته‌های کوروش‌ستیزانه فراوان داشت و ترجمه و نوشته‌های او مورد استناد برخی جریان‌های ایران‌ستیز قرار گرفت به طوری که حتی ادعا می‌کردند کوروش بزرگ در استوانه درباره لغو برده‌داری دروغ گفته است!

همه این موارد نشان می‌دهد جریان ایران‌ستیز با غرض‌ورزی واقعیت‌های تاریخی را نادیده گرفته است و به دنبال بزرگنمایی درباره برده‌داری در دوران هخامنشیان بوده است.

تخت جمشید و نیروی کار با حقوق و مزایا

یکی از شناخته‌شده‌ترین شواهد درباره وضعیت نیروی کار در عصر هخامنشی، الواح اداری تخت جمشید است.

این اسناد نشان می‌دهند که شمار زیادی از کارگران، جیره، دستمزد و مزایای مشخص دریافت می‌کردند و حتی برای زنان، کودکان و مادران نیز سهمیه‌هایی در نظر گرفته می‌شد. از همین رو، می‌توان گفت مجموعه باشکوه تخت جمشید با استفاده از نیروی کار ساخته شده است، نه با ارتش بزرگی از بردگان.

اگر برده‌داری ستون اصلی اقتصاد هخامنشی بود، طبیعی بود که ساخت چنین پروژه عظیمی عمدتا بر دوش بردگان باشد؛ در حالی که اسناد موجود، تصویری متفاوت ارائه می‌کنند.

ساخت کاخ‌های شاهی به‌وسیله برده‌ها در آن دوران امری رایج بود؛ با این حال، شواهد نشان می‌دهد که شاهنشاهان هخامنشی تمایل چندانی به استفاده از نیروی کار برده نداشتند. این رویکرد را می‌توان در راستای همان سیاست‌هایی ارزیابی کرد که به محدود بودن یا کمرنگ بودن برده‌داری در دوره هخامنشی اشاره دارند.

جمع‌بندی

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که برده‌داری در ایران هخامنشی نسبت به بسیاری از تمدن‌های هم‌عصر، جایگاه کمرنگ‌تری داشت و نشانه‌هایی از اصلاح و محدود شدن آن دیده می‌شود.

از پرداخت دستمزد به بخشی از نیروی کار و کاهش تدریجی صرفه اقتصادی برده‌داری گرفته تا اصلاح برخی سنت‌های کهن در سرزمین‌های تابع، همگی نشان می‌دهند که هخامنشیان دست‌کم در مسیر کاهش این روش گام‌هایی برداشتند؛ هرچند به طور کامل لغو نشد.

آزادسازی اسیران و تبعیدیانی که در بابل به بردگی گرفته شده بودند، از جمله یهودیان، و فراهم کردن زمینه بازگشت آنان به سرزمین‌های خود و بازسازی معابدشان، از جلوه‌های سیاست فرهنگی روادارانه هخامنشیان، به‌ویژه در دوران فرمانروایی کوروش بزرگ، به شمار می‌آید.

پانویس:

۱- ن.ک: وکیلی، شروین. داریوش دادگر. تهران: شورآفرین. ١۳۹۰. صص ۷۱۸-۷۱۹.

۲- Jursa, M (2010). Aspects of the Economic History of Babylonia in the First Millennium BC. with Contributions by J. Hackl, B. Janković, K. Kleber, E.E. Payne, C. Waerzeggers and M. Weszeli. Veröffentlichungen zur Wirtschaftsgeschichte Babyloniens im 1. Jahrtausend v. Chr. Band 4.  p 234

۳- پس از دوران اوج هخامنشی برخی از پادشاهان روی کار آمدند که گویی سیاست سخت گیرانه داشتند. یک سند معتبر یعنی یک رویدادنامه از زمان اردشیر سوم به دست آمده است که از انتقال اسیران که از صیدا گرفته شدند سخن به میان می‌آید. در این متن به اسیران زن هم اشاره می‌شود. نگاه کنید به: هنگامی که شاهان پایانی هخامنشی از راه دادگری دور شدند!

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
مقابله هخامنشیان با برده‌داری که ایران‌ستیزان نادیده گرفتند
خِرَدگان