از اقدامات مهم مصدق میتوان به این موارد اشاره کرد: عدم به رسمیت شناختن قوای انگلیسیها در جنوب، اصلاحات ولایتی، برقراری نظم و امنیت، پایان دادن به پارهای از اختلافات محلی که ریشه در یک قرن منازعات طایفهای داشت و نیز ایجاد تسهیلات در امر حمل و نقل کالاهای دولتی و بازرگانی در سراسر استان بدون دستبرد سارقان که آرامش کامل را به استان فارس بازگرداند.
یکی از درخشان ترین کارنامه دکتر محمد مصدق در دوران انتصاب وی به والی گری فارس بود. مصدق در زمان حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله به دلیل مخالفت های مکررش با وثوق الدوله بر سر قرارداد 1919 ، نتوانست با وثوق الدوله کار کند.
شواهد گوناگونی از رشوه گیری وثوقالدوله نخست وزیر وقت وجود دارد، وثوق در آن زمان از دولت انگلستان مطالبه 200 هزار تومان به منظور امضای قرارداد 1919 میکند، اما رشوه گیری وی در مجلس ملی آشکار شد، از سویی با واکاوی قرارداد 1919 که مطابق با آن ایران تحت الحمایه انگلستان قرار میگرفت بسیاری از مشروطه خواهان را به خشم آورد، با آن به ستیز برخواستند نتیجه سقوط دولت وثوق بود.
مشیرالدوله بجای او نشست و دکتر مصدق در لیست کابینه مشیرالدوله به وزارت عدلیه انتخاب شد دکتر مصدق از طریق بندر بوشهر وارد خاک ایران شد، به محض ورود مصدق به شیراز با درخواست مردم شیراز و موافقت دولت مرکزی به عنوان والی فارس منصوب شد.
شرح ماجرا از زبان مصدق بدین شرح است:
در شیراز مرحوم مؤید الملک، از دوستان قدیم من، مرا به خانه خود دعوت کرده بود. شاهزاده فرمانفرما هم که (از والیگری فارس استعفا داده بودند، در شیراز بودند چون نتوانستم به منزل ایشان بروم، فرزندانم را آنجا فرستادم که با ایشان از شیراز به تهران حرکت نمودند) و خود در منزل مویدالملک ماندم.
روز بعد، آقای مشیر الدوله به من تلگراف کردند که برای مخابرات حضوری در تلگرافخانه حاضر شوم. پس از حضور در آنجا تلگرافی رسید که گروه های مختلف مردم فارس در این موقع که والی سابق استعفا داده است، انتصاب شما را از دولت در خواست کردند. این است که تقاضا میکنم با درخواست آن ها موافقت کنید، و هر پیشنهادی هم که برای انتظامات آن ایالات لازم میدانید بنماید دولت موافق است (1).
اختلاف مصدق با انگلیسیها
وقتی مصدق بعدها نخست وزیر شد و پس از سقوط وی، مخالفان ادعا کردند که انگلیسی ها «در پشت» انتصاب مصدق در مقام والیگری فارس بوده اند. شاید به همین دلیل، کنسول بریتانیا در فارس و پلیس جنوب تحت امر انگلیسی ها، به انتصاب مصدق اعتراضی نکرده باشند (2).
بعید نیست که انگلیسیها در آن زمان به دنبال استفاده از افراد خوشنام در راستای منافع بوده باشند و برای همین والیگری مصدق را فرصتی خوب برای خود میدانستند. ولی مصدق جلوی زیاده خواهیهای آنها ایستاد و آنطور که انگلیسیها فکر میکردند کار پیش نرفت و حتی خلاف منافع انگلیسی ها کارهای مهمی انجام شد.
در این مدت همیشه با سه هزار و پانصد تن قوای پلیس استعماری جنوب که در اختیار انگلیسها بود کشمکش داشت. این پلیس به صورت یک قوای نظامی متشکل به فرماندهی افسران انگلیسی از آثار قرارداد ننگین ۱۹۱۹ بود که به صورت تحمیلی عمل میکرد.
مصدق کوشش خود را در عدم شناسایی آن و استرداد هرگونه آثار رسمیت که گذشتگان بدان داده بودند نمود (3). حتی در مراسم سلام والی، مرسوم بود که سران پلیس جنوب نیز حاضر شوند، برای جلوگیری از رسمیت یافتن آنان نزد والی، دستور لغو مراسم سلام را صادر کرد (4).
در مذاکرات مصدق با «ماژور ویر» کنسول انگلیس درباب پلیس جنوب، به او یادآور میشود که:
دخالت پلیس جنوب، سبب خواهد شد که مردم بر تنفر خود (از انگلیس) بیفزایند و این کار بر علیه خودتان تمام میشود.
مصدق می افزاید:
و اما آنچه راجع به شخص من است در اموری که مربوط به ایالت است شما نمیبایست دخالت کنید (5).
منصوب کردن صولتالدوله سردار عشایر به ریاست ایل قشقایی که رضایت انگلیسها و نظامیان پلیس جنوب ایران را در بر نداشت، به دلیل شایستگی صولتالدوله و موقعیت محلی او، موجب آرامش و هماهنگی ایلات جنوب گردید. این امر بسیاری از سران ایلات و عشایر میهندوست و ضد استعمار جنوب ایران و علما و شخصیتهای مذهبی و اجتماعی و پیکارگران لارستان و تنگستان را خوشحال و امیدوار کرد و صولتالدوله نیز تا وقوع کودتای سوم صاحب اقتدار نسبی گردید (6).
مصدق همچنین غضنفرالسلطنه از تاثیرگذاران قیام جنوب در مقابل بریتانیا که از طرف انگلیسیها به شیراز تبعید شده بود را مجدداً به عنوان فرماندار خطه برازجان تعیین و زمام امور آن ناحیه را به وی سپرد (7).
این موضوع باعث نگرانی انگلیسی ها شد در سند به دست آمده از کنسول انگلیس چنین آمده است:
آقای مصدق السلطنه تصمیم گرفتهاند که آصف الملک را به حکومت دشتستان و غضنفرالسلطنه را به سمت برازجان فورا روانه نمایند.
آصفالملک یک سال پیش حاکم دشتستان بوده و در مسائل پولی ذینفع بوده علاوه بر این، با خوانین دشتستان خوب نبوده زیرا که نسبت به آنها کمال بیوفایی به خرج داده.
یک ماه و نیم بعد از نوروز گذشته، از آنجا معزول گردیده و در آن وقت تمام آن نواحی در اغتشاش بوده است. آنچه راجع به غضنفرالسلطنه است، البته خاطر حضرت اشرف به خوبی مستحضر است که این شخص نسبت به دولتین ایران و انگلیس چه کارها کرده است (7).
مقابله مصدق با نا امنی راهها در استان فارس
فارس استانی بسیار ناامن بود. به طوری که راهزنان در هر کجا در کمین مردم و مسافران نشسته بودند و خبری از نیرو های دولتی و امنیت در راه ها نبود.
یکی از کسانی که به دام سارقین افتاده بود پسر زنده یاد ارباب کیخسرو نماینده مجلس شورای ملی و رئیس انجمن زرتشتیان بود. وی که از تهران به قصد تحصیل مسافرت کرده بود، در آباده به دست سارقین مهاجم کشته شد و تمام اشیاء قیمتی که همراهش ارفع الدوله داشت نیز به غارت بردند.
از اقدامات مهم مصدق میتوان به این موارد اشاره کرد: اصلاحات ولایتی، برقراری نظم و امنیت، پایان دادن به پارهای از اختلافات محلی که ریشه در یک قرن منازعات طایفه ای داشت و نیز ایجاد تسهیلات در امر حمل و نقل کالاهای دولتی و بازرگانی در سراسر استان بدون دستبرد سارقان که آرامش کامل را به استان فارس بازگرداند (6).
باز پس گرفتن اموال پرنس ارفع الدوله، نماینده ایران در جامعه ملل، که پیش از تصدی دکتر مصدق به غارت رفته بود، اثر مطلوبی پدید آورد. در این کار، از خاندانارباب کیخسرو نیز که پسرش همراه پرنس ارفع توسط غارتگران کشته شده بود، استمالت به عمل آمد (6).
مصدق با خدمات خود در استقرار امنیت و جلوگیری از باج گیری متنفذین، محبوب اهالی فارس شد (8).
شفافیت و صرفهجویی در هزینهها
پیش از مصدق هزینههای فراوانی میشد و حتی حقوقها و رشوههای گزاف پرداخت میشد.
«میرزامحمدباقر خان دهقان» متصدی کارهای قوام الملک میگوید: «من از طرف آقای قوام الملک هر سال دو هزار تومان برای مخارج ایالت میدهم» متصدی کارهای سردار عشایر نیز پیشنهاد ماهی هزار تومان مینماید. نصیر الملک، یکی از اعیان درجه اول فارس سالی ۲۰ هزار تومان تعهد میکند بپردازد.
مجموع این پولها، حدودأ بالغ بر 68 هزار تومان در سال میگردد که در آن دوره مبلغ بسیار قابل توجهی بود. حقوق «فرمانفرما» (فرمان دار پیشین فارس) با کلیه مخارج در ماه فقط شش هزار تومان بود، در حالی که دست آخر در نظر داشتند یک رقم 140 هزار تومانی عایدات سالانه را برای مصدق درست نمایند. آنها پس از این پیشنهادات گفتند: «حقوق وزیر عدلیه که شما می رفتید در آن سمت انجام وظیفه کنید در ماه فقط ۷۵۰ تومان بود، حال امیدواریم که این مبلغ بتواند رضایت خاطر شما را فراهم نماید.»
دکتر مصدق می گوید:
با کمال تأسف باید خدمتتان عرض کنم نه این چیزی است که من می خواهم و نه این راهی است که امنیت به فارس برگردد. منظور من از ماندن در این جا تأمین رفاه و امنیت برای مردم است و شما با این کارتان مرا کاملا ناامید کردید.
حاضران که فکر میکنند شاید مبلغ کم است، کمی مردد می شوند اما مصدق بدانها امان نمیدهد و می گوید این مبالغی که می خواهید به من پرداخت کنید تا به «اضعاف مضاعف» (چندین برابر) آنها را در نیاورید چه گونه چنین مبلغی میتوانید پرداخت کنید؟… حاضران می گویند، خوب، جناب عالی نگیرید، مصدق موقع را مغتنم شمرده و میگوید: «نگیرید کافی نیست شما نستانید (9).
مصدق السلطنه (دکتر محمد مصدق)، در زمان والیگری فارس (پس از جنگ جهانی اول) از راست به چپ: قوام الملک، ارفع الدوله، مصدق السلطنه، نصیرالملک، مویدالملک
پانویس:
۱. فولاد قلب؛ زندگینامه دکتر مصدق، نوشته مصطفی اسلامیه،انتشارات نیلوفر(۱۳۸۱)تهران،صص ۶۸-۶۹
۲. مصدق و نبرد قدرت، نوشته:همایون کاتوزیان،ترجمه:احمدتدین،انشتارات موسسه خدمات فرهنگی رسا(۱۳۷۲)،صص ۴۶-۴۷
۳. شیفته، نصرالله. زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر مصدق. ۱۳۷۶. نشر کومش. صفحه ۲۸
۴. نقش قشقاییها در تاریخ و فرهنگ ایران،مؤلف: منصور نصیری طیبی،انتشارات: دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری(۱۳۸۸)،صفحه ۱۴۸
۵. مصدق، محمد. خاطرات و تالمات دکتر مصدق. به کوشش ایرج افشار. انتشارات علمی(۱۳۶۵)صفحه ۱۲۴
۶. ناصر تکمیل همایون، والیگری مصدق در ایالت فارس،نشریه حافظ، شماره ۱۵، خرداد (۱۳۸۴) صفحه ۱۲
۷. اسناد والیگری مصدق در فارس،به اهتمام:جلال فرهمند،سند شماره ۲۳،نشر تاریخ معاصر ایران(۱۳۸۶)
۸. شیفته، نصرالله. زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر مصدق.(۱۳۷۶). نشر کومش. صفحه ۲۸