مردم بسیاری از شهرهای ایرانزمین دست به ایستادگی و مقاومت زدند. این ایستادگی اگرچه در نقاط گوناگون ایران دیده میشد، اما مقاومت مردم سُغد و بخارا جایگاهی ویژه دارد. پایداری فرهنگی این مردم سبب شد که سغد و بخارا در سدههای بعد به کانونهای مهم فرهنگ و تمدن ایرانی بدل شوند.
از قیامهای مشهور ایرانیان علیه خلفا، قیامهای مردمی در فرارود بود که امروز به آسیای مرکزی مشهور است. از جمله میتوان به ناحیه باستانی سُغد اشاره کرد. فتوحات سپاهیان خلفا در فرارود با خشونت، کشتار و سرکوبهای گسترده همراه بود و جنایات سنگینی بر مردم این مناطق تحمیل شد.
در میان فشارها، مردم بسیاری از شهرهای ایرانزمین دست به ایستادگی و مقاومت زدند. این ایستادگی اگرچه در نقاط گوناگون ایران دیده میشد، اما مقاومت مردم سُغد و بخارا جایگاهی ویژه دارد.
پایداری آنان مانع از نابودی هویت فرهنگی ایرانی در این نواحی شد. همین استمرار فرهنگی بود که بعدها سبب شد سغد و بخارا نهتنها از میان نروند، بلکه به یکی از مهمترین کانونهای فرهنگ، زبان و تمدن جهان ایرانی بدل شوند؛ مناطقی که در قرون بعدی خاستگاه دانشمندان، ادیبان و جریانهای فکری بزرگ در جهان ایرانی شد.
از اینرو، مقاومت سغد و بخارا را باید نه فقط یک نبرد نظامی، بلکه تلاشی تاریخی برای حفظ فرهنگ و هویت ایرانی دانست.
سرکوب سغدیان (مردم در بیابان رها شدند)
هنگامی که مردم سغد علیه حکومت خلفا قیام کردند، قتیبه بن مسلم سردار اموی در اندیشه فتح دوباره سغد برآمد.
مردم سغد که از طول محاصره بیمناک بودند به شاه چاچ و اخشاذ فرغانه نوشتند که اگر عربان بر ما ظفر یابند با شما نیز چنان کنند که با ما مىکنند، در اندیشه کار خویش باشید، مردم آنجاها همسخن شدند که سوى سغدیان آیند (تاریخ طبری، ج ۹: ص ۳۸۵۶).
مردم سغد از این حادثه شکسته شدند. قتیبه منجنیقها در مقابل آنها نهاد و سنگبارانشان کرد و همچنان در کار نبردشان بود، مردم بخارا و خوارزم نیز که با وى بودند همدلى کردند و نبردى سخت کردند و جانبازى کردند (همان: ص ۳۸۵۷).
قتبیه بسیاری از سغدیان را مجبور کرد از شهر بروند و بسیاری راهی بیابان ها شدند. شعری به یادگار مانده که نشان دهنده درد و رنج مردم سغد است.
طبری مینویسد:
کعب اشقرى، به قولى یکى از مردم جعفى، شعرى گفت به این مضمون:
هر روز قتیبه غارتى به تصرف مىورد
و مالى تازه بر اموال مىفزاید
این باهلى که تاج بدو دادند
و سرها که سیاه بود
از بیم وى سفید شد
سغد را با دستههاى سوار بکوفت
و سغدیان را در بیابان رها کرد
که فرزند بر فقدان پدر مىرید
و پدر غمین، بر فرزند اشک مىیزد
به هر شهری جای گیرد یا سوی آن رود
سوارانش در آنجا گودالى به جاى نهند [به این معنا که جز گودالی و گورستانی بر جای نگذاشتند]
(تاریخ طبری، ج ۹، ص ۳۸۶۵)
مصادره نصف هر خانه و واگذاری آنها به عربها در بخارا!
در تاریخ بخارا آمده است که مردم بخارا مدام از دین بر میگشتند. سپاهیان خلفا مجبور میشدند دوباره به آنجا یورش برند و دوباره جنگ کنند. به طوری که چندین بار این اتفاق افتاد.
در نهایت یورشگران حکم کردند که نصف خانه هر کس به عربها داده شود تا به مسلمانی آنها نظارت کنند.
در اینجا عینا متن تاریخ بخارا را می آوریم:
هر بارى اهل بخارا مسلمان شدندى، و باز چون عرب بازگشتندى ردّت آوردندى، و قتیبة بن مسلم سه بار ایشان را مسلمان کرده بود، باز ردّت آورده کافر شده بودند،این بار چهارم قتیبه حرب کرده شهر بگرفت.
و از بعد رنج بسیار اسلام آشکارا کرد، و مسلمانى اندر دل ایشان بنشاند. به هر طریقی کار بر ایشان سخت کرد، و ایشان اسلام پذیرفتند به ظاهر، و به باطن بت پرستى مىکردند.
قتیبه چنان صواب دید که اهل بخارا را فرمود یک نیمه از خانههاى خویش به عرب دادند، تا عرب با ایشان باشند. و از احوال ایشان با خبر باشند، تا به ضرورت مسلمان باشند بدین طریق مسلمانى آشکارا کرد.
و احکام شریعت بر ایشان لازم گردانید، و مسجدها بنا کرد، و آثار کفر و رسم گبرى برداشت، و جدّ عظیم مىکرد، و هر که در احکام شریعت تقصیرى کردى عقوبت مىکرد، و مسجد جامع بنا کرد، و مردمان را فرمود تا نماز آدینه آوردند تا اهل بخارا را ایزد تعالى ثواب این خیر ذخیره آخرت او کناد (تاریخ بخارا، ص ۶۶).
کتابنامه:
- تاریخ بخارا، ابوبکر محمد بن جعفر نرشخى، ترجمه أبو نصر أحمد بن محمد بن نصر القباوى. تلخیص محمد بن زفر بن عمر. تحقیق محمد تقى مدرس رضوى. تهران: توس. ۱۳۶۳.
- تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک)، محمد بن جریر طبری. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: اساطیر. ١٣٧۵.