نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

سپندارمذ و آه زمین

نگاهی کوتاه:

این‌ها داستان عقاید نیست؛ بازگویی معناست. سپندارمذ در اینجا باورنامه‌ای آیینی نیست، چهره‌ای است که جانِ خاک را تصویر می‌کند؛ تمثیلی از زمین که می‌بیند، می‌شنود و به یاد می‌سپارد. سپندارمذ بر خاک خم می‌شود، پیشانی بر زمین می‌نهد و از خونِ به‌ناحق ریخته خشمگین می‌شود. سپندارمذ در این پندار، نام دیگرِ وجدان بیدار، حافظه جمعی و بردباری است...

ایزد باستانی سپندارمذ

خون انسان که بر زمین می‌ریزد، تنها رنگ خاک عوض نمی‌شود بلکه در پنداری اساطیری در حافظه زمین ثبت می‌شود. زمین، این پهنه‌ی خاموش و بردبار، هر قطره را چون واژه‌ای سرخ در دفتر بی‌پایان خود ثبت می‌کند. نماد حافظه این زمین سپندارمذ است؛ ایزدبانوی زن و زمین، نماد بردباری و فروتنی (1).

این روایت از زبانِ نمادها است. سپندارمذ در اینجا باورنامه‌ای آیینی و تاریخی نیست، چهره‌ای است که جانِ خاک را تصویر می‌کند؛ تمثیلی از زمین که می‌بیند، می‌شنود و به یاد می‌سپارد.

هرگاه خونِ بی‌گناهان بر خاک روان شود، سپندارمذ آه می‌کشد. نه چون خدایی که کینه بورزد، بلکه چون مادری که تابِ رنجِ فرزندان را ندارد. خشم او، آذرخشی انتقام‌جویانه نیست؛ لرزشِ وجدانِ بیدار است. در این اندیشه اساطیری خاک می‌لرزد، نه برای ویرانی، که برای هشدار. زیرا زمین، اگرچه بردبار است، بی‌حس نیست.

و آنگاه که خون برای پاسداشتِ آزادی، برای دفاع از خانه و کرامت ریخته شود، زمین آن را چون بذر در آغوش می‌گیرد. در این تصویر اساطیری، سپندارمذ بر خاک خم می‌شود، پیشانی بر زمین می‌نهد و از خونِ به‌ناحق ریخته خشمگین می‌شود.

این‌ها داستان عقاید نیست؛ بازگویی معناست. اسطوره می‌گوید: زمین آینه‌ی کردار ماست. اگر خون را سبک بشماریم، خاک نیز سبک می‌شود؛ اگر حرمتش را نگاه داریم، زمین دوباره سبز خواهد شد.

سپندارمذ در این پندار، نام دیگرِ وجدان بیدار، حافظه جمعی و بردباری است.

پانویس:

ن.ک: سپندارمذگان

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
سپندارمذ و آه زمین
خِرَدگان