شباهت درفش کاویانی به آثار شهر سوخته و از سوی دیگر تفاوتهای آن با آثار اورارتو نشان میدهد که درفش کاویانی به صورت مستقل از آثار پیش از اورارتو تاثیر گرفته است. ادعای نادرستی وجود دارد که آثار اورارتو مربوط به چند هزار سال پیش از میلاد هستند!! در صورتی که این آثار مربوط به سده ۹ تا ۶ پیش از میلاد هستند! نشان شهر سوخته مربوط به هزارههای پیش از میلاد است.
آثار اورارتویی متعلق به سدههای ۹ تا ۶ پیش از میلاد
پیشگفتار
در سالهای اخیر، گاه این ادعا مطرح شده است که نمادی که در آثار بهجایمانده از تمدن اورارتو دیده میشود، با درفش کاویانی پیوند دارد و حتی منشأ آن به شمار میآید!
از سوی دیگر، خطایی در تاریخگذاری نیز به چشم میخورد؛ بدین معنا که گاه آثار اورارتویی به چند هزار سال پیش از میلاد نسبت داده میشوند! در حالی که این آثار به سدههای پیش از میلاد تعلق دارند. چنین خطاهایی میتواند در تحلیل منشأ و تأثیرگذاری نمادها اثرگذار باشد.
این در حالی است که آثاری از شهرسوخته و شوش از سالیان سال پیش از اورارتوها به دست آمده است که شباهت آشکاری به درفش کاویانی دارند و شواهد نشان میدهند این درفش باستانی بیشتر تحت تاثیر هنر آن تمدنها بوده است تا آثار جدیدتر اورارتویی.
ریشه اورارتویی درفش کاویانی بر پایه شباهتهای ظاهری طرحها بیان میشود، بیآنکه به مفاهیم، تقدم و تأخر تاریخی، تفاوتهای ساختاری و نیز کارکرد متفاوت این نمادها توجه کافی شود.
آثار شبیه به درفش کاویانی پیش از اورارتو
نخست باید به مسئله زمان توجه کرد. آثار اورارتویی متعلق به سدههای ۹ تا ۶ پیش از میلاد هستند، نه هزارههای سوم یا دوم پیش از میلاد.
در مقابل، نمونههایی با ساختار نزدیک به درفش کاویانی، سالها پیشتر در شهر سوخته و شوش دیده میشوند. البته این بدان معنا نیست که آنها درفش کاویانی بودند بلکه هنر آن تمدنها در شکل گیری شمایل درفش کاویانی در جهان ایرانی نقش داشته است.
نشان به جا مانده از شهر سوخته (تصویر برگرفته از: گنجی و عبدی، ۱۳۹۶: ص ۵۹. منبع اصلی: Tosi, 1983. figs 73-76)کاسهای از شوش (تصویر برگرفته از سلحشور، ۱۳۹۶: ص ۱۱۳. منبع اصلی: Carter, 1992: p 33)مهر استوانهای، ۲۲۰۰ - ۲۴۰۰ قبل از میلاد، شوش، مجموعه محسن فروغی (تصویر برگرفته از: مصباح، ۱۳۹۶: ص ۴۷. ماخذ: پرادا ۱۳۸۳، ص ۷۵)
افزون بر این، درفش مربعشکل پیش از اورارتوها نیز در فلات ایران سابقه داشته است؛ از جمله نمونه مشهور شهداد در کرمان. بنابراین، اصلِ مربع بودن درفش یا وجود نقش مرکزی، ویژگیای نیست که برای نخستین بار در اورارتو پدید آمده باشد.
درفش مربع شکل شهداد
درفش کاویانی در جهان ایرانی از زمان هخامنشیان قابل ردیابی است و پس از هخامنشیان در سکههای حاکمان محلی پارس، شمایلی آشکارا شبیه به درفش کاویانیِ شاهنامه دیده میشود که به نظر میرسد مانند دیگر نقشهای سکهها (کعبه زرتشت و فروهر) این درفش هم ریشه در دوران هخامنشیان دارد.
تاثیر پذیری حاکمان محلی پارس از هخامنشیان پس از یورش الکساندر
این احتمال وجود دارد که پس از هخامنشیان درفشی از دوران هخامنشیان به دست حاکمان محلی پارس رسیده بود و برای آنها افتخاری بزرگ بود که محافظ درفش باستانی هخامنشیان هستند.
شواهد نشان میدهد هم هخامنشیان، هم اورارتوها از نظر هنری تحت تاثیر تمدنهای پیشین از جمله تمدنهای فلات ایران، تمدن ایلام و میانرودان بودند. با توجه به آنکه قلمروی اورارتوها حتی به بخشهای شمال غربی ایران کنونی هم میرسیده است، تاثیرپذیری آنها از هنر تمدنهای ایلام و فلات ایران دور از ذهن نیست.
شباهت درفش کاویانی به آثار شهر سوخته و شوش و از سوی دیگر تفاوتهای آن با آثار اورارتوها نشان میدهد که درفش کاویانی به صورت مستقل از آثار پیش از اورارتوها تاثیر گرفته است.
تفاوت ظاهر نماد آثار اورارتویی با درفش کاویانی
شباهت آشکار درفش حاکمان پارسی (درفش کاویانی) به نشان شهر سوخته نسب به آثار اورارتویی
مهمترین نکته، تفاوت آشکار میان ساختار نمادهای اورارتویی و درفش کاویانی است.
در نمادهای اورارتویی، نقشی به صورت نقطهچین دیده میشود و چهار دایره پیرامونی وجود ندارد. در حالی که در درفش کاویانی و نمونههایی که در شکل گیری درفش کاویانی نقش داشتند، چه در نشان شهر سوخته و چه در سکه حاکمان پارسی، چهار دایره پیرامونی حضور دارند و از نقش نقطهچین خبری نیست.
در برخی نمونههای ایرانی حتی یک دایره در میانه و چهار دایره در اطراف دیده میشود.
این تفاوتهای آشکار ساختاری نشان میدهد که شباهت ادعایی، بیش از آنکه بر پایه جزئیات باشد، بر برداشت کلی از یک شکل هندسی استوار است.
نمونه موجود در سکههای پارسی شباهت بسیار بیشتری به نشان شهر سوخته دارد تا نماد آثار اورارتویی.
تفاوت کارکرد نماد آثار اورارتویی با درفش کاویانی
نمادهای اورارتویی عموماً با خدایان و وجودهای معنوی، از جمله پیکرههای بالدار، مرتبطاند و کارکردی آیینی دارند.
خدای بالدار ایستاده بر شیر در آثار اورارتویی
در مقابل، درفش کاویانی کارکردی میهنی و رزمی داشته و در سپاه ایران به کار میرفته است.
شواهد از دوره هخامنشی نشان میدهد که درفشهای مربعشکل با رنگهایی که یادآور درفش کاویانی است در میدان نبرد حضور داشتهاند. در داستانهای ایرانی از جمله در شاهنامه هم درفش کاویانی در جنگها نقش مهمی داشته است.
نگاره جام دوریس که درفشی مربعشکل در دست جنگجوی ایرانی است
بنابراین، حتی اگر شباهت هنری وجود داشته باشد، کارکرد و مفهوم این دو نماد یکسان نبوده است.
هنر و مفهوم؛ تمایزی ضروری
قطعا تمدنها از هنر یکدیگر تاثیر میگرفتند. همه تمدنهای باستانی از هنر تمدنهای پیشین تاثیر گرفتند ولی گاهی به آثار خود تعابیر بومی میدادند.
درباره درفش کاویانی هم به همین شکل است. یعنی احتمال میرود داستانهایی درباره درفش ثْرَئیتَونَه (فریدون در اوستا) وجود داشته است که چرمی بوده که در میانه آن ستاره یا اختر جای داشته است.
این احتمال وجود دارد که ایرانیان باستان با توجه به هنر زمانه خود که از تمدنهای پیشین الهام گرفته بودند، قصد داشتند درفشی بر اساس اسطورهها به وجود بیاورند.
تصور کنید ما بدون هیچ پیش زمینهای از شمایل درفش کاویانی در دوران باستان صرفا بر اساس داستانی که امروز در دست داریم، میخواستیم درفش کاوه و فریدون را ترسیم کنیم. احتمالا بر روی یک پارچه بنفش، ستاره پنجخط بدون خطوط داخلی مانند پرچمهای کشورها در آن میگذاشتیم.
اورارتوها هم با توجه به هنر رایج قصد داشتند نماد خدایان را به وجود بیاورند.
یا درباره نشان مشهور به فروهر که شواهد گوناگون نشان میدهد با آیین زرتشتی و اهورامزدا پیوند دارد. هنر این نشان قطعا از تمدنهای پیشین گرفته شده است، نشانهایی که با خدایان میانرودانی و... پیوند داشته است.
اگر هخامنشیان نماد خدای بزرگ را با تاثیر گرفتن از هنر تمدنهای پیشین به وجود آورند، آیا بدان معناست که به کلی مفهوم اهورامزدا هم از تمدنهای دیگر آمده است؟! پاسخ قطعا منفی است.
بنابراین در تاثیرگیری هنر لزومی ندارد که مفهوم هم عینا از تمدنهای دیگر گرفته شده باشد.
سخن پایانی
با در نظر گرفتن تقدم تاریخی نمونهها، سابقه درفش مربعشکل در فلات ایران، تفاوتهای ساختاری میان نمادهای اورارتویی و درفش کاویانی، و نیز تفاوت کارکرد آیینی و میهنی آنها، نمیتوان ادعا کرد که درفش کاویانی از اورارتوها گرفته شده است.
شباهتهای کلی هندسی، در فضای مشترک هنر باستانی، امری طبیعی است؛ اما شواهد موجود نشان میدهد که درفش کاویانی در تداوم سنت هنری شکل گرفته و نمیتوان آن را برگرفته از نمادهای اورارتویی دانست بلکه ریشه این سنت هنری را باید در شهر سوخته جستجو کرد.
کتابنامه:
- پرادا، ایدت (۱۳۸۳). هنر ایران باستان (تمدنهای پیش از اسلام). ترجمه یوسف مجیدزاد. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
- سلحشور، علی اصغر (پاییز و زمستان ۱۳۹۶). «بررسی عناصر بصری و زیبایی شناسانه نقوش سفالهای پیش از تاریخ ایران (با تمرکز بر دوره مسسنگی)» دوفصلنامه پژوهش هنر. س ۷، ش ۱۴. صص ۱۰۹ – ۱۲۰.
- گنجی، شادی؛ عبدی، کامیار (پاییز و زمستان ۱۳۹۶). «بررسی ساختار سیاسی - اجتماعی جامعه شهر سوخته در هزاره سوم پیش از میلاد». جامعه شناسی تاریخی، دوره ۹، شماره ۲. صص ۲۹ – ۶۴.
- مصباح، بیتا (بهمن ۱۳۹۶). «بنمایههای کهن اسطوره ضحاک در ایران براساس نقوش روی مهر دوره عیلامی (هزاره سوم قبل از میلاد)». باغ نظر، ش ۵۶. صص ۴۳ – ۵۶.
- Tosi, Maurizio, (1975). “A topographical and stratigraphical periplus of Shahr-i-Sokhta”. in Proceeding of the IVth annual symposium on archaeological research in Iran, pp. 130-58.
- Carter, E.; Hole, F.; Bahrani, Z.; Spycket, A. & Aruz, J. (1992). The Cemetery of Susa: An Interpretation; Susa I Pottery; Object of Bitumen and Terracotta; late Susa I Glyptic: Ritual Imagery; Practical Use. The Royal City of Susa: Ancient near Eastern Treasures in the Louvre. Harper, P.; Aruz, J. & Tallon, F. (Eds). Newyork: The Metropolitan Museum of Art.