در بررسی شخصیت سیندخت میتوان گفت که: آمیزش خردمندی و وقار، عواطف زنانه و مادرانه در شخصیت این زن به راستی آفرین دارد. او در نهایت زیرکی و کاردانی، شهبانویی استوار، مادری سزاوار و همسری وفادار است. سیندخت ثابت میکند که کردار درست و سنجیده مردان در بسیاری از مواقع، تحت تاثیر همسر خردمند آنهاست و عزت و احترام و بزرگداشت سیندخت ناشی از رفتار خود اوست.
نویسنده: محمد طاهرخانی (سیاوش تات)
سیندخت، زن مهراب (پادشاه کابل) و مادر رودابه است. به زیرکی و کاردانی عشق زال و رودابه را به فرجام خوش میرساند. مهراب را به آهستگی و خرد میخواند، چون پیامبری سخنگو و خردمند آشتی و پیوند را ارمغان شهر و کشورش میکند. آنجا که نزد سام میرود، سام وقتی او را میبیند، میگوید:
سخن ها چو بشنید از او پهلوان
زنی دید با رای و روشن روان
به رخ چون بهار و به بالا چو سرو
میانش چو غَرو و به رفتن تذرو
سیندخت به سام میگوید:
چنین داد پاسخ که پیمان من
درست است اگر بگسلد جان من
او جانش را برسر پیمان میدهد سخنی هوشمندانه با دلیری از زنی چون سیندخت. زمانی که مهراب میبیند با خرد سیندخت کارها درست شده با مهربانی به همسرش میگوید:
بدو گفت کای جفت فرخنده رای
بیفروخت از رایت این تیره جای
به شاخی زدی دست کاندر زمین
بر او شهر یاران کند آفرین
رودابه نیز از مادرش چنین یاد میکند:
بدو گفت رودابه ای شاه زن
سزای ستایش به هر انجمن
زتو چشم اهریمنان دور باد
دل وجان تو خانه ی سور باد
در بررسی شخصیت سیندخت میتوان گفت که: آمیزش خردمندی و وقار، عواطف زنانه و مادرانه در شخصیت این زن به راستی آفرین دارد. او در نهایت زیرکی و کاردانی، کار عشق و آتش مزاج، شهبانوی استوار، مادری سزاوار و همسری وفادار است.
نقش و شخصیت سیندخت، بیانگر توان تحلیلی زن و گزیدن راه و روش منطقی در مسایل خانوادگی، اجتماعی و سیاسی است. او زنی آگاه و هوشیار، سیاستمداری دلیر و اندیشمند، مادری مهربان و واقع بین و همسری شکیبا و پرتلاش، سیندخت مادری است که چون بر پاکی عشق دخترش مطمئن میشود، برای رسیدن او به نیاز طبیعی و مشروع که مورد پذیرش جامعه است، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند.
سیندخت در نقش زن مهراب، همسری است که به اخلاق و روحیه همسر آگاه است و میتواند خشم او را فرونشاند و نظرش را جلب کند و خشم او را فرونشاند، در نهایت به عنوان سفیری سیاسی با آگاهی از اوضاع پیرامون خویش قادر به پایدار نمودن پایههای حکومت مهراب است.
چنین زنی با شخصیت مستقل و مطمئن به خود که همواره در جوشش و پویایی است و جویای راهی منطقی و روش بهتر، بیگمان آفرین همگان را بر میانگیزد تا جایی که هم نژادی او با ضحاک به نظر نمیآید.
سیندخت ثابت میکند که کردار درست و سنجیده مردان در بسیاری از مواقع، تحت تاثیر همسر خردمند آنهاست و عزت و احترام و بزرگداشت سیندخت ناشی از رفتار خود اوست. سیندخت از هیچ کاری هراس ندارد و سفیر آشتی و آرامش است. فردوسی به خاطر ارزشهای زنانه او را شایسته ستایش میداند، سیندخت پشتیبان دختر و همسر و کرامت انسانی خود است، کردار خردمندانه او را در یادها جاودان میکند.