پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین، مقابله با تحریف تاریخ و پاسخ به ایرانستیزان
زبان پارسی نوین یا دری، زبان تمدن ایرانی است و این زبان محدود به یک قوم نبوده است. از شرق تا غرب جهان ایرانی در پیشرفت و گسترش آن نقش داشتهاند. بر اساس منابع، دری اشاره به دربار پادشاهان ساسانی داشته است و دستاوردهای پایتختها برآمده از تلاش سرتاسر یک تمدن است. از گزارش ابنمقفع و ابنندیم در مییابیم که از همان دوران باستان زبان دری وجود داشته است.
پادشاهی پارس در منابع تاریخی، معادل شاهنشاهیهای ایرانی است. البته این موضوع ریشه در گفتههای رومیان و عربها (پیش از آن یونانیان) داشت. اشکانیان و ساسانیان به کشور خود آریان/اِران (ایران) میگفتند. از سویی نباید هر دستاورد تمدن ایرانی را که در نوشتهها گاه با نام «پارسی» ذکر شده است، به قوم پارس محدود بدانیم و از سوی دیگر، نباید خدمات پارسیان به تمدن ایران و واژه «پارس» را که در سطح جهانی به تمدن ایران اشاره داشته است، نادیده بگیریم.
جغرافیای ۱۶ سرزمین نخستین که در فرگرد یکم وندیداد از آنها یاد شده است، باید با در نظر گرفتن سه مرحله گستردهتر شدن زمین توسط جم هورچهر و جنبههای دینی و اساطیری تحلیل شود؛ بنابراین میتوان گفت در باور نگارندگان ابتدا زمین کوچکتر بود و جغرافیایی متفاوت از جغرافیای امروزی داشته است. در این نوشتار با ترسیم نقشههای فرضی، تلاش کردهایم جغرافیای اساطیری و ازلی وندیداد را در مراحل مختلف گستردهتر شدن زمین بازسازی کنیم.
تفسیری که ایرانویج را به سرزمین اولیه قوم آریا مرتبط میداند، تفسیر دقیقی نیست. با توجه به جنبههای دینی، ایرانویج بهعنوان سرزمین مقدس ایرانیان قابل توجهتر است. بندهش، ایرانویج را در نواحی آذربایجان میداند؛ این دیدگاه با جغرافیای آن نواحی هم سازگار است. برداشتهای نوساخته درباره قرارگیری ایرانویج در شرق جهان ایرانی در شکلگیری فرضیه مهاجرت قوم آریا به فلات ایران نقش داشت. در صورتی که از متون باستانی بومی بودن آریاییها برداشت میشود.
واژه «آریایی» ویژگیهایی دارد که باعث میشود واژه «هویت» برای توصیف آن مناسب باشد. اینکه آریایی را یک قوم مهاجر به فلات ایران بدانیم چندان با پژوهشهای ژنتیکی و منابع تاریخی سازگار نیست بلکه میتوان گفت واژه «آریا» بهتدریج نام هویت باستانی در جهان ایرانی شد. از متون باستانی ایرانی بومی بودن آریاییها برداشت میشود. هرچند احتمال دارد جمعیتهای فراوانی در هزارههای پیش از میلاد جابهجا شده باشند.
قرابت ژنتیکی میان جمعیتهای فلات ایران، آناتولی، قفقاز، یونان، ایتالیا و بخشهایی از شبه قاره هند شگفتآور نیست؛ زیرا این مناطق طی هزاران سال شاهد جابهجایی، آمیزش و ارتباط جمعیتی بودهاند. طبیعی است که در مقایسه با مناطق دورتر، مانند ژاپن و چین، اشتراکات ژنتیکی بیشتری میان آنها مشاهده شود. تاریخ جابهجایی و آمیزش جمعیتها در هزارههای پیش از میلاد بسیار پیچیدهتر از روایتهای سادهای مانند فرضیه اثباتنشده مهاجرت قوم آریا بوده است.
سکاها با جوامع شهری در ارتباط بودند و در شبکههایی از مبادله و تعامل فرهنگی مشارکت داشتند. حتی برخی عناصر مادی و هنری که امروزه «سکایی» نامیده میشوند، در میان جوامع دیگر نیز پذیرفته و بازتولید شدند. بنابراین، پیدایش یک ویژگی فرهنگی در یک جامعه لزوماً به معنای مهاجرت گسترده مردمی از سرزمینی دیگر نیست.
میتوان گفت کیخسرو در شاهنامه، بیش از هر شخصیت تاریخی دیگر با کوروش بزرگ آمیختگی دارد. بخشهای قابلتوجهی از روایتهای شاهنامه حاصل در هم آمیختگی تاریخ و اسطوره است و در میان داستانهای آن، بهویژه در روایتهای مربوط به کیانیان، نمونههای متعددی از شباهت با تاریخ هخامنشیان دیده میشود. تعجبآور است که برخی پژوهشگران اسکندر، پسر داراب، را همان الکساندر مقدونی میدانند، اما در همان حال، از آمیختگی کیخسرو با کوروش بزرگ چشم میپوشند!
شواهد گوناگون نشان میدهند که در دورههای پس از مرگ اسکندر و پس از سلطه یونانیان بر ایرانیان، بسیاری از آثار و اطلاعات مربوط به گذشته دیگر در دسترس ایرانیان نبودند. خطهای باستانی نیز جایگاه پیشین خود را از دست دادند و حتی برخی از آنها، مانند خط میخی پارسی باستان، بهتدریج فراموش شدند. در نتیجه، کتیبههایی که با خطهای میخی نوشته میشدند، بسیار بسیار اندک بودند.
پیش نمایش برگه پسین:

بسته آموزشی جامع UI/UX
این بسته آموزشی یک مسیر کامل برای تبدیل شدن به یک طراح UI/UX است که تمام مهارتهای مورد نیاز این مسیر را در کنار هم پوشش میدهد.





















