ثعالبی از یورش ضحاک به جمشید سخن گفته شده و سخنی از انتخاب ضحاک توسط بزرگان ایرانی نیست. در حالی که در شاهنامه فردوسی، بزرگان ایرانی، بیوراسب (ضحاک) را برگزیدند و این انتخاب اشتباه، ستمگری هزارساله ضحاک را به همراه داشت. چنین روایاتی در منابع نشان میدهد احتمالا داستانهای متفاوتی در منابع باستانی درباره چگونگی به قدرت رسیدن ضحاک وجود داشته است.
درباره چگونگی شاه شدن بیوراسب (ضحاک)، در منابع تاریخی تفاوتهایی دیده میشود. در شاهنامه فردوسی گفته شده که بزرگان ایرانی در جهان گشتند تا شاهی دادگر پیدا کنند و جای جمشید را بگیرد و به سراغ ضحاک تازی رفتند.
خوشنامی و دادگری پدر ضحاک باعث شده بود بزرگان ایرانی تصور کنند که ضحاک هم دادگر است. ولی ضحاک با توجه به عهد و پیمانی که با ابلیس بسته بود، حتی پدرش را به قتل رسانده بود و بر خلاف پدرش بسیار ظالم و ستمگر بود.
این در حالی است که روایت ثعالبی درباره این داستان تفاوتهایی دارد و از یورش ضحاک به جمشید سخن گفته شده و سخنی از انتخاب توسط بزرگان ایرانی نیست. ثعالبی نوشته است:
ضحاک حمیری که به پارسی او را بیوراسب نامند، از سرزمین یمن با لشکریانی انبوه و نیرویی هراس انگیز، بر او بتاخت و همانند عقاب بر خرگوش، بر او حمله برد (ثعالبی: ص ۱۷).
همچنین در صفحات بعد هم ثعالبی اینچنین نوشته است:
چون [ضحاک] از هر جهت آماده گشت، به جمشید حمله برد تا بر کشورش دست گشود و پیروز گشت و جم را بکشت، چنان که گذشت.
بر تخت مملکت نشست و دولت جادویی و ناهنجاری بپا داشت (ثعالبی: ص ۲۱).
چنین روایاتی در منابع نشان میدهد احتمالا داستانهای متفاوتی در منابع باستانی درباره چگونگی به قدرت رسیدن ضحاک وجود داشته است.
یک داستان این است که بزرگان ایرانی، بیوراسب (ضحاک) را برگزیدند و این انتخاب اشتباه، ستمگری هزارساله ضحاک را به همراه داشت.
داستان دیگر این است که ضحاک که با شیطان عهد و پیمان بسته بود، به ایران یورش برد و توانست جمشید را شکست دهد و کشور را به اشغال خود در آورد.
البته تقریبا همه منابع با شاهنامه فردوسی اشتراک دارند که جمشید در اواخر عمر، مغرور و خودپسند و متکبر شد، به زورگویی و طغیانگری و بیدادگری پرداخت؛ موضوعی که ثعالبی هم به آن اشاره کرده است (ن.ک: ثعالبی: ص ۱۷).
ولی پس از جمشید چنان پادشاه خونخواری قدرت گرفت که هزار سال بر ایرانیان ظلم و ستم روا داشت. ثعالبی درباره شرایط دوران ضحاک اینچنین نوشته است:
مردم پیش از او در نیکویی و فراوانی میزیستند و از دادگری و خوش رفتاری چهار پادشاه پیش از او، در امن و امان کامل به سر میبردند و چون به فرمان او در آمدند، گویی از بهشت به دوزخ کوچیدند و از نعمت به عذاب دردناک رسیدند (ثعالبی: صص ۲۱-۲۲).
کتابنامه:
- تاریخ ثعالبی.مشهور به غرر اخبار الفرس و سيرهم. ترجمه محمد فضائلی. ۱۳۶۸: نشر نقره.