میترا در روم، شکل متفاوتی از نمونههای ایرانی و هندی داشت. این آیین در محیط فرهنگی گستردهای شکل گرفت که عناصر ایرانی، آناتولیایی، یونانی، رومی و نجومی در آن با یکدیگر ترکیب شده بودند. آیین میترائیسم نمونهای روشن از تبدیل یک ایزد باستانی خاوری به یک نظام دینی جدید در جهان رومی است. همین فرایند، میترائیسم را به یکی از مهمترین نمونهها برای مطالعه تعامل ایران، هلنیسم و روم در تاریخ ادیان باستان تبدیل میکند.
میترائیسم یکی از مهمترین و در عین حال پیچیدهترین آیینهای دنیای باستان است که آثار آن از سرزمینهای شرقی جهان باستان تا دورترین مرزهای امپراتوری روم مشاهده شده است. این آیین بهویژه به سبب ارتباط با نام «میترا» یا «مهر»، مناسک رازآمیز، تصویر مشهور کشتن گاو، ارتباط با خورشید، نظام هفتگانه مراتب تشرف و همچنین شباهتهایی که میان آن و برخی عناصر مسیحیت دیده شده، مورد توجه تاریخنگاران ادیان قرار گرفته است.
با این حال، شناخت میترائیسم با یک مشکل اساسی روبهرو است: منابع مکتوب مستقیم درباره این آیین بسیار اندکاند. برخلاف مسیحیت که متون فراوانی درباره عقاید و مناسک آن باقی مانده، میترائیان متون الهیاتی گستردهای از خود برجای نگذاشتهاند. بخش عمده شناخت ما از این آیین از طریق باستانشناسی، کتیبهها، نقشبرجستهها، معماری پرستشگاهها و نوشتههای نویسندگان یونانی و رومی به دست آمده است.
از همین رو، در پژوهش جدید باید میان آنچه با اطمینان میتوان درباره میترائیسم گفت و آنچه حاصل تفسیر پژوهشگران است تفاوت گذاشت.
آثار فرانتس کومون در آغاز قرن بیستم نخستین نظام جامع برای توضیح خاستگاه و تحول میترائیسم فراهم کرد، اما پژوهشهای بعدی، بهویژه آثار راجر بک و مانفرد کلاوس، بسیاری از فرضیههای قدیمی را بازبینی کردهاند.
در این مقاله ابتدا خاستگاه مفهوم میترا در ایران و هند باستان بررسی میشود، سپس تحول آن در جهان هلنیستی و شکلگیری میترائیسم رومی، ساختار اعتقادی و معماری آن، گسترش آیین در امپراتوری روم و سرانجام رابطه آن با مسیحیت بررسی خواهد شد.
میترا در ایران و هند باستان
نام میترا بسیار قدیمیتر از میترائیسم رومی است. شواهد مربوط به این ایزد به دورهای بسیار پیش از ظهور امپراتوری روم بازمیگردد. نام Mitra در متون هندوایرانی دیده میشود و در منابع مربوط به هند باستان نیز با مفهوم پیمان، نظم و روابط اجتماعی ارتباط دارد.
یکی از قدیمیترین شواهد تاریخی نام میترا در یک پیمان میان پادشاهان هیتی و میتانی در حدود سده چهاردهم پیش از میلاد دیده شده است. این مسئله نشان میدهد که سنت مربوط به میترا بسیار پیش از شکلگیری آیین رومی او در میان اقوام هندوایرانیزبان و هندواورپاییزبان وجود داشته است.
در ایران باستان، «مهر» یا «میثره» از ایزدان مهم آیین ایرانانی بود. مفهوم اصلی او با «پیمان»، «راستی»، «نظارت بر عهد و قرارداد» و نظم اجتماعی ارتباط داشت. مهر ایزدی بود که بر پیمانها نظارت میکرد و پیمانشکنی از دیدگاه دینی عملی جدی محسوب میشد.
در اوستا، بهخصوص در «مهر یشت»، میترا با ویژگیهای گستردهای معرفی میشود. او ایزدی نیرومند، بیدار و ناظر است که بر جهان نظارت میکند. ارتباط او با نور و خورشید نیز در سنتهای بعدی اهمیت فراوان پیدا کرد.
با این حال باید توجه داشت که «مهر ایرانی» را نباید عیناً با «میترای رومی» یکی دانست. اگر هم ریشه های یکسانی داشته باشند، میان شکل نهایی آنها بیش از یک هزاره فاصله تاریخی وجود دارد و میترائیسم رومی در محیط فرهنگی کاملاً متفاوتی توسعه یافت.
میترا در آیین زرتشتی
پس از شکلگیری آیین زرتشتی، میترا همچنان به حیات خود ادامه داد. در سنت اوستایی، میترا یکی از یزدان مهم است و در کنار دیگر نیروهای مقدس قرار دارد.
در گاهان زرتشت نام میترا به شکلی که در دورههای بعدی دیده میشود نقش محوری ندارد، اما در اوستای متأخر جایگاه او بسیار برجستهتر میشود. این مسئله نشان میدهد که سنت مربوط به میترا در طول تاریخ دین ایرانی تحول پیدا کرده است.
مهر در این سنت همچنان با پیمان، عدالت و نظارت اخلاقی ارتباط داشت. او ایزدی بود که انسانها را زیر نظر داشت و نسبت به شکستن پیمان واکنش نشان میداد.
این ویژگی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد که میترا در اصل یک ایزد صرفاً خورشیدی نبود. ارتباط او با خورشید و نور در طول تحول تاریخی اهمیت بیشتری پیدا کرد، اما مفهوم اولیه او بسیار گستردهتر بود.
از مهر ایرانی تا میترای رومی
مهمترین مسئله در تاریخ میترائیسم این است که چگونه یک ایزد ایرانی باستانی به خدایی در یک آیین رازآمیز رومی تبدیل شد.
در گذشته، بهخصوص در آثار فرانتس کومون، تصور غالب این بود که میترائیسم نوعی دین ایرانی بوده که بهتدریج از ایران به بینالنهرین، آسیای صغیر و سپس جهان روم منتقل شده است.
بر اساس این فرضیه، عناصر ایرانی هسته اصلی آیین را تشکیل میدادند و عناصر بابلی، آناتولیایی و یونانی بعداً به آن افزوده شدند.
با این حال پژوهشهای جدید تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند. امروزه بسیاری از پژوهشگران معتقدند که اگرچه ارتباط تاریخی و اسمی میان مهر ایرانی و میترای رومی انکارناپذیر است، اما آیینی که در امپراتوری روم با نام Mithras شناخته شد، یک ساختار دینی جدید و پیچیده بود. به عبارت دیگر، میترائیسم رومی احتمالاً نه یک «نسخه دستنخورده» از دین ایران، بلکه محصول ترکیب سنتهای ایرانی با محیط مذهبی و فکری جهان هلنیستی و رومی بود.
راجر بک بر همین نکته تأکید میکند که مسئله اصلی دیگر صرفاً این نیست که آیا میترا از ایران به روم «مهاجرت» کرده است یا نه، بلکه باید بررسی کرد که چگونه شخصیت و نمادهای او در محیط جدید بازسازی شدند.
نقش جهان هلنیستی
جهان هلنیستی نقش بسیار مهمی در تحول ادیان شرقی داشت.
پس از فتوحات اسکندر مقدونی، فرهنگ یونانی در بخش بزرگی از خاور نزدیک گسترش یافت. اما این فرایند به معنای حذف کامل فرهنگهای محلی نبود؛ بلکه در بسیاری از مناطق نوعی ترکیب میان عناصر یونانی و شرقی شکل گرفت. در آسیای صغیر، سوریه، بینالنهرین و مناطق شرقی مدیترانه، خدایان محلی با مفاهیم یونانی و نجومی درهم آمیختند.
میترائیسم نیز باید در همین فضای فرهنگی فهمیده شود. یکی از مهمترین تفاوتهای مهر ایرانی و میترای رومی، اهمیت فوقالعاده نجوم و کیهانشناسی در میترائیسم رومی است.
در آثار میترایی، نشانههای مربوط به خورشید، ماه، سیارات، صور فلکی و تقسیمات کیهانی دیده میشود. همین مسئله سبب شده است که برخی پژوهشگران، بهویژه دیوید اولانسی، خاستگاه میترائیسم را با تحولات نجومی و کیهانشناختی جهان هلنیستی مرتبط بدانند.
اولانسی در کتاب «خاستگاه اسرار میترا» پیشنهاد کرد که صحنه اصلی کشتن گاو را میتوان با نظام صور فلکی و تحول مفهوم «اعتدالین» مرتبط کرد. این نظریه بسیار تأثیرگذار بوده است، اگرچه همچنان در میان پژوهشگران درباره جزئیات آن اختلاف نظر وجود دارد.
تولد میترا از سنگ در میترائیسم رومی
یکی از مهمترین تصاویر میترائیسم رومی، تولد میترا از سنگ یا صخره است. این تصویر با تولد بسیاری از خدایان سنتهای دیگر تفاوت دارد.
در بسیاری از پرستشگاهها تصویر یا مجسمهای از میترا دیده میشود که از سنگ بیرون میآید. او معمولاً جوان، مسلح و با پوشش شرقی نمایش داده میشود. بنابراین تولد او نوعی تولد کیهانی و غیرانسانی است.
در برخی آثار، او مشعل یا سلاح در دست دارد. این ویژگیها نشان میدهد که میترا از ابتدا به صورت موجودی نیرومند و فراتر از انسان عادی تصور میشده است. همین تصویر در معماری پرستشگاهها نیز اهمیت پیدا میکند؛ زیرا فضای پرستشگاه به شکلی طراحی میشد که غار یا فضای زیرزمینی را تداعی کند.
پرستشگاه میترا یا میترائوم؛ معماری آیین
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد میترائیسم، معماری خاص پرستشگاههای آن است. پرستشگاه میترا معمولاً «میترائوم» نامیده میشود.
میترائومها اغلب فضاهایی نسبتاً کوچک و بسته بودند. در دو طرف تالار اصلی معمولاً سکوهایی برای نشستن یا برگزاری مراسم وجود داشت و در انتهای فضا تصویر اصلی میترا قرار میگرفت.
ساختار غارمانند این بناها اهمیت نمادین داشت. در بسیاری از موارد میترائوم در زیرزمین، داخل ساختمانهای دیگر یا در فضاهایی شبیه غار ساخته میشد. از دیدگاه راجر بک و پژوهشگران جدید، میترائوم را میتوان نوعی «تصویر جهان» دانست؛ یعنی معماری آن صرفاً محلی برای تجمع نبود، بلکه ساختار کیهانشناختی آیین را نیز بازنمایی میکرد.
این موضوع برای مطالعه معماری ادیان باستانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در میترائیسم، فضا، اسطوره و کیهانشناسی به یکدیگر متصل شدهاند.
مهمترین تصویر میترائیسم: کشتن گاو
مرکزیترین تصویر تقریباً تمام میترائومهای شناختهشده، صحنهای است که در پژوهشها «تائوروکتونی» یا گاوکشی نامیده میشود.
در این تصویر میترا گاوی را به زمین زده و خنجری در گردن آن فرو میکند. در اطراف صحنه معمولاً جانوران مختلف، عقرب، مار، سگ و پرندگان دیده میشوند. همچنین دو شخصیت مشعلدار با نامهای Cautes و Cautopates در دو سوی صحنه حضور دارند.
خورشید و ماه نیز در بسیاری از نمونهها دیده میشوند. این صحنه احتمالاً مهمترین نماد اعتقادی میترائیسم بوده است. اما معنای دقیق آن همچنان مورد بحث است.
فرانتس کومون تلاش کرد آن را بر اساس اسطورههای ایرانی و مفهوم قربانی تفسیر کند. در پژوهشهای بعدی، تفسیر نجومی اهمیت بیشتری پیدا کرد. طبق دیدگاه اولانسی، عناصر مختلف این صحنه میتوانند با صور فلکی ارتباط داشته باشند.
راجر بک نیز بر اهمیت نظام نجومی و کیهانشناختی میترائیسم تأکید کرده است. با این حال، هیچ اتفاق نظری درباره اینکه تمام عناصر صحنه دقیقاً چه معنایی داشتهاند وجود ندارد.
میترا و خورشید
یکی از نکات مهم در میترائیسم رومی، ارتباط نزدیک Mithras با Sol، یعنی خدای خورشید، است.
در برخی آثار، میترا و سول در کنار یکدیگر ظاهر میشوند و حتی ضیافت مشترکی دارند. از این جهت میترائیسم با مجموعه وسیعی از آیینهای خورشیدی جهان روم ارتباط پیدا میکند.
اما این ارتباط نباید به این معنا گرفته شود که میترا صرفاً «خدای خورشید» بوده است. در سنت ایرانی نیز ارتباط میترا با نور وجود داشت، ولی میترای رومی در یک نظام پیچیده از نمادهای نجومی و خورشیدی قرار گرفت.
عنوان «خورشید شکستناپذیر» یا Sol Invictus نیز در جهان روم اهمیت داشت و گاهی در پژوهشهای عمومی، میترائیسم و آیین سول اینویکتوس کاملاً یکی فرض میشوند؛ در حالی که از نظر تاریخی باید میان آنها تفاوت گذاشت.
آیین رازآمیز و مفهوم رستگاری
میترائیسم در گروه «ادیان اسرارآمیز» یا Mystery Cults قرار میگیرد. منظور از دین اسرارآمیز، آیینی است که فرد از طریق مراسم تشرف وارد جامعه مذهبی میشود و بخشی از آموزهها و مناسک برای افراد بیرون از گروه آشکار نمیشود. این ویژگی در آیینهایی مانند اسرار الئوسی نیز دیده میشود.
در میترائیسم، تشرف ظاهراً نوعی حرکت تدریجی از وضعیت عادی به جایگاهی بالاتر بوده است.
پژوهشهای جدید، بهخصوص آثار راجر بک، بر ارتباط میان میترائوم، کیهانشناسی و سفر روح تأکید دارند. بر اساس این دیدگاه، میترائوم را میتوان نوعی مدل کوچکشده از کیهان تصور کرد و تشرف فرد را نوعی حرکت نمادین در ساختار کیهانی دانست.
با این حال، درباره جزئیات دقیق مفهوم نجات در میترائیسم باید محتاط بود؛ زیرا برخلاف مسیحیت، متنی جامع درباره الهیات میترایی در اختیار نداریم.
گسترش میترائیسم در امپراتوری روم
میترائیسم رومی در اواخر سده اول میلادی در روم قابل مشاهده میشود و در سدههای دوم و سوم میلادی به مناطق مختلف امپراتوری گسترش مییابد.
آثار میترایی از بریتانیا در غرب تا مناطق بالکان و دانوب و از شمال آفریقا تا بخشهایی از خاور نزدیک کشف شده است.
گسترش این آیین تا حد زیادی با شبکههای نظامی و تجاری امپراتوری روم ارتباط داشت. سربازانی که از منطقهای به منطقه دیگر منتقل میشدند، آیین خود را نیز منتقل میکردند. این مسئله یکی از دلایل مهم گسترش جغرافیایی میترائیسم بود.
با این حال، میترائیسم هیچگاه مانند مسیحیت یک دین عمومی برای تمام جامعه روم نشد. میترائومها معمولاً کوچک بودند و بسیاری از آنها ظرفیت محدودی برای افراد داشتند. این ویژگی، ساختار اجتماعی آیین را نیز تحت تأثیر قرار میداد.
میترائیسم و مسیحیت
یکی از مشهورترین مباحث تاریخ ادیان، رابطه میان میترائیسم و مسیحیت است.
در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، برخی پژوهشگران شباهتهای بسیار زیادی میان این دو پیدا کردند و حتی معتقد بودند که مسیحیت بسیاری از عناصر خود را از میترائیسم گرفته است. البته این دیدگاه امروز به شکل ساده آن پذیرفته نیست.
نخست باید توجه کرد که بسیاری از عناصر مسیحیت ریشه در یهودیت دارند و پیش از گسترش میترائیسم رومی وجود داشتهاند. در عین حال، هر دو آیین در یک فضای فرهنگی مشترک امپراتوری روم فعالیت میکردند. هر دو آیین دارای اجتماعات مذهبی، آیینهای تشرف، زبان نمادین، مفاهیم نجات و ارتباط با نور بودند. همچنین در هر دو آیین، ضیافت مذهبی اهمیت داشت.
در میترائیسم، مراسمی وجود داشت که در آن اعضای گروه در یک ضیافت آیینی شرکت میکردند. در مسیحیت نیز عشای ربانی یکی از مهمترین آیینهای مذهبی است. اما شباهت این دو مراسم به خودی خود اثبات نمیکند که یکی از دیگری گرفته شده است.ممکن است این شباهتها نتیجه شرایط مشترک دینی جهان مدیترانه در دوران باستان باشد.
مسئله تولد میترا و تولد مسیح
یکی از مشهورترین ادعاهای رایج در نوشتههای عمومی این است که «میترا در ۲۵ دسامبر متولد شد و مسیحیت این تاریخ را از میترائیسم گرفت».
این ادعا در شکل قطعی آن با شواهد تاریخی سازگار نیست. ارتباط ۲۵ دسامبر با تولد میترا در منابع باستانی به اندازهای روشن نیست که بتوان آن را به عنوان یک واقعیت قطعی تاریخی ارائه کرد.
از سوی دیگر، ارتباط مسیحیت با ۲۵ دسامبر نیز در دورههای بعدی تاریخ مسیحیت شکل گرفت. بنابراین بهتر است این موضوع را نمونهای از شباهتهای مشهور اما بحثبرانگیز بدانیم، نه یک رابطه قطعی علت و معلولی.
آیا مسیحیت از میترائیسم تقلید کرد؟
پاسخ پژوهش امروزی بسیار محتاطانهتر از پاسخ برخی نویسندگان قدیمی است.
فرانتس کومون و برخی پژوهشگران نسل او تمایل داشتند میترائیسم را یکی از رقبای اصلی مسیحیت و حتی منبع برخی از عناصر آن بدانند. اما پژوهشهای جدید نشان دادهاند که این رابطه بسیار پیچیدهتر است.
مسیحیت در سده اول میلادی از محیط یهودی فلسطین برخاست و بسیاری از مفاهیم اصلی آن پیش از گسترش گسترده میترائیسم رومی وجود داشت. از سوی دیگر، میترائیسم و مسیحیت در سدههای دوم و سوم میلادی در کنار یکدیگر در امپراتوری روم حضور داشتند. بنابراین بهتر است به جای عبارت «مسیحیت از میترائیسم گرفته شد» از مفهوم «همزیستی و رقابت ادیان در جهان روم» استفاده کنیم.
در عین حال، برخی نویسندگان مسیحی متأخر درباره میترائیسم نوشتهاند و از شباهتها و رقابت میان آیینها آگاهی داشتهاند. حتی شواهدی برای وامگیری برخی عناصر میترایی توسط برخی جریانهای مسیحی گنوسی مطرح شده است؛ اما این موضوع را نباید به کل مسیحیت تعمیم داد.
میترائیسم و مسیحیت در جهان هلنیستی-رومی
نکته اصلی در فهم رابطه این دو دین، توجه به محیط فرهنگی مشترک است. محوطهی مدیترانه در دوران امپراتوری روم متشکل مجموعهای از سنتهای دینی گوناگون بود.
ادیان مصری مانند ایزیس، آیینهای یونانی، سنتهای شرقی، آیینهای محلی، یهودیت، مسیحیت و میترائیسم در کنار یکدیگر حضور داشتند.
در چنین محیطی، مفاهیمی مانند نور، خورشید، نجات، روح، جهان پس از مرگ، پاکی و تشرف در سنتهای مختلف دیده میشدند. بنابراین وجود یک مفهوم مشترک الزاماً نشاندهنده اقتباس مستقیم نیست. میترائیسم نیز خود از همین محیط تأثیر پذیرفت.
از یک طرف نام و شخصیت اصلی آن به سنت بسیار کهن ایرانی مربوط بود؛ از طرف دیگر ساختار آیین، معماری میترائوم، نظام هفت درجهای و بخش مهمی از نمادهای کیهانی آن در محیط فرهنگی هلنیستی ـ رومی شکل گرفت.
افول میترائیسم
از اواخر سده سوم و بهویژه سده چهارم میلادی، شرایط مذهبی امپراتوری روم تغییر کرد.
مسیحیت ابتدا از سوی امپراتوری مورد آزار قرار گرفت، اما پس از تحولات سیاسی دوره کنستانتین جایگاه آن تغییر کرد. در سال ۳۱۳ میلادی، با فرمان میلان، محدودیتهای رسمی علیه مسیحیان پایان یافت و در دهههای بعد، مسیحیت به تدریج جایگاه بسیار قدرتمندتری در امپراتوری پیدا کرد.
در اواخر سده چهارم، سیاست مذهبی امپراتوری به نفع مسیحیت تغییر بیشتری کرد و بسیاری از آیینهای سنتی رومی تحت فشار قرار گرفتند. میترائیسم نیز در همین دوره رو به افول گذاشت. بسیاری از میترائومها متروک یا تغییرکاربری داده شدند.
در نهایت، تا پایان سده چهارم و آغاز سده پنجم، میترائیسم به عنوان یک آیین سازمانیافته عملاً از صحنه تاریخی خارج شد.
میراث میترائیسم
اگرچه میترائیسم از میان رفت، اهمیت تاریخی آن باقی ماند. این آیین نمونه مهمی برای مطالعه نحوه ترکیب سنتهای ایرانی، یونانی، رومی و نجومی در جهان باستان است.
از دیدگاه تاریخ معماری نیز میترائومها اهمیت ویژهای دارند؛ زیرا نشان میدهند که چگونه یک فضای کوچک میتوانست همزمان نقش پرستشگاه، محل تشرف، محل اجتماع و بازنمایی کیهان را داشته باشد. همچنین آثار میترایی یکی از منابع مهم برای شناخت ادیان رازآمیز جهان روم هستند.
از دیدگاه تاریخ ادیان، میترائیسم نشان میدهد که جهان باستان مجموعهای از ادیان کاملاً جدا از یکدیگر نبود؛ بلکه سنتهای مختلف دائماً با یکدیگر تماس داشتند، از یکدیگر تأثیر میگرفتند و در محیطهای جدید تغییر میکردند.
نتیجهگیری
میترائیسم را باید حاصل یک روند طولانی تاریخی دانست، نه آیینی که ناگهان در ایران یا روم ظاهر شده باشد.
نقطه آغاز این تاریخ، مفهوم بسیار کهن «میترا» در سنتهای هند و ایرانی است. در ایران، میترا یا مهر با پیمان، راستی، نظارت و نور ارتباط پیدا کرد و در سنت زرتشتی به یکی از ایزدان مهم تبدیل شد.
اما میترای رومی که از اواخر سده اول میلادی در امپراتوری روم ظاهر شد، شکل متفاوتی داشت. این آیین در محیط فرهنگی گستردهای شکل گرفت که عناصر ایرانی، آناتولیایی، یونانی، رومی و نجومی در آن با یکدیگر ترکیب شده بودند.
مرکز این آیین، تصویر میترا در حال کشتن گاو، میترائومهای غارمانند، نظام هفت درجهای تشرف، ارتباط با خورشید و کیهانشناسی پیچیده بود.
رابطه آن با هلنیسم را میتوان رابطهای اساسی دانست؛ زیرا بسیاری از ویژگیهای ساختاری میترائیسم رومی در محیط فرهنگی هلنیستی ـ رومی قابل فهم است.
اما رابطه میترائیسم با مسیحیت باید با احتیاط بیشتری بررسی شود. شباهتهایی میان دو آیین وجود دارد، اما شباهت به معنای تأثیر مستقیم نیست. مسیحیت ریشههای بنیادی خود را در یهودیت دارد و بخش مهمی از باورهای آن پیش از شکلگیری میترائیسم رومی وجود داشته است.
در عین حال، هر دو آیین در یک جهان فرهنگی مشترک رشد کردند و در سدههای دوم و سوم میلادی در کنار یکدیگر حضور داشتند. بنابراین بهتر است رابطه آنها را در چارچوب رقابت، همزیستی و تبادل فرهنگی ادیان امپراتوری روم بررسی کنیم.
در نهایت، اهمیت میترائیسم تنها در این نیست که «دینی شبیه مسیحیت» بوده است؛ بلکه اهمیت اصلی آن در این است که نمونهای روشن از تبدیل یک ایزد بسیار کهن ایرانی به یک نظام دینی جدید در جهان رومی است. همین فرایند، میترائیسم را به یکی از مهمترین نمونهها برای مطالعه تعامل ایران، هلنیسم و روم در تاریخ ادیان باستان تبدیل میکند.
منابع:
- Cumont, Franz. The Mysteries of Mithra: The Origins of Mithraism. Translated by Thomas J. McCormack. Dover Publications.
- Clauss, Manfred. The Roman Cult of Mithras: The God and His Mysteries. Translated by Richard Gordon. Edinburgh University Press, 2000.
- Beck, Roger. The Religion of the Mithras Cult in the Roman Empire: Mysteries of the Unconquered Sun. Oxford University Press, 2006/2007.
- Mastrocinque, Attilio. The Mysteries of Mithras:
- A Different Account. Mohr Siebeck, 2017.
- Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism. Vols. I–III. Brill.
- Turcan, Robert. Mithras Platonicus: Recherches sur l'hellénisation philosophique de Mithra. Brill.
- ورمازرن، مارتن ژوزف، آیین میترا، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۵.
- عالیخانی، بابک (گردآورنده)، مهر در ایران و هند باستان، تهران: ققنوس، ۱۳۸۴.
- اولانسی، دیوید، پژوهشی نو در منشأ میتراپرستی: کیهانشناسی و نجات و رستگاری در دنیای باستان، ترجمه و تحقیق مریم امینی، تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۰.